اقا هر روز صبح میرفتیم مترو باید هزار تومن میدادیم بلیط کاغذی بارکد دار 

که بعد از چن ساعت پاک میشد نوشته هاش 

اقا من حساب کردم روزی باید دوتا بلیط بخرم یکی واسه صبح که میرم سر کار یکی واسه وقتی که از ناهار میام تو مترو دوباره 

خو یه فکر به سرم زد تصمیم گرفتم وقتی یه نفر از کیته رد میشه منم با سرعت از پشت سرش رد شم ولی چون نگهبانا بودن همزمان واسه اینکه شک نکن اون بلیط رو برعکس میزاشتم رو بارکد خوان 

تا از یه طرف نگهبانه شک نکنه و از یه طرف بلیطه مصرف نشه 

اقا همین کارو کردم بعدش بلیطو گذاشتم تو جیبم  

نمیدونستم اون بارکد روش پاک میشه 

(ببینید اینا کین یه جوری درستش کردن هرکاری هم بکنی اون نوشتش پاک شه هر جوری از مواظبت کنی باز پاک میشه )

از فرادش اومدم دیدم عه دل غافل بلیطه پاک شده 

مجبور شدم دوباره بلیط بخررم و دوباره همون کصکش بازی و رد شدن از گیت.

شد ِغروب خواستم برم خونه یه فکری به ذهن مریضم رسید گفتم بزار بلیطمو به کسای دارن وارد مترو میشن بفروشن 

اقا خخخخخخ رفتم جلو به یه دختر که داشت وارد میشد گفتم بیا این بلیطمو بخر کفت استفاده شدس گفتم به به ناموس قناری خخخ 

تو خودت بیا ببین اقا زدم رو بارکد خوان اون گیته باز شد و دختر شیر شد هزار تومنو ازش گرفتم و دکمشو زد 

این شد خخخ هر روز هزار میدادم و اخر سرم هزارمو پس میگرفتم خخخ 

بنظرتون کارم درس بود ؟