طرفداری- قطعا مارتین تایلر یکی از مشهورترین (اگر نه مشهورترین) گزارشگر فوتبال در دوران معاصر محسوب می‌شود. صدای جادویی او خاطرات تلخ و شیرینی برای مخاطبان اسکای رقم زده است. 

در روزهای توقف فوتبال به خاطر ویروس کرونا، اسکای اسپورتس از تایلر خواست تا خاطراتی از حضورش در ورزشگاه‌های لیگ برتری را روایت کند. قسمت یازدهم این مجموعه به ورزشگاه اتحاد و یک روز تاریخی در لیگ برتر اختصاص داشت؛ روزی که منچسترسیتی با برد 3-2 مقابل کویینز پارک رنجرز قهرمان لیگ برتر شد. این شما و این روایت ماجرا به قلم خود مارتین تایلر:


اگر به چشم خودتان نمی‌دیدید، نمی‌توانستید قهرمانی سال 2012 منچسترسیتی در لیگ برتر را باور کنید. این موهبت شامل حال میلیون‌ها مخاطب اسکای اسپورتس از جمله گزارشگری خوش شانس شد. سیتی باید مقابل کویینز پارک رنجرزی که در خطر سقوط بود، کار آسانی می‌داشت ولی اصلا این طور نشد. ناکامی سیتی قهرمانی دیگری را برای رقیب دیرینه آن‌ها یعنی منچستریونایتد به همراه می‌آورد؛ تیمی که قهرمان 12 مورد از 19 دوره قبلی لیگ برتر شده بود. سیتی از سال 1968 قهرمان نشده بود و حالا فرصتی بی نظیر پیش روی آن‌ها قرار داشت. نیمه اول پر تنشی بود که در گل کوبنده پابلو زابالتا خلاصه شد. 

جبرئیل سیسه با گل تساوی بخش خود جمعیت حاضر در ورزشگاه را حیرت زده کرد و با وجود اخراج شدن جوی بارتون (هافبک پیشین سیتی) رنجرز ده نفره به وسیله گل جیمی مکی از حریف خود پیش افتاد. وقتی تابلوی تعویض بالا رفت تا پنج دقیقه وقت اضافه را اعلام کند، سیتی هنوز به دو گل برای برنده شدن و قهرمانی نیاز داشت. معمولا نقش ادین ژکو در این اعجاز فوتبالی نادیده گرفته می‌شود. ضربه سر او حساب کار را 2-2 کرد. 

بازی یونایتد با ساندرلند تمام شده بود و حالا بازیکنان آن‌ها از نمایشگرهای کنار زمین، پیگیر مسابقه اتحاد بودند. آن تصاویر تحت کنترل تونی میلز، کارگردان اسکای قرار داشتند. او صفحه را به دو بخش تقسیم کرد تا راوی هر دو داستان باشد. سیتی هنوز بازی می‌کرد و یونایتد تماشاگر بود. درست زمانی که ماریو بالوتلی توپ را پس گرفت و آن را به سرخیو آگوئرو رساند، او تصویر مسابقه را تمام صفحه کرد. وقتی بازیکن بزرگ آرژانتینی به توپ ضربه زد، می‌دانستم گل خواهد شد. نفس عمیقی کشیدم و .......... خب، خودتان از باقی ماجرا خبر دارید!

مارک هیوز (مربی پیشین سیتی که در آن روز هدایت QPR را در دست داشت) گفت فریادی که من زدم، گوش خراش‌ترین صدایی بود که تا به حال در یک ورزشگاه فوتبال شنیده است. تونی میلز برای روایت کردن این داستان حیرت انگیز، قاب‌هایی جادویی را کنار هم قرار داد. به نمایی که از جو هارت نشان داد نگاه کنید تا متوجه باورنکردنی بودن ماجرا شوید. شاید من و نیال کویین چند واژه مناسب پیدا کرده باشیم ولی چیزی که ماجرای آن روز را به خوبی روایت کرد، تصاویری بود که نشان داده شد. آن اتفاق در می 2012 افتاد و از آن پس تقریبا هر روز در مورد آن از من سوال می‌کنند. همیشه قدردان اسکای اسپورتس خواهم بود که آن روز مرا به عنوان گزارشگر آنجا فرستاد. ولی بیایید فراموش نکنیم که آن لحظه به آگوئرو تعلق داشت. و از نظر من، تونی میلز هم کمتر از او درخشان ظاهر نشد.