یادمه ومپایر دایریز جز اولین سریالایی بود که دیدم از همون اول تاثیرشو روی من گذاشت و هر کس رو میدیم گردنشو گاز میگرفتم حتی تاثیرش جهانی شده بود همه گردن دوس دخترشونو گاز میگرفتن خلاصه گذشت رفتم برکینگ بد دیدم این خیلی افتضاح بود تو اتاقم شروع کرده بودم شیشه میپختم و تو محل بهم میگفتم ابول هایزنبرگ داشتم تمام جنوب رو با شیشه های آبی تامین میکردم خلاصه همون زمانا بود شروع کردم نارکس (narcos) رو دیدم و فاز پابلو اسکوبار گرفتم چند جای کشور هم انتحاری زدم و خلاصه دردسر شدم حالا به جای ابول هایزنبرگ به ابول پابلو معروف شده بودم که در همین حین یه سریال اومده بود به اسم گیم او ترونز اینو که دیدم کلا بحث عوض شد اول که خانوم باز شدم در و دافارو لخت میریختم رو تخت حال میکردیم بعدش هم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم رفتم یه اژدها گرفتم سوارش شدم و کل شهرمونو به آتیش کشیدم... خلاصه افسرده شده بودم که شنیدم یه سریال طنز اومده به اسم پایتخت گفتم ببینم حال و هوام عوض بشه اما بهتر که نشدم هیچ بدتر شدم به پدرم بی احترامی میکردم دستم بی قرار شده بود مواد میزاشتم زیر ماشین اهالی محل خلاصه وضع خیلی داغون شده بود رو زنم هوو اوردم اونم طلاق گرفت من موندم و بچه هام، و حالا نمیدونم الان که من دارم تو زندان اینو واستون مینویسم که بهشون غذا میده... سریال زندگی منو به آتیش کشید

تاثیرات سریال ها زندگی منو به آتیش کشید
۲۷۱ بازدیددوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ - 0۸:۱۲


