سلام.امروز سر چهار راه نشسته بودم که برم دو لقمه پول حلال درارم برای گذرای زندگانی??????

یهو یه نیسان امد پره سرامیک منم تا دیدم زودتر از همه سوسکی طور پریدم بالا که برم خالیشون کنم????

بهم گفت ۵۲ هزار بهت پول میدم برا خالی کردن سرامیک ها??????

من وسطای کار بودم که یهو دختر همسایه امد بیرون و دیدمش و عشق در دونگاه اتفاق افتاد?????????

یه دختر با قد ۱۵۷ موهای زرشکی متمایل به سبز لجنی صورت کشیده ???????

همینجور محو صحنه های عاشقانه بودم که سرامیک ها از دستم افتاتند یهو صاحب سرامیکیه داد زد مفلکوک خائن و با به اردنگی پرتم کرد بیرون پولمم برد جای سرامیک های شکسته?????????????????????

حالا میگین من برای رسیدن به عشق ابدیم شیییییکار کوووونم ??????????