سلام داداشای گلم ، اول از همه ، از شما تشکر می کنم که برای سلامتی مادرم دعا کردین ، متاسفانه دیشب بعد از هفده روز بستری بودن در بیمارستان ما رو ترک کرد ، تو این 17 روز به اندازه 34 سال عمری که از خدا گرفتم دعا کردم ، ضجه زدم ، التماس کردم ، توسل جستم،نذر کردم، ولی حاجتم روا نشد که نشد ، و بی مادر شدم ، شاید بگین مردِ حسابی تو که 34 سالته و تو که بچه نیستی چرا این حرفها رو می زنی ، باید بگم چون من سرپرست و کفیلش بودم و با من زندگی میکرد و متاسفانه نتونستم اونجوری که شایسته اش بود نوکری و غلامیشو بکنم ، تو رو خدا اونایی که پدر و مادرشون زنده هست برین دست و پاهاشون رو ببوسین تا مثل من ،دور از جناب شما، مثل سگ پشیمون نشین ، و یه خواهش دیگه اینکه مراقب خودتون و خونوادتون باشین ، من دردم از اینکه مادرم حتی به من میگفت مهدی جان از نانوایی نون نخر ، برو آرد بخر من خودم نون درست کنم ، چون نانواها با همون دستی که نون به مشتری میدن با همون دست هم پول از مشتری میگیرن و احتمال داره کرونا بگیریم ، من موندم اون که از هفته اولِ اسفند اصلا بیرون نرفت چطوری به این بیماری حروم زاده مبتلا شد، ببخشین سرتون رو درد آوردم ، اگه امکان داره برای شادی روحش صلوات بفرستین و فاتحه بخونین و بازم اگه امکان داره براش نماز شب اول قبر بخونین

یا علی