روایت جوان ۲۰ ساله ایی که به همه یاد داد،،

عموم مردم به تصمیمات قضایی اعتماد کامل ندارند و در اندکی از موارد این واقعا نقص و ابهام قانونگذار است که این ذهنیت را میسازد، اما اینبار بشنوید بشنوید که جوان بیست ساله چگونه هم محدوده زندگی خود را مصون میسازد هم به الگوی دوست داشتنی تبدیل میشود،.

چند وقت پیش در منطقه ایی مد شده بود که نه تنها اوباش، بلکه آدمهای معمولی که قصد ضربه زدن به شخصی به هر دلیلی که داشتند، اقدام به درآوردن البسهه،خصوصا شلوار فرد در خیابانهای خلوت میکردند که هم ضربه روحی شدیدی به طرفشان بزنند،هم از ضعف قانون که این عمل را در قوانین کیفری جهت انطباق با ماده قانونی با هیج موردی مطابقت نداشت و نهایتا در صورت اثبات تحت عنوان توهین تلقی میشد که جریمه نقدی خیلی اندکی دارد،از طرف دیگر شاکی بخاطر حفظ آبرو ترجیح میداد سکوت کند، در موارد نادری که طرفین شرور بودند، با عدم مراجعه به قانون اقدام به انتقام های سنگین و مواجه با حبس و آثار نابودکننده آن میشدند،این مدل از اذیت و آزار که قانون همچنان هم در برابر آن سکوت کرده ،در یکی از مناطق کشورمان در حالی که رواج بسیاری پیدا کرده بود به ناگاه توسط پسری ۲۰ ساله برای همیشه پرونده اش بسته شد، این فرد که شخص سالم و از خانواده کم دستی بود تنها با جسارت و تحمل فشار روحی و صبر فروان ،تاثیری از خود بجای گذاشته که حتی مامورین اجرای قانون در برابر آن ناتوان مانده بودند، او پس از اینکه قربانی این ضربه روحی شده بود، با مراجعه به قانون و چندین وکیل باتجربه متوجه شده بود که از لحاظ قانونی به جایی نمیرسد و همه وی را به دنبال نکردن موضوع ترغیب کرده بودند، اما او سرسختانه با رد نظر وکلا ، شخصا اقدام به تحقیق در مورد قوانین کیفری کرده و پس از گذشت ۲۸ روز از تاریخ اتفاق موفق به بازداشت سه نفر متهم گشت، وی با اینکه فیلمی از دوربی مداربسته در دست داشت اما بدلیل اینکه قانونگذار برای این عمل، کیفر متناسب پیش بینی نکرده بود،با فکر توانا و تحقیقات حقوقی، عنوان شکایت خود را به تخریب تغییر داده بود، و با توجه به اینکه گزارش پلیس ۱۱۰ مربوطه در پرونده را مطالعه کرده بود، متوجه شده بود که مامور مربوطه به پاره بودن لباس  وی اشاره کرده خود متهمین ضمن رد ادعای حرکت غیر اخلاقی خود  تنها به دست به یقه شدن اعتراف کرده بودند،درنهایت این پسر سرسخت اما تنها و بدون وکیل ‌و پشتیبانی حتی یک نفر ، توانست با اشاره به فیلم مداربسته،گزارش نیروی ‌‌پلیس و اعتراف رایج دست به یقه شدن، دادیار را متقاعد کند که کیفرخواست تخریب عمدی را برایش صادر کند و در مراحل بعدی در کمال ناباوری همگان، قاضی شعبه و قضات دادگاه تجدیدنظر، پس از گذشت حدود یکسال و نیم حکم قطعی ۳۶ ماه زندان تعزیری را برای سه طرف مجرمش بگیرد، با ایستادگی  و پافشاری و نه گفتن به مبالغ در خور ، آنها را به زندان انداخت، تاثیر این پیروزی باور نکردنی در منطقه آنچنان وسیع و نافذ بود، که این حرکت زشت و غیراخلاقی که قبل از آن بصورت رایج و  روزافزون قربانی میگرفت، مثل خشکاندن ریشه درخت، بنیان این جرم بدون مجازات متناسب برای همیشه از آنجا از بین رفت و دیگر حتی یک مورد  از این حرکت غیراخلاقی و مخرب گزارش نشد، و این پسر همچون نگینی در دل تمام خانواده ها و مردمان آنجا میدرخشد و حتی قضات هم او را تحسین کردند، مجازات یا انتقام هدف او نبود، او خواسته یا ناخواسته  اثری از خود بجای گذاشت که سالها آموزش و پیشگیری و مجازات قانونی هم ، در مقابله با آن عاجز مانده بودند.