مجموعه آلایا از سیاره پلیدین

https://www.tarafdari.com/node/1606729

 

آلایا از پلیدین قسمت_یازدهم ?☘?

تماشای فیلم

https://www.namasha.com/v/xpFMBsVY

متن فیلم

درود، من آلایا از پلیادین هستم. ۱۲ هزار سال پیش فرازمینیان بسیاری از نژاد های متفاوت بر روی زمین زندگی می کرده اند. آنها جنگ های اتمی بسیاری داشتند و از انرژی ها در راه اشتباهی استفاده می کردند.

 آنها طبیعت را از بین می بردند و به خاطر همین مغناطیس قطب های زمین دگرگون شد و قاره آتلانتیس در اقیانوس آتلانتیس غرق شد.  پس از آن فرازمینیان سیاره را ترک کردند.  آثار رادیو اکتیو به جا مانده از آن جنگ ها بر روی انسان ها تاثیر گذاشت.  هوشیاری و حافظه انسان ها افت کرد و مردم در زیستگاه وحشی زندگی می کردند. پس از صدها سال فرازمینیان دوباره به زمین آمدند. برخی نیکخواه بودند و برخی منفی. آنها که نیکخواه بودند، قوانین کیهانی را به انسان ها آموزش می دادند. پس از این همه مدت تنها اندکی از فرستاده شده ها ( پیامبران) از تمدن های باستانی، درس های معنوی ما را به یاد دارند.  ادیان متعصب و گروه های محرمانه در ۶۰۰ سال اخیر تعداد میلیون‌ها نفر از آن فرستاده شده ها را به قتل رساندند اما آنها ( فرستاده شده ها ) هنوز تلاش دارند که به انسان های زمینی مدرن "برادران جوان تر" آموزش بدهند که چگونه باید با #طبیعت_هماهنگ زندگی کرد زیرا اگر شما طبیعت را نابود کنید، خودتان را نابود می کنید.  ?همه چیز با همه چیز مرتبط است. من اینجا هستم، همه ما اینجا هستیم تا یک #هشدار بدهیم.   

 

______________________________

پیام از طرف قبیله ی ماماها:  من از طرف یک روح سخن می گویم تا پیامی بفرستم برای همه برادران جوان تر و به گونه ای آن را بیان خواهم کرد که بتوانند درک کنند. نه تنها یک پیام برای کسانی که آمده اند، نه تنها انسانی که از هر جایی آمده، من می خواهم تمام دنیا به هشداری که به شما می دهیم گوش دهند.  مادر عظیم به ما آموخت. او درست و نادرست را به ما آموخت و هنوز ما نیاموخته ایم به شیوه ای که او به ما یاد داد زندگی کنیم و درست را از نادرست #تشخیص دهیم. ما ( قبیله ما ) یک آموزه را به یاد داریم و بر پایه آن زندگی می کنیم. مادر عظیم، آموخت و آموخت. مادر عظیم، چیزی را که برای زندگی نیاز داشتیم به ما بخشید و یاد داد تا آن را #فراموش_نکنیم. ما همه بر #پایه آن زندگی می کنیم اما آنها دارند قلب مادر را بر می چینند. آنها زمین را می کنند و در کبدش جراحت ایجاد می‌کنند. مادر به تکه ها تقسیم شد و تخلیه شد. آنها از همان اولین ورود شان دارند این کار را می‌کنند. مادر عظیم هم دهان، چشم و گوش دارد. آنها چشم ها و گوش های او را می برند. اگر ما یک چشم را از دست بدهیم، ناراحت می‌شویم.  مادر هم ناراحت می‌شود و او پایان می‌یابد و دنیا به پایان می رسد اگر دست از کندن و کندن برنداریم. حالا من این پیام را می فرستم و می‌پرسم آیا می توانند فکر کنند این ما برادران پیرتر باید باشیم که همه چیز را نابود می کنیم ؟  من می‌دانم که آنها این چنین فکر نمی کنند. من می‌خواهم توصیه کنم و واقعیت را به برادر جوان تر ( انسان‌های مدرن ) بگویم.  ⚡️اگر آنها همین طور ادامه دهند و راه شان را تغییر ندهند، خواهند دید که چه روی خواهد داد، آنها خواهند دید که چه روی خواهد داد. نمی‌دانم که چه زمانی دنیا به پایان می رسد اما غارت آنها، دنیا را نابود خواهد کرد. آنها بسیار ربوده اند. آنها نگهبانان خورشید و ستاره ها را برچیده اند، دنیا تیره خواهد شد. ما مراقب طبیعت هستیم. ما "ماماها" هستیم و این کار را انجام می‌دهیم و ما "ماماها" این را می‌بینیم، با کاری که شما انجام می‌دهید دارید او را می کشید. ما دیگر نمی‌توانیم دنیا را ترمیم کنیم، #شما باید این کار را بکنید. ماماها می خواهند به ما بیاموزند که دنیا چگونه درست شده است. آنها می گویند که ما به دنیا آسیب می زنیم زیرا مادر عظیم را به یاد نمی‌آوریم.  او خدایی در دور دست نیست، او ذهن درون طبیعت است. در آغاز مادر عظیم، زمین را قسمت کرد و شما را بسیار بسیار دور فرستاد و ما را در اینجا قرار داد و سپس دوباره برادر جوان تر به این قسمت از دنیا آمد. او دوباره برگشت و شروع به از بین بردن کرد، شروع به کشتن ما کرد. انسان ها به آب نیاز دارند. آنها برای ادامه زندگی نیازمند آب هستند. زمین هم همین طور است. او به صورت عالی درست شده بود. حال ضعیف و بیمار است. حیوانات می میرند، درختان خشک می شوند، مردم مریض می‌شوند، بیماری‌هایی نیز پدیدار خواهد شد که هیچ دارو یا راهی برای التیام آن پیدا نخواهد شد و دلیلش هم این است که برادر جوان تر به از بین بردن منابع پایه ای حیات ادامه می‌دهد، حفر می کند، استخراج می‌کند، مواد معدنی را استخراج می‌کند، دنیا را لخت می کند. این کار، تمام #قوانین را نابود می کند و به دنیا صدمه می زند....

?ادامه در پست بعد...

?توضیح: " ماماها "  قبیله ای از سرخپوستان و بومیان که آلایا بازدید داشت.

?من عشق و هماهنگی هستم ?

 

بی بی سی به برادر جوان تر بگو که چشمانت را باز کن.  سرگذشت ماماها را بشنو و  ⚡️همه چیز را آن گونه که هست ببین.  ما باید این ها را توضیح دهیم، #نباید توهین و اهانت کنیم،  این بسیار بهتر است که ما سخن می گوییم.  باید به آنها نشان دهیم که چگونه بوده ایم و چگونه مادر عظیم را به رسمیت می شناسیم تا آنها بدانند که ما اینجا هستیم و برای برادر جوان تر هم زحمت می کشیم. ماماها نه تنها برای کوگی ها، بلکه برای همه مردم دنیا تلاش می‌کنند. ماما ایستادگی می‌کند، ماما خشمگین نیست #حتی از دست برادر جوان تر که آسیب می رساند. ماما باید مراقب برادر جوان تر باشد و همین طور برادر پیرتر، حیوانات، گیاهان و همه طبیعت زیرا ماما وظیفه دارد که مراقب آینده همه گونه های موجودات باشند و همچنین همه نوع انسان. دریا که سرخپوستان باور دارند همه حیات را متولد کرده است، آنها را از سلطنت های اروپایی جدا و دور نگه داشته بود اما دریا جای کشتی ها نیز هست. آنها در سال ۱۵۱۴ رسیدند و فرمانروای آنها یک نوشته را در ساحل خواند : * به شما اطمینان می‌دهم که با کمک خدا، با شما در هر جایی و از هر راهی که بتوانم خواهم جنگید و شما را رام کرده و مطیع و پیرو کلیسا می سازم و افراد شما و #زنان و #کودکان شما را اتخاذ می‌کنم و آنها را #برده می سازم. #کالاهای شما را اتخاذ می‌کنم، به شما #زیان می‌رسانم و شما را #آزار می دهم *

@boedpanjom

_ مردم در صلح و آرامش زندگی می‌کردند، در تمام این سرزمین.  ما برادران پیرتر، هیچ مشکلی با برادر جوان تر به هیچ وجه نداشتیم. #همیشه_در_صلح ... در صلح ... در صلح ... این گونه بود.  بعد او رسید، برادر جوان‌تر رسید و شروع به کشتن و از بین بردن ما کرد. آنها سگ هایشان را فرستادند و ما به وحشت افتادیم. مردم نمی دانستند چه کار کنند و شروع به دویدن به هر جایی کردند، این گونه بود. الگوی متعادل زندگی در سییرا فرو ریخت و هزاران پناهنده به سمت کوهستان رفتند. بیشترشان از گرسنگی مردند. ما در تمام این سرزمین در صلح زندگی می کردیم. اکنون از خودم می پرسم چطور ؟ آنها چطور به اینجا آمدند ؟ چطور توانستند این کارهای شرم آور را انجام دهند ؟ آنها مجبورمان کردند که فرار کنیم. ما به کوهستان پناه بردیم. ما از سگ ها و اسلحه هایشان بسیار وحشت زده بودیم. آنها ما را تعقیب کردند و تعقیب کردند و سرزمین ما را غارت کردند.  وقتی فکر می‌کنم که آنها فقط برای کشتن ما اینجا آمده اند، برای از بین بردن، نه ... نه ... نه ... باور نکردنی ست ... آنها ما را غارت کردند. آنها سرزمین ما را گرفتند تا خودشان بتوانند اینجا زندگی کنند، مگر این طور نبود ؟ ما کمان های طلایی برای پیشگویی داشتیم، مجسمه های طلایی، وحی طلایی، همه این چیزها. ما با طلا پیشگویی می‌کردیم.  ما چیزهای بسیاری داشتیم. برادر جوان تر همه این ها را از ما گرفت و اکنون ما غمگین و سست هستیم و می بینیم که زمین قدرتش را از دست می دهد به خاطر #طمع شما، شما طلا و هر ماده معدنی را از زمین غارت می کنید.  به دلیل اینکه شما نفت و مواد معدنی زیادی استخراج می کنید، زمین به آرامی ضعیف می‌شود. در این اطراف همه چیز زرد است، در حالی که باید سر سبز باشد. این سبزه های کوچک، زمانی تمام این سرزمین را پوشانده بود حالا آنها در حال مردنند. آبی وجود ندارد، همه چیز در حال خشک شدن است. پیشتر در اینجا برف وجود داشت. اکنون برف بسیار کمی اینجا دیده می‌شود. هنگامی که کوگی در مورد " قلب دنیا که دارد می میرد "حرف می زند، چیزی که آنها را به وحشت انداخته، مرگ این منطقه است زیرا اگر این منطقه بمیرد، هر چیزی در زیر آن و هر چیزی که به آن بستگی دارد، خواهد مرد. مقصود آنان از اینکه می گویند " اگر ما کاری انجام ندهیم، دنیا به پایان خواهد رسید " این است.

آلایا: #هوشیاری انسان های زمینی باید دگرگون شود تا از فاجعه های طبیعی جلوگیری شود.  در بخش ۴ و ۱۰ ویدیوهای من، شما مراقبه هایی خواهید یافت که با آن می توانید چگونگی #خلق انرژی مورد نیاز را فرا بگیرید.

?پایان

?من عشق و هماهنگی هستم?