همه ما با داستان ابراهیم کم و بیش اشنا هستیم ابراهیم شبانه به بت کده میره بت ها رو با تبر میشکنه و تبر رو به دست بت بزرک میده فردای اون روز بین بت پرستان اشوبی به پا میشه که چه کسی بت های مقدس ما رو شکست ابراهیم مدعی میشه بت بزرگ اینکار رو کرده بت پرستان میگن این بت ها توانی از خودشون ندارن و نمیتونن حرکت کنن ابراهیم هم پاسخ میده چطور بت های سنگی و چوبی که خودتون ساختید رو میپرستید این ها توان دفاع از خود رو هم ندارن اینهایی که حرکتی و توانی ندارن شایسته عبادت نیستن. قرن ها از این داستان میگذره ولی هنوز مردم بت ها رو میپرستن بت ها دیگر از سنگ و چوب نیستن بت های امروزی خیالی و در ذهن ما هستن بعضی هایشون شکل های فیزیکی گرفتن با طلا و الماس و یاقوت هزار رنگ زینت داده شدن ولی همچنان عاجز و ناتوان از دفاع از خود هستن سیل و زلزله و باد و بارون اون ها رو در هم میشکنه اونها همچنان نمیتونن بلایی رو دفع کنن بیماری رو شفا بدن و یا تاثیری روی زندگی انسان ها بزارن مدعی های دروغین اصرار دارن اونها همه ی این کار رو میتونن انجام بدن همون حروف هایی که سران بت پرستان زمان ابراهیم میزدن از همون روز اول تولد در گوش بچه ها عقایدشان رو فرو می کنند و انقدر روز و شب اون رو تکرار میکنن که تبدیل به یک تابوی ذهنی میشه که کوچک ترین انتقاد از اون تن و بدن رو به لرزه میندازه ! ولی تمام اینها خیالی هستن مثل بت های ابراهیم هیچ قدرتی ندارندانها تنها و تنها ابزاری هستن برای کنترل عامه ساده مردم . امروز ما دیگر نباید منتظر ابراهیم باشیم هر کسی بت دهنی مخصوص به خود رو داره و شکستن اون کار یک نفر و ده نفر نیست امروز ما باید ابراهیم خود باشیم و جهنم خود رو به گلستان تبدیل کنیم .
دل نوشته دختر مهتاب


