متن زیر ترجمه خلاصه شده ای از بخشی از کتاب thinking fast and slow هست، نوشته دانیل کانمان، روانشناس اسرائیلی برنده جایزه نوبل
"یک روز برای خلبانان شکاری نیروی هوایی اسرائیل (تیم پرواز نمایشی اکروجت) سخرانی میکردم، نتیجه آزمایشات رو نشون دادم که تنبیه کردن نقشی در پیشرفت یک نفر نداره، فرمانده تیم آکروجت گفت: من 30 سال سابقه فرماندهی تیم رو دارم، هر وقت خلبانی پرواز افتضاح و ناهماهنگی داره، بهش پرخاش میکنم و تنبیهش میکنم دفعه بعد پرواز بهتری انجام میده، هر وقت هم خلبانی یه پرواز عالی داشت و تحسینش کردم، تو پرواز بعدی خراب کرده و دیگه نتونسته همون پرواز عالی رو تکرار کنه، منم پشیمون شدم از تحسین کردنش، شما چه طوری میگی تنبیه کردن تاثیری تو پیشرفت نداره؟"
من هم جواب دادم: تجربه 30 ساله شما مهم نیست، به لحاظ آماری هر خلبان فقط تعداد دفعات محدودی رو میتونه نمایش در حد عالی داشته باشه، و تعداد دفعات محدودی ممکنه بدشانسی بیاره و نمایش افتضاحی داشته باشه، در هر کاری همین طوره، نه فقط خلبانی نمایشی، اکثر نمایش ها در حدود میانگین خواهد بود و تعداد کمی از دفعات تلاش ممکنه فوق العاده از آب در بیاد یا خیلی خیلی افتضاح بشه، چه شما تشویق و تنبیه کنی، چه نکنی همینه ... هر وقت یه خلبان پرواز فوق العاده عالی داشته باشه، احتمالش خیلی کمه دفعه بعد هم بتونه به همین خوبی پرواز کنه، چه شما تشویقش کنی چه نکنی، اگر یه خلبان هم وقتی افتضاحی داشته باشه، احتمالش خیلی کمه که دفعه بعد هم نمایشش افتضاح باشه، چه شما تنبیه کنی چه نکنی، پرواز بعدی به احتمال زیاد پرواز خیلی بهتری خواهد بود. موفقیت های چشم گیر یا شکست های افتضاح بخش کوچیکی از پراکندگی خروجی نتایج رو در بر میگیرن و برای همه امورات همینه. اکثریت خروجی ها همیشه در یک حد معلوم خواهد بود. تمام تجربه 30 ساله شما اشتباهه چون تحت شرایط علمی بررسی نشده.



