یه دوستی دارم کلن حشریتش بر بشریتش غلبه داره.یه بار نشسته بودیم خاطرات مرور میکردیم٬برگشت بهم گفت؛
یه دفعه با دوستدخترم رفته بودیم بیرون.برگشتم بهش گفتم؛
-عجیجم؛تو چی من رو خیلی دوست داری؟
-خجالت میکشم بگم
-نه بابا خجالت نکش...بگووو
-نه نمیتونم(سرخ شده بود)
-تو رو خداااااا...اولش رو بگوووفقط حرف اول
-ک
رنگ از رخسار من پرید و جو گرفته بودتم بد جوری؛با حالت خیلی شادمانهای گفتم
-حالا که یه حرفشو گفتی اون یکی حرفشم بگو تو رو خدااا...
-خب ...ی...
دیگه داشتم زیر و رو میشدم و در پوستم نمی گنجیدم؛برگشتم گفتم
-تو رو جان من آخرین حرفشم بگو جیگر
-نه دیگه خجالت میکشم
-د اه اه.گفتم جون من...بگو جون من...
سرش رو انداخت پایین و با یه لحن خجالتی گفت
-من...من...کی....کیف پولتو دوس دارم...
بعد سرش رو انداخت پایین...
نتیجهاخلاقی:داداش من زود قضاوت نکن |:
منبع:کانال گیلاسمیلاس


