#مقاله ✅ آقای معمولی و قصه اوج‌گیری پسر معمولی‌تر... سال ۲۰۱۴، بعد از رفتن جرارد، کاپیتان اول لیورپول شد؛ جوردن هندرسون؛ سالی که کلوپ به آنفیلد اومد، ۲۵ سالش بود؛ لیست نفرات لیورپول تو اون دوره انقدر فاجعه بود که هندرسون، قابل اعتماد ترین بازیکن کلوپ باشه. وقتی که خرابه آنفیلد به دست معمار آلمانی، فصل به فصل در حال تبدیل شدن به قصری باشکوه بود، هندرسون طوری عاشق بود که حتی اگه اسمش زیر سایه ستاره‌های نقل و انتقالاتی هم قرار بگیره، سخت‌کوش ترین فرد تیمش باشه؛ و حالا که بعد از پنج سال، بنای درخشان لیورپول تکمیل شده، "هندرسون ۳۰ ساله" قابل اعتماد ترین و عاشق‌ترین بازیکن لیورپوله. روزی که کلوپ تو کنفرانس خبریش، از ساختن تیمی رویایی در آینده حرف میزد، حتی اون هواداری که هندرسون براش نقش معشوقه رو بر عهده داشت هم، هیچوقت تصور نمیکرد که جوردن به کاراکتر اصلی همون تیم رویایی تبدیل بشه و لیورپول با چند هفته نداشتنش، هشت بار دروازه‌اش باز بشه، روند شکست‌ناپذیری هاش تو لیگ به پایان برسه و همچنین دستش از اف‌ای‌کاپ کوتاه بمونه. حالا دیگه اون هوادار فرضی تنها نیست و هزاران هوادار قرمز تو جو وحشتناک آنفیلد، برای کاپیتانشون شعر میخونن "Here's to you, Jordan Henderson, Jurgen loves you more than you will know, Oh-oh-oh..." روانشناس‌ها میگن "برای ایجاد توازن و هماهنگی توی یه مجموعه، باید به نفر ضعیفتر گروه، وظایف بزرگتر و سنگین‌تری نسبت به سایر اعضای جمع داد تا اون شخص از نظر توانایی و عملکردی پیشرفت کنه و همسطح سایر بازیکن‌ها قرار بگیره؛ به شرطی که مطمئن باشیم، عنصری وجود داره که باعث میشه اون فرد از پس وظیفه بزرگی که بهش سپرده شده بر بیاد" کلوپ در نقش روانشناس، وظیفه سنگین کاپیتانی رو به نفر ضعیفتر گروه سپرد و مطمئن بود که عنصری به نام عشق و خواستن وجود داره که باعث میشه هندرسون به خوبی از پس این کار بر بیاد. هندرسون با بستن بازوبند کاپیتانی، دونده‌تر شد، پر تلاش تر شد، مسئولیت‌پذیر تر شد و عاشق‌تر و قابل اعتماد تر شد تا تاثیرش روی موفقیت لیورپول، همسطح و یا شاید بیشتر از ستاره‌های هجومی و دفاعی این تیم باشه و بازوبند برازنده تلاشش. هندرسون هرگز تنها قدم نزد؛  برای رسیدن به جایگاه فعلیش، دنبال پشت سر تیم و بازیکن‌ها دوید و در آخر از اونها جلو زد. جوردن از شروع ساخت این کاخ تا پایانش همراه لیورپول بود؛ تو ۲۴ سالگی، سُر خوردن جرارد رو از چند قدمی دید؛ تو ۲۵ سالگی، بازوبند کاپیتانی رو به بازوش دید؛ تو ۲۶ و ۲۷ و ۲۸ سالگی، واژه رو خواستن تو وجودش دید و تو ۲۹ سالگی، جام چمپیونزلیگ رو بالای دستاش. حالا هم در آستانه ۳۰ سالگی، آماده میشه تا با کلوپ به چیزی برسه که با راجرز تو لحظات پایانی از دستش داده بود. امسال چه لیورپول به قهرمانی لیگ جزیره برسه چه نرسه، نمیشه نگفت که کلوپ، روانشناس سال بود و هندرسون، کاپیتان سال و نمیشه نگفت که فرایند رشد و بلوغ هندرسون طی این چهار سال، یکی از بزرگترین روندهای پیشرفتی فوتبال بوده.  حالا هندرسون با فریادهای از ته دل بعد از هر گل تیمش و با دوندگی فوق‌العاده‌اش تو همه جای زمین، ثابت میکنه که لایق این جایگاهه...