اوشین یک آرایشگر ساده نبود!

«سال‌های دور از خانه» نام یک سریال تلویزیونی ژاپنی است که در سال ۱۹۸۳ تولید شد و در دهه ۶۰ در ایران پخش می‌شد. شخصیت اصلی این داستان خانمی است که «اوشین تانوکورا» نام دارد و در سنین پیری خاطرات زندگی سختش از زمان کودکی تا بزرگسالی را تعریف می‌کند. این سریال که از سال ۱۳۶۵ شنبه‌شب‌ها در ایران پخش می‌شد، تاثیر فرهنگی زیادی در جامعه آن روز ایران بر جای گذاشت. به عنوان مثال فروشگاه‌های لباس‌های دست دوم، نام «تاناکورا» را از نام فامیل اوشین تانوکورا که در سریال، صاحب و گرداننده فروشگاه‌های زنجیره‌ای تانوکورا بود، وام گرفتند. در نسخه اصلی این سریال، اوشین هرگز یک آرایشگر معمولی نبوده و مشتری‌هایش هم مشتری‌های ساده‌ای نبوده‌اند. در واقع او آرایشگر یک شرکت «گیشاگری» است و پس از ورشکست شدن شوهرش، او در یک خانه فساد کار می‌کند. با تغییرات محتوایی این سریال، مردم ایران که از واقعیت اوشین بی‌اطلاع بودند به شدت شیفته‌ فضائل اخلاقی اوشین شدند.

دوقلوهای افسانه‌ای خواهر و برادر نبودند

«دوقلوهای افسانه‌ای» یک مجموعه تلویزیونی پویانمایی محصول فرانسه در سال ۱۹۹۱ است. این مجموعه در ۵۲ قسمت توسط ژان شالوپین، نویسنده فرانسوی ساخته شده است. در نسخه اصلی، شخصیت‌های اصلی این سریال کارتونی، جولز (یک پسر چینی) و جولی (یک دختر انگلیسی) هستند که از والدینی متفاوت ولی در یک ساعت و در یک مکان متولد شده‌اند و مادران آنها در هنگام تولدشان از دنیا رفته‌اند. این دو نفر با گرفتن دست‌های یکدیگر نیرویی ماوراءالطبیعی پیدا می‌کنند و در سرنوشت آنها مقدر شده که با نیروی خود به حکومت ظالمانه امپراتریس چین پایان دهند. نام فرانسوی این مجموعه، «دوقلوهای پایان جهان» و نام انگلیسی آن «دوقلوهای سرنوشت» است. دوبله فارسی این سریال با نام «دوقلوهای افسانه‌ای» از تلویزیون ایران در دهه ۷۰ پخش شد و تغییراتی در داستان فیلم داده شد؛ از جمله اینکه جولز و جولی برادر و خواهر معرفی شدند و پدر جولی هم دایی آن دو معرفی شده‌ است! دوقلوها دارای ۷ قدرت ماورایی بودند که برای استفاده از آن باید دست‌های یکدیگر را می‌گرفتند و آن قدرت را فرا می‌خواندند.

دلیل دعوای همیشگی ملوان زبل

اسم واقعی این کارتون ، Popeye (انگلیسی پاپای و اسپانیایی پوپِی) بوده و به اسم ملوان زبل تغییر یافته. خانمی که به عنوان همسر ملوان زبل معرفی می شود در واقع نامزد :))) او بوده که شخصیت هیکلی  داستان ترک کرده و باعث شکل گیری محتوای داستان شده.

صحنه هایی که در کارتون «رابین هود» سانسور شده بود

تقریبا همه کسانی که دوره کودکی خود را در دهه 60 سپری کرده‌اند، کارتون «رابین هود» را به خاطر دارند.این کارتون که علاقه‌مندان بسیاری هم داشت، در مناسبت‌هایی نظیر تعطیلات نوروز و اعیاد به روی آنتن می‌رفت و از جمله برنامه های پرمخاطب بود. حالا شبکه تازه تاسیس اچ دی کیفیت این انیمیشن را ارتقاء داده و آن را به روی آنتن می برد. اما از نکات حائز اهمیت در پخش دوباره این کارتون، افزودن بخش هایی است که پیش از این حذف شده بودند.

در نسخه ای که سالها بعد روانه آنتن می شود، ماجرای رابین هود را یک خروس گیتار به دست روایت می کند که در بخش های دیگر هم حضور او به چشم می خورد. در نسخه قبلی این خروس فقط در لحظه های پایانی و زمان انتقال سکه ها از اتاق خواب پرنس جان به زندان به چشم می خورد.

یکی دیگر از موارد ممیزی رابطه عاشقانه میان رابین هود و ماریا بود. در نسخه قبلی هیچ وقت مخاطب به درستی متوجه این رابطه نمی شد و همه چیز بر اساس حدس و گمان پیش می رفت! اما در نسخه جدید می بینیم که ماریا با بچه خرگوش ها خبر عشق به رابین هود از دوران کودکی می دهد و درختی را نشان می دهد که این دو عاشق حروف اول اسمشان را در میان قلبی حک کرده اند.

در آخر فیلم هم برای اولین بار مخاطبان می توانند مراسم ازدواج این دو را که در کلیسا برگزار شده، ببینند.

 

دوستی به جای عشق

کارتون wall-E را حتما خیلی‌ها دیده‌اند یا حداقل تعریفش را شنیده‌اند. والی نقش اصلی انیمیشن در طول کارتون در تلاشی ستودنی برای به زندگی برگرداندن ایوا آن موجود سفید رنگ فلزی است. در تلویزیون ایران جنسیت ایوا از مونث به مذکر تغییر پیدا کرده تا عشق و عاشقی که بین این دو شخصیت فلزی برقرار است تبدیل به یک دوستی قوی و ایثارگرانه بشود. اما این تغییر نه تنها به بهبود یافتن نتیجه کمک نکرده که باعث شکل گیری نوعی تمایلات همجنس‌گرایانه بین دو شخصیت انیمیشنی شده است.

عشق سوباسا

همه‌ی ما کارتون فوتبالیست‌ها را با حرکات اکشن و غیرواقعی به خاطر می‌آوریم. حرکاتی مثل آن شوت‌هایی که برای به ثمر رسیدن‌شان عمرمان تمام می‌شد. در مورد سانسور شدن بخشی از این کارتون که مربوط به دوست مادر سوباسا هست و به ما عمو معرفی‌اش کرده بودند هم تا به حال زیاد شنیده‌ایم. اما در کارتون سوباسا به غیر از آن شخصیت عمو نما، کارکترها و روابط دیگری هم وجود داشتند که از چشم ما دور افتادند و ما هرگز از آن‌ها بویی نبردیم. مهم‌ترین رابطه‌ای که در کارتون فوتبالیست‌ها حذف شده، رابطه‌ی عاشقانه‌ی سوباسا اوزارا با سانائی بود. اگر سانائی را یادتان نمی‌آید بیشتر راهنمایی‌تان می‌کنم. سانائی همان دخترک تماشاچی پر شور و هیجانی بود که در تمام مسابقات سوباسا حضور پیدا کرده و او را تشویق می‌کرد. 

گربه ها عاشق نمی‌شوند

بین تمام قسمت‌هایی که به درگیری و زد و خورد تام و جری می‌گذرد یک قسمت عاشقانه هم وجود دارد که به لطف صدا و سیما حذف شده است. در این قسمت که موضوعش عاشق شدن تام است. جری برای بیرون کشیدن تام از لاک عاشقی و از سر گرفتن دعوای همیشگی‌شان برای تام یک رقیب عشقی می‌تراشد. اما در انتها خودش گرفتار عشق می‌شود.

بابا لنگ دراز یا آقای پندلتون؟

بعضی‌ها اعتقاد دارند خانم جین وبستر با نوشتن بابا لنگ دراز در حق جودی ابوت خیانت اخلاقی کرده است چرا که بابا لنگ دراز در واقع عموی خوش گذران جولیا است که از سر ترحم کودکی را انتخاب کرده و حمایت می‌کند. اما این خیانت در برابر خیانتی که در تلویزیون ایران در حق ما کرده است هیچ نیست. این کارتون حدودا 40 قسمتی مملو از ماجراها و اتفاقات رمانتیک و عاشقانه‌ای است که بین جودی ابوت، جولیا، سالی و آدم‌های دیگر رخ می‌دهد. ماجراهایی که مهم‌ترین‌های آن‌ها رابطه‌ی و ازدواج جودی ابوت با بابا لنگ دراز یا همان آقای پندلتون است و در کنار آن ماجرای عاشقانه‌ی جولیا و برادر سالی و همچنین خود سالی و پسری که با او در رابطه است، هستند. پیشنهاد من این است که هر 40 قسمت جودی ابوت را با زبان اصلی ژاپنی، به همراه زیر نویسش دانلود کنید و این بار از تماشای واقعیت لذت ببرید. 

مادر چوبین

دهه‌ی شصت چیزی به اسم فیلتر شکن وجود نداشت که البته اگر هم داشت سرعت دیال آپ شوق و ذوق پی بردن به واقعیت‌ها را از بین می‌برد. بنابراین سر بچه‌های دهه شصتی بیشتر از بقیه کلاه رفت. دل بچه‌ها همیشه به حال چوبین و ظلم‌هایی که در حق او می‌شد کباب بود چرا که فکر می‌کردند چوبین بی‌کس و کار است و مادر و پدری ندارد. اما چوبین یتیم نبود و مادر داشت، آن هم چه مادری! اما از آن جایی که مادر چوبین مثل مادرها لباس نمی‌پوشید و موازین شرعی را رعایت نمی‌کرد از نقش مادر بودنش حذف شده بود. حالا حتما متوجه ارزش علم فیلترینگ شده‌اید. آن موقع چوبین را به خاطر بدحجابی مادرش یتیم کردند اما اگر همین چوبین امروز پخش می‌شد، با چهار تا گل و گلدان لباس مادر چوبین را اصلاح می‌کردند.