سر جلسه امتحان دی ماه تو دانشگاه بودم امتحانه چهار گزینه ی ۴۰ تا سوال 

اقا چون من فکر میکردم تشریحی میاد حفظ کرده بودم 

شب امتحان فهمیدم چهار گزینه ایه

صبحش رفتیم سر جلسه خدارو شکر دو تا مراقب خوب خورد به پستمون 

امتحان شروع شد من خودم ۲۶ تا رو جواب دادم سمت چپم ۳ تا پنجره بود که اون طرفش چند تا ساختمون بزرگ بود 

اقا داشتم تقلبی میکردم میگفتم سوال فلانو فلان ،یهو مراقبه اومد سمت با خنده گفت چیکار میکنی  ؟

گفتم :استاد به افق خیره شدم 

اینو گفتم چون تن صدامم بالا بود همه بچه زدن زیر خنده خخخ

مراقبه با خنده گفت که به افق خیره شدی ؟ برگتو بیار 

منم بلند شدم رفتم برگرو دادم بهش گفتم استاد بخدا به افق خیره شده بود 

گفت بیا برگتو بگیر ولی دفعه اخرت باشه که سر جلسه به جاهای دیگه خیره میشی 

خخخخخخ اون امتحانم ۱۱و نیم گرفتم 

ولی کرم ریختن خیلی خوبه تو دانشگا تمام بچه ها میگن علی بیا پیش ما بشین همیشه هم اخر کلاسم سر همینم یبار یه چیزی به استاد زنمون گفتم اونم منو انداخت پفیوز 

کلا زنا خیلی عقده ای ان