دوبار گلمکانی بهترین منتقد ایران شده یک بار توسط انجمن خود صنف منتقدین یک بار هم در نظرسنجی گسترده از تمام رسانه های ایران از دولتی و ارزشی و خصوصی و سینمایی که حتی فراستی تو هر دوتاش جزو ده تا هم قرار نگرفت و هر دوبار اما گلمکانی برترین منتقد بین اهل خود فن و رسانه ها شد.

بعد فراستی که تمامش شوآف و نمایش است و فرق سینمای کلاسیک از مدرن را نمیفهمد و دو زار مقبولیت و محبوبیتی بین اهل رسانه و اهل فن ندارد را چون با فروش شرف و استقلال، صحبتهایی میکند که خوششان بیاد را در یک رسانه انحصاری تریبون یک طرفه میدهند و عده ای هم ساده و عوام هم فکر میکنند منتقد دیگری در کشور نداریم فقط ایشون منتقد است_در راستای شست و شوی مغزها_ به عوض امثال گلمکانی  که کار فرهنگی و نقد سازنده برای این مملکت سالها کرده و قدیمیترین و جدی ترین و باسواد ترین مجله سینمایی ایران مجله فیلم را داشته هیچوقت تریبون به او نمیدن او یا امیرپویاها قطبی زاده ها جاهد ها مرحوم کریمی ها و...  چون نظرشون جوری نیست که مدیران و سازمان خوششان بیاد ولی یه رانت خور تواب به نام فراستی  را هر شب بعنوان خوراک تاریخ مصرف گذشته به ملت تعارف میکنند! چرا؟ خود گلمکانی پاسخش را داده بخوانید:

چرا در برنامه‌های سینمایی تلویزیون به عنوان منتقد حضور ندارید؟ انگار اتاق‌های فکر این برنامه‌ها، از یک تفکر محدود در سینمای ایران تغذیه می‌کند و من اعتقادی به این یک‌سو نگری ندارم. انگار که همه‌چیز دارد بر اساس معادلات سیاسی و جناحی بررسی می‌شود.

گلمکانی: فراستی آفت نقد فیلم است! یکی از چیزهایی که در این سال‌ها آفت نقد فیلم شده است، همین برنامه «هفت» و فراستی است. خود فراستی در میان صحبت‌هایش گفته نقد یعنی تخریب و این تعریفی است که از نقد می‌کند. یعنی نقد حتما باید درباره آثار بد نوشته شود که نیاز به تخریب داشته باشد؟ اگر بخواهیم درباره یک شاهکار نقد بنویسیم، حتما باید آن را تخریب کنیم؟نقد یعنی تحلیل، یعنی حتی یک فیلم تجاری سخیف را تحلیل کنیم و بگوییم چطور فیلمی است، دارد چه می‌گوید، رویکردش درباره موضوع، بازیگری، موسیقی و فیلم برداری چیست. این نوع نقدی که از تلویزیون آمد به عنوان این که فلان فیلم آشغال است، باعث شده این اشتباه بین عامه مردم پیش بیاید که هرکس بیشتر پرخاش کند یا ادبیات خشن‌تری داشته باشد، منتقد بهتری است.