• از زمانی که انسان توانست جامعه ی بشری را به شکل امروزی ایجاد کند ثبت وقایع وجود داشت و قانون نیز در این میان یکی از مهم ترین ارکان هرجامعه است، اما به هر حال همواره اشخاصی به هر نحوی از این قواعد خارج می شوند، یکی از عجیب ترین پرونده های این مورد مربوط به قاتلی سریالی است که هرگز دستگیر نشد اما قتل ها و اعمال او به حدی عجیب و مخوف بود که تا به امروز نیز هیچگونه تو صیف در ستی از نحوه ی ارتکاب آنها وجود ندارد. 

• اولین قتل در 91 می 9191 در نیواورلئان اتفاق افتاد زمانی که پلیس جسد زنی را پیدا کرد که به وسیله ی تبر خودش سلاخی شده بود، بررسی های اولیه پلیس نکته ی خاصی را نشان نمیداد و به نظر میرسید این مورد میتواند یک انتقام شخصی باشد. در این قتل درب پشدتی خانه به وسیله ی یزی شبیه به یک تبر بسیار تیز شکاف برداشته بود و حتی یک سکه نیز به سرقت نرفته بود. 8روز بعد زن دیگری دقیقا به همین شکل به قتل رسید، درب پشتی کاملا متلاشی شده بود و سه ضربه ی تبر به بدن این زن وارد آمده بود، پس از این قتل بود که پلیس مضنون به این نکته شد که احتمال وجود یک قاتل زنجیره ای در میان است.

• فردای همان روز مردی دیگر که به وسیله ی ضربات تبر به شدد مجروح شده بود بستری شد، با این تفاوت که این شخص زنده بود اما شدت جراحاتش به حدی بود که بیش از یک ماه توان صحبت کردن نداشت. سه روز بعد قتل دیگری اتفاق افتاد، زن دیگری در خانه ی خودش و به وسیله ی تبری که در خانه داشت به قتل رسیده بود، دقیقا مانند پرونده های قبل.

• وحشت بسیار شدیدی بر شهر حاکم شد و پلیس به شدت تحت فشار قرار داشت، اما قتل ها به حدی بی رابطه و خالی از هرگونه سرنخی بود که پلیس در نهایت اعلام کرد تمام مردم درب خانه های خود را قفل کنند و اسلحه های خود را آماده داشته باشند 8جور قتل دیگری اتفاق افتاد و فشارها بر پلیس افزایش یافت، با توجه به اینکه 3 نفر از مقتولین ایتالیایی_آمریکایی بودند پلیس به مافیا مشکوک شد و بسیاری از سردسته های 8اصلی مافیای نیواورلئان دستگیر کرد اما در نهایت تنها پس از سه روز همگی آنها آزاد شدند چرا که علاوه بر نبود مدرکی خاص مرام مافیا نیز به این شکل نبود. 

• به مدت 52 روز قتلی اتفاق نیوفتاد اما دقیقا روز 52 ام زن دیگری در منزل خود به وسیله ی ضربات تبر به شدت مجروح شد، این شخص نیز زنده ماند.

• زمانی که از این افراد سوال شد چه چیزی به یاد دارند آنها عنوان کردند که نتوانسته بودند چهره ی آن شخص را ببینند اما یک نکته ی عجیب در سخنان آنها وجود داشت، سکوت محض قاتل! این زن عنوان کرد پس از بهبودی از دیدن درب خانه ی خود به شکل متلاشی شده بسیار تعجب کرده چراکه او در خانه بود و هیچ صدایی نشنیده! اما وحشت بر نیواورلئان هچنان ادامه داشت و اتفاقا قرار بودکه بسیار بیشتر شود.

• در تاریخ9  مارس 1919 نامه ای به روزنامه ی محلی که اخبار قتل ها را پوشش میداد ارسال شد، متن نامه تا به امروز به عنوان یکی از عجیب ترین نامه های ارسال شده به وسیله ی قاتلین قلمداد میشود. خلاصه ی کلی —- اینجا جهنم است، ای انسان های فانی : شما مرا دستگیر نمیکنید و هرگز نخواهید توانست چراکه من نامرئی و فناناپذیرم، من از داغ ترین طبقه ی جهنم هستم من شیطان هستم، کسی که شما احمق ها قاتل تبر به دست مینامید. 

• تنها چیزی که از من خواهید یافت تبر خونی من  است و بس، و روزی برای پس گرفتن جسد قربانیانم خواهم آمد. فکر میکنید من خیلی ترسناک هستم، پس بگذارید تا چهره ی واقعی ترسم را ببینید. در سه شنبه ی هفته ی بعد و دقیقا راس ساعت 12:15 من در مهربان ترین شکل خودم از این شهر عبور خواهم کرد، تمام مردم شهر باید در خانه ی خود موسیقی و گروه جز داشته باشند! و بدانید هرکدام از شما این کار را نکند به تبر گرفتار خواهد شد، اگر در این روز کسی کشته نشد خوشحال باشید که من به خانه ی خود در جهنم بازگشته ام.

• تاثیر این نامه بر عموم به حدی زیاد بود که چند روز باقی مانده تا سه شنبه را روزهای وحشت نامیدند، بسیاری از مردم در کلیساها جمع شدند و از خدا خواستند شیطان را از آنها دور کند، تمام گروه های موسیقی شهر و شهرهای اطراف برای اجرای موسیقی جز به شهر امدند. در نهایت شب سه شنبه فرا رسید و بر اساس مدارک موجود نیواورلئان که یکی از شلوغ ترین شهرهای امریکا ست در آن شب به خانه ارواح تبدیل شد، در خانه ی تمام مردم موسیقی جز در حال اجرا بود و نفس پلیس و مردم حبس که اگر قتلی اتفاق نیوفتد این شخص شهر را ترک خواهد کرد. در آن شب قتلی اتفاق نیوفتاد، و این قاتل به همان شکل عجیبی که آمده بود ناپدید شد و دیگر قتلی اتفاق نیوفتاد  او در مدت یک سال 7 نفر را به قتل رساندو 7 نفر را مجروش کرد.

• نکات بسیار عجیبی در این قتل ها وجود داشت، در تمام موارد تصاویر مریم مقدس که تنها در 5 مورد از قتل ها درخانه وجود نداشت به خون قربانیان آغشته شده بود، با وجود شکسته شدن در هیچکس صدایی نشنیده بود، و اینکه تا به امروز نیز مشخص نیست درها به وسیله ی چه جسمی شکسته شده بودند، در هیچکدام از موارد زیر چیزی دزدیده نشده بود و تمام قتل ها به وسیله ی تبر همان افراد انجام شده بود.

• این پرونده جز معدود پرونده های تاریخ علوم جنایی است که حتی یک مضنون نیز در رابطه با آن دستگیر و حتی بازجویی نشد. همان طور که سال بعد و در سالگرد اولین قتل همان روزنامه ی محلی نوشت، انسان یا شیطان؟ او که بود؟