اختصاصی طرفداری- علی فتحاللهزاده، اولین سوژه سامان خدائی در نشستهای سرزده طرفداری بود. ظهر دوشنبه 22 اردیبهشت با دوربین طرفداری به دفتر علی فتحاللهزاده رفتیم. فیلم کامل این گفتگو، روز چهارشنبه منتشر خواهد شد. در جریان این مصاحبه، مدیرعامل سابق خاطراتی از ماجرای گل کوچک با فرهاد مجیدی و اتفاقات رخ داده در قایق طی سفر به دبی بیان کرد. این حرفها را حتما بخوانید.
یک جریانات و خاطراتی وجود دارد که شاید برای مخاطبین جالب باشد که از آن ها مطلع باشند. در سفر دبی در قایق داستانی بین علی موسوی و فرهاد مجیدی با شما بوده که قصد غرق کردنتان را داشتند. می توانید آن را تعریف کنید؟
این دو نفر، جوان، بازیکن ملی و تنومند بودند، اما نفهمیدند که من آذری ام. من تکان نمی خورم. یک تکل هایی در خانه شان می رفتم، آن ها باختند و جرزنی هم می کردند. می خواستند بگویند که ما نباختیم. شاهد دارم که باختند. فردا می خواستند من را ببرند و در آب غرق کنند، اما نفهمیدند که من خودم 100 متر زیر آبی می روم. غرق نمی شوم، بلکه آن ها را غرق می کنم. منتها نامردی که علی موسوی می کرد این بود که در هنگام ماهیگیری از پشت قلاب فرهاد مجیدی را به ماهی وصل می کرد و هر دفعه که فرهاد قلاب را داخل آب می انداخت، ماهی می گرفت. من دو ساعت قلاب را انداخته بودم و ماهی گیرم نمی آمد. از این شیطنت ها هم می کردند. بعداً فهمیدم که این (موسوی) قلاب ماهی دیگری (مجیدی) را پر می کند و داخل آب می اندازد.
گل کوچک هم بازی می کردید؟
اون مورد که هیچی. بردمشون. مسابقه با النصر بود که آنجا رفتیم و 6-0 بردیم. فرهاد آمد و گفت که مدیر آن ها به وی گفته که اینطوری نمی شود و مدیران هم باید با یکدیگر بازی کنند. مدیر تیم مذکور در حال جرزنی بود. 6 گل خورده بودند و می خواستند مقابل ما پیروز شوند تا یک طوری فضا را تلطیف کنند. قبول کردم و رفتیم بازی کنیم. من و فرهاد بودیم و مدیر آن ها با یکی از بازیکن هایش در تیم مقابل بودند. گل کوچک بازی کردیم و باز هم 6-0 یا 6-1 آن ها را بردیم. همسر فرهاد زنگ زد و پرسید نتیجه بازی چه شد؟ فرهاد گفت بازی را بردیم و 6 گل زدیم. همسرش پرسید که حاج آقا هم گل زد؟ پاسخ داد آره. پرسید چند تا؟ در جواب گفت 5 تا. پرسید حاج آقا پنج گل زده و تو فقط یکی؟ گفت آره. بهترین گلم هم اینطور بود که هم مدیرشون و هم بازیکنشان را دریبل کردم و توپ را روی خط دروازه گذاشتم و نشستم با سر وارد دروازه کردم.


