در کتاب مهندسی ژنتیک و آینده سرشت انسان اثر یورگن هابرماس، مسئله مهندسی ژنتیک و استلزامهای اخلاقی آن مطرح شده و در معرض بررسی دقیق فلسفی قرار میگیرد.
پیشرفتهای اخیر در زیست فناوری و تحقیق ژنتیکی، پرسشهای اخلاقی پیچیدهای را در مورد چارچوب و حدود مشروع مداخله ژنتیکی مطرح کرده است.
هنگامی که ما درباره امکانپذیری مداخله در ژنوم انسان برای پیشگیری از بیماریها تأمل میکنیم، این احساس اجتنابناپذیر است که احتمال دارد انسان به زودی تکامل زیست شناختیاش را در اختیار بگیرد: «نقش خدا را بازی کردن» استعارهای است برای این تحول که ظاهرا به زودی در دسترس انسان خواهد بود.



