گویان فرانسه (به فرانسوی: Guyane française) یکی از ناحیههای فرادریایی فرانسه در شمال آمریکای جنوبی در همسایگی کشورهای سورینام و برزیل و در جنوب دریای کارائیب است. گویان فرانسه از تمام کشورهای آمریکای جنوبی کوچکتر است؛ اما در میان کشورهای مستقل آمریکای جنوبی سورینام کوچکترین میباشد. زبان مادری مردم این کشور فرانسوی است. البته زبان هاى ديگرى نيز در اين كشور تكلم مي شوند از جمله انگليسى، كريول گويان فرانسه، كريول گويان، هندى كارائيبى، هلندى، كريول هائيتى و ..... این کشور تنها کشور مستقل نشده در آمریکای جنوبی می باشد همچنین تنها کشور فرانسوی زبان آمریکای جنوبی، ممکن است به زودی شاهد استقلال این کشور از فرانسه باشیم شاید با اسمی دیگر! نام این کشور از منطقه گویان گرفته شده است که توسط اروپاییان تقسیم شده بود گویان هلند که بعدها سورینام نام گرفت، گویان انگلیس که به گویان مشهور است ، گویان اسپانیا که بخشی از خاک کشور ونزوئلا شده است ( ایالات آمازوناس و بولیوار و دلتا آماکورو) و گویان پرتغال که با نام آماپا ایالتی از کشور برزیل شده است.
از شهرهای معروف این کشور می توان به کاین پایتخت آن، سنت لورن دومارونی، کورو ، ماریپاسولا ، مانا ، آپوتو و پاپایشون اشاره کرد.
مهاجران فرانسوی که کمتر از صد سال پیش به گویان وارد شدند، پسوند فرانسه را به گویان اضافه نمودند. اکثر ساکنان مهاجر اروپایی گویان فرانسه را مهاجران فرانسوی، اسپانیایی و هلندیتبار تشکیل میدهند. ادارهٔ این منطقه در سال ۱۶۶۷ و به موجب پیمان بردا (Treaty of Breda) به فرانسه سپرده شد. در سال ۱۹۴۷، گویان فرانسه به عنوان مستعمرهٔ ماوراء بحار فرانسه درآمد. از آن زمان تاکنون بسیاری از بومیان گویان فرانسه برای رسیدن به خودمختاری تلاش میکنند ولی این تلاشها عملاً بینتیجه بوده، گویان فرانسه فقط دارای ۵٪ استقلال نسبی است و در سایر موارد از دولت فرانسه تبعیت میکند.
پایتخت گویان فرانسه شهر کاین ( Cayenne ) با حدود 61 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت گویان فرانسه 91 هزار کیلومتر مربع و جمعیت آن 203 هزار و 500 نفر است . گویان فرانسه از جمله مستعمرات ماوراء بحار فرانسه به شمار می رود . از جمله مهمترین شهرهای گویان فرانسه می توان به سول ، سنت لورنت دو مارونی ، کورو ، رژراد دس کان و سنت جورجز اشاره کرد . کریستوف کلمب برای نخستین بار و طی سومین سفرش به دنیای جدید در سال 1498 میلادی این منطقه را کشف کرد . مهاجران فرانسوی که کمتر از صد سال پیش به گویان وارد شدند ، پسوند " فرانسه " را به گویان اضافه نمودند . اکثر ساکنان مهاجر اروپایی گویان فرانسه را مهاجران فرانسوی ، اسپانیایی و هلندی تبار تشکیل می دهند . اداره ی این منطقه در سال 1667 و به موجب پیمان بردا ( Treaty of Breda ) به فرانسه سپرده شد ، پس از آن فرانسه از سال 1852 تا سال 1939 گویان فرانسه به انضمام جزیره ی بدنامی موسوم به " جزیره ی شیطان " ( Devil Island ) را به عنوان مستعمره ی کیفری ( Penal Colony ) تلقی کرد . در سال 1947 گویان فرانسه به عنوان مستعمره ی ماوراء بحار فرانسه درآمد . مرکز فضایی اروپایی که مکان آن در شهر کورو ( Kourou ) در گویان فرانسه قرار دارد فصل جدیدی از ورود دنیای مدرن و تکنولوژی های جذاب نجومی و فضایی را برای مردم این منطقه رقم زده است . در سال 2006 میلادی ژان پیر رافلاکوئر به عنوان فرماندار گویان فرانسه از جانب دولت فرانسه منصوب شد . نژاد 66 % مردم گویان فرانسه را ، سیاه یا مولاتو ، 12 % را سفید و 12 % را نیز هند شرقی ، چینی و آمریندین تشکیل می دهند ، همچنین دین اکثریت مردم گویان فرانسه نیز کاتولیک است . زبان رسمی گویان فرانسه ، فرانسوی است ، همچنین اسپانیایی نیز رواج دارد . واحد پول گویان فرانسه ، فرانک با واحد جزء ( سانتیم ) نام دارد . از مهمترین صادرات گویان فرانسه می توان به ذرت ، برنج ، نشاسته ، شکر ، کاکائو ، موز ، میگو و فراورده های چوبی اشاره کرد .
![]()
«مستعمره کیفری کایِن» (The penal colony of Cayenne) که بیشتر با نام «جزیره شیطان» (Devil's Island) به شهرت رسیده، در گذشته و در قرون نوزده و بیست بهعنوان یک زندان مورد استفاده قرار داشت. این زندان در قالب چندین ساختمان مجزا در جزایر کوچک و بزرگ گویان فرانسه ساخته شد. اینجا محلی برای نگهداری زندانیان سیاسی تبعید شده و بهطور کلی هر کسی بود که بهنحوی اسباب ناخشنودی حاکمان فرانسوی را فراهم کرده بود. از جمله معروفترین افراد زندانی شده در این زندان میتوان به «آلفرد دریفوس» (Alfred Dreyfus) اشاره کرد. این مکان مخوف همچنین بهدلیل برخوردهای خشن نگهبانان با جنایتکارانی که از سرتاسر قلمروی فرانسه گردآوری و به این جزیره فرستاده شده بودند نیز به شهرت رسیده است. سیستم حاکم بر این مکان سرانجام در سال ۱۹۵۳ منسوخ و زندان نیز تعطیل شد. این جزیره یکی از جزایر «گویان فرانسه» است که از جمله مستعمرات این کشور در فراسوی آبها بوده و در شمال آمریکای جنوبی قرار گرفته است. شرایط حاکم بر این جزیره بهدلیل نوع کاربری آن اما بهقدری سخت و طاقت فرسا بود که بسیاری از زندانیانی نجات یافته اذعان داشتند که در زمان حضور در جزیره، خود را مردگانی زنده میدیدند. تخمین زده میشود که در طول این دوران، بیش از ۴۰ درصد از زندانیان تازه وارد در همان سالهای نخستین حضور خود در زندان جان میباختند و به اصطلاح تنها افراد قوی و البته حرف شنو میتوانستند از هزار توی رنج و عذاب حاکم بر این زندان به سلامت عبور کرده و درنهایت جان سالم به در ببرند. آبهایی که فاصله میان جزیره و سرزمین اصلی را پر کرده بود، بسیار خطرناک و رام نشدنی به نظر میرسید. از سوی دیگر در زیر سطح این آبهای خروشان، کوسههای مرگ افرین در رفتوآمد بودند. حتی اگر کسی باوجود این مخاطرات میتوانست خود را به سرزمین اصلی برساند با جنگلهایی خطرناک مواجه میشد. بدون غذا یا ابزارهای لازم برای نجات، فرد بهزودی در میان این جهان وحشی محو و نابود شده و جان میسپرد. بر طبق مدارک موجود اگر کسی از زندان فرار کرده و دل به دریا میسپرد، بلافاصله توسط کوسههای وحشی تکه تکه میشد. سفر به جزیره شیطان برای بسیاری از محکومان سفر آخر بود. آنها را سوار بر کشتی به زندان میبردند، آنها بلافاصله بعد از سوار شدن هویت فردی خود را از دست داده و از آن پس تنها یک شماره بودند که مرگ و زندگیش نه برای کسی اهمیت داشت و نه مراقبتی از آنها صورت میگرفت. زندانبانان این افراد را به عرشه زیرین کشتی برده و در قفسهای آهنی زندانی میکردند، جایی که تاریکی حاکم بر آن کشنده بود و بهسختی هوا به آنجا میرسید.



