کُرۀ شمالی با نام رسمی جمهوری دموکراتیک خلق کره (جمهوری دموکراتیک کره)، کشوری در بخش شمالی شبه‌جزیره کره در شرق آسیا است. پایتخت و بزرگ‌ترین شهر آن پیونگ‌یانگ است. این کشور از جنوب با کره جنوبی از شمال با جمهوری خلق چین و در زاویه شمال شرقی مرز کوچکی با روسیه دارد.

جمعیت کرۀ شمالی بیش از ۲۵ میلیون نفر و زبان رسمی آن کره‌ای است. واحد پول این کشور وون کره شمالی است. از جمعیت این کشور حدود ۶۴ درصد بی‌دین، ۱۶ درصد پیرو شمن‌باوری کره‌ای، ۱۳ درصد چئوندوی‌باور، و ۴٫۵ درصد پیرو آیین بودایی هستند. این کشور یک کشور تک‌حزبی است که توسط حزب کارگران کره اداره می‌شود و دولت این کشور پیرو ایدئولوژی جوچه (خودکفایی) است. این ایدئولوژی را کیم ایل-سونگ، نخستین رئیس‌جمهور کره شمالی پایه‌ریزی کرد و او پس از مرگش، رئیس‌جمهور ابدی کره شمالی اعلام شد. جوچه در سال ۱۹۷۲ در قانون اساسی جدید کره شمالی، ایدئولوژی رسمی دولتی اعلام شد و هرگونه اشاره‌ای به واژه‌های خارجی مارکسیسم-لنینیسم و کمونیسم از قانون اساسی کره شمالی حذف شد اما همچنان نشان کمونیستی داس و چکش در کنار قلموی مرکب ‏(en)‏ (یا همان قلم خوش‌نویسی در شرق دور) بر روی تسلیحات نظامی یا آثار جوچه مانند یادبود تأسیس حزب ‏(en)‏ کارگری در پیونگ یانگ به عنوان کمونیسم وطنی حفظ شده‌است. کره شمالی روابط تنش‌آمیزی با برخی کشورهای منطقه‌ای خود و جهان غرب دارد و برنامه‌های موشکی و هسته‌ای کره شمالی مناقشه‌برانگیز بوده‌است.

شبه‌جزیره کره در اواخر سده نوزدهم تا اوایل سده بیستم توسط امپراطوری کره اداره می‌شد. این شبه‌جزیره از سال ۱۹۰۵ به تصرف امپراتوری ژاپن درآمده و پنج سال بعد به‌طور رسمی بخشی از کشور ژاپن شد. با شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم قسمت شمالی به تصرف اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و قسمت جنوبی به تصرف آمریکا درآمد. به این ترتیب کره شمالی صاحب حکومتی متحد با بلوک شرق شده و کره جنوبی صاحب حکومتی طرفدار غرب شد در حالی که هر دو مدعی حکومت بر کل شبه‌جزیره بودند این اختلاف در سال ۱۹۵۰ به جنگ کره انجامید که در سال ۱۹۵۳ با پیمان آتش‌بس خاتمه یافت. حکومت کیم ایل سونگ (۱۹۴۸ تا ۱۹۹۴) کشور را به کشوری منزوی تبدیل کرد که این انزوا پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ تشدید شد.

پس از مرگ کیم ایل-سونگ پسرش کیم جونگ-ایل رهبری کشور را عهده‌دار شد و از سال ۲۰۱۲ در پی مرگ کیم جونگ-ایل، رهبری این کشور در اختیار کیم جونگ-اون پسرش است. کره شمالی از جمله چند کشوری است که شورای حقوق‌بشر سازمان ملل متحد آن را به نقض گسترده حقوق بشر متهم ساخته‌است. سیاست‌مدارانی که در کره شمالی مورد غضب رهبر این کشور قرار می‌گیرند خیلی زود ناپدید می‌شوند. انتشار خبر اعدام یکی از وزیران این کشور به وسیله ضدهوایی انتقادات زیادی را برانگیخت هرچند این خبر به‌طور قطع تأیید نشد. و اینکه این کشور دارای موشک‌های اتمی وبالستیک بوده برای فرض مثال موشک تپودونگ-۲ که یک موشک اتمی قدرتمند قاره‌پیما است می‌باشد. این کشور از زمان حکومت کیم جونگ-ایل به انواع موشک‌های اتمی و بالستیک دست پیدا کرده‌است که موجب تنش کشورهای غربی بخصوص آمریکا شده‌است.

تاریخ کره به عصر برنز بر می‌گردد. در سال ۱۹۴ پیش از میلاد یک سردار فراری چینی به نام ویمن قدرت را در این منطقه به دست گرفت؛ ولی چندی نینجامید که دودمان هان در چین، حکومت وی را سرنگون ساخت و کره جزئی از امپراتوری چین شد. کره در ۱۰۸ پیش از میلاد به چهار مستعمره مجزای چین تقسیم شد. در حدود سال ۳۵۰ میلادی سه دولت سلطنتی در شبه جزیره کره تشکیل یافت که عبارت بودند از: شیلا، باکجه و گوگوریو که در میان آن‌ها دولت شیلا از اقتدار بیشتری برخوردار بود. در همین ایام آئین بودائی رواج یافت. دولت شیلا موفق شد به کمک چین، باکجه را در سال ۶۶۰ و گوگوریو را در سال ۶۶۸ به خاک خود ضمیمه نماید. در سال ۶۷۶ میلادی کشور متحد جدید توانست قوای چین را از خاک کره بیرون رانده و کنترل کامل شبه جزیره کره را در دست گیرد. در سال ۹۱۸ میلادی بار دیگر فرمانروایی به نام وانگ کون توانست حکومت واحدی را در شبه جزیره کره تشکیل دهد و نامش را گوریو گذاشت. اما این حکومت نیز چندی بعد همچنان تحت نفوذ اعیان و اشراف ایالات مختلف که از اعقاب کشور شیلا محسوب می‌شدند قرار گرفت. با این همه حکومت گوریو تا سال ۱۲۳۱ به طول انجامید تا آنکه در آن سال قوم مغول کشور را تصرف کرد و به دنبال آن آئین کنفوسیوس در کره رواج یافت. در سال ۱۲۶۰ حکومت مغولان پایان یافت و حکومت گوریو دوباره برقرار شد.

پیروان دین کنفوسیوس به تدریج در دستگاه‌های دولتی راه یافتند و سرانجام در سال ۱۳۹۲ میلادی به ریاست ارتشبد تائجو چوسان به حکومت گوریو پایان دادند و از این زمان پادشاهی چوسان تا سال ۱۸۹۷ کنترل کشور را در دست گرفت. ۲۶ پادشاه در طی حکومت این سلسله به قدرت رسیدند و پایتخت آنان شهر هان‌یانگ (سئول امروزی) بود. در قرون پانزدهم و شانزدهم کره از نظر علمی و فرهنگی به پیشرفت‌های شایانی رسید. در زمان حکومت این امپراتوری آئین کنفوسیوس رسمیت یافت.

در سال ۱۵۹۲ ژاپنی‌ها به کره لشکرکشی کردند ولی حکومت با کمک چینی‌ها حمله آنان را دفع کرد. در اوایل قرن هفدهم کره تابع دولت چین شد ولی چنان از رابطه با دیگر کشورهای خارجی ابا داشت که به کشور (پادشاهی) منزوی معروف شد. در قرن نوزدهم استثمار مردم توسط اشراف شدت گرفت. از نیمه دوم همان قرن علاقه کشور ژاپن به این سرزمین جلب شد. در سال ۱۸۷۶ سرانجام بنادر کره بر روی کشتی‌های تجارتی خارجی گشوده شد. این امر با انعقاد یا معاهده تجاری اجباری با ژاپن صورت گرفت و کمی بعد آمریکا و کشورهای اروپایی وارد داد و ستد با کره شدند. این عمل نهایتاً منجر به دخالت دولت خارجی در امور داخلی کره شد. پس از پیروزی‌های ژاپن در نخستین جنگ با دودمان چینگ در چین (۱۸۹۴ تا ۱۸۹۵) (بخشی از نخستین جنگ چین و ژاپن) و جنگ با امپراتوری روسیه (۱۹۰۴ تا ۱۹۰۵) (بخشی از جنگ روسیه و ژاپن) کره به کلی تحت استیلای ژاپن قرار گرفت. حتی بین ۱۸۸۹ تا ۱۹۱۰ حکومتی به نام امپراطوری کره با نفوذ امپراتوری روسیه در این کشور پدید آمد. گوجونگ کره امپراتور کره خواست با اعزام هیئتی به دیوان بین‌المللی دادگستری در لاهه، کشور خود را از زیر نفوذ کشور ژاپن بیرون بیاورد؛ ولی با کشف این موضوع مجبور به استعفا شد و پسرش سانجونگ کره آخرین امپراتور دودمان یی به پادشاهی رسید. در بین سال‌های ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۰ میلادی مبارزه ضد حکومت ژاپنی‌ها ادامه داشت. در سال ۱۹۱۰ میلادی کشور کره رسماً به امپراتوری ژاپن ضمیمه شد. ژاپن صنایع جدید و ترابری ریلی را در آنجا احداث کرد اما این امر نتوانست جلوی آزادی‌طلبی کره‌ای‌ها را بگیرد. در اوایل مارس ۱۹۱۹ میلادی به دنبال مرگ آخرین امپراتور کره، یک گردهمایی عظیم با شرکت ۲ میلیون تَن در سئول برگزار شد و طی آن کره‌ای‌ها خواستار استقلال شدند. در طی این گردهمایی برخوردهای خونینی میان قوای ژاپنی و مزدوران کره‌ای آن‌ها با اجتماع کنندگان صورت گرفت که منجر به کشتن و زخمی شدن ۲۳۰۰۰ تن و دستگیری بیش از ۴۷۰۰۰ تن شد. در ماه آوریل همان سال رهبران استقلال‌طلبان، از جمله سینگمان ری آن چانگ هوو کیم کو دولت موقت کره را در شهر شانگهای چین تشکیل دادند. ژاپنی‌ها با نهایت قدرت استیلای خود را بر کره ادامه داده و سرمایه‌دارانش به غارت این سرزمین شدت بخشیدند. در زمان جنگ دوم چین و ژاپن و جنگ جهانی دوم پایه‌های نفوذ ژاپن در کره به سستی گرائید. در ابتدای جنگ‌ها که شانگهای به تصرف ژاپن درآمد دولت موقت کره از آنجا متواری شد. در طی جنگ جهانی دوم، دولت‌های آمریکا، چین و بریتانیا به مردم کره وعده استقلال دادند. نیروهای استقلال طلب کره‌ای در سراسر چین پخش شدند و در سال ۱۹۴۲ میلادی به ژاپن اعلام جنگ دادند. این نیروها با نیروهای متفقین در کره همکاری کرده و تا زمان تسلیم ژاپن در سال ۱۹۴۵ میلادی به جنگ ادامه دادند. در فوریه و ژانویه سال ۱۹۴۵ میلادی به ترتیب کنفرانس‌های بین‌المللی یالتا و پوتسدام تشکیل و کره به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شد. قسمت شمالی در تصرف شوروی و قسمت جنوبی در تصرف آمریکا بود. مدار ۳۸ درجه شمالی نیز تا زمان اتحاد مجدد به عنوان مرز دو کره تعیین شد؛ ولی همکاری دو دولت عملی نبود. زیرا در ناحیه شمال رهبری را کمونیست‌ها به عهده داشتند و در جنوب طرفداران غرب بر سر کار بودند. عاقبت در سال ۱۹۴۸ تقسیم کره به دو کشور صورت رسمی یافت و دو حکومت کره شمالی (جمهوری دمکراتیک خلق کره) و کره جنوبی (جمهوری کره) بر قرار شد. کره شمالی در سال ۱۹۴۵ مستقل شده و روز ملی آن نهم سپتامبر روز تأسیس حکومت در سال ۱۹۴۸ است. تا اواسط سال ۱۹۴۹ میلادی سربازان خارجی از هر دو کره خارج شده بودند. کره شمالی دارای حکومت کمونیستی به رهبری کیم ایل-سونگ شد که پس از مرگ او پسرش کیم جونگ-ایل رهبری کره را به عهده گرفت و پس از مرگ پسرش، هم‌اکنون کوچکترین نوه اش رهبری این کشور را بر عهده دارد.

در ۲۵ ژوئن سال ۱۹۵۰ میلادی کره شمالی به کره جنوبی حمله‌ور شد. هفت لشکر پیاده و یک تیپ تانک عملیات را آغاز کردند. سازمان ملل متحد دست به کار شد و در همان روز شورای امنیت سازمان ملل متحد بدون حضور شوروی که جلسه را به دلیل دادن کرسی چین به تایوان تحریم کرده بود قطعنامه‌ای را تصویب کرد که طی آن خواستار توقف جنگ و عقب‌نشینی کره شمالی به شمال مدار ۳۸ درجه شد. در ۲۷ ژوئن ۱۹۵۰ شورای امنیت سازمان ملل متحد به پیشنهاد آمریکا تصویب کرد که نیروهای چند دولت عضو آن سازمان جهت مقابله با حمله کره شمالی به کره جنوبی بشتابند. به دنبال این تصمیم آمریکا و ۱۵ کشور دیگر نیروهای نظامی خود را برای شرکت در جنگ اعزام داشتند. ژنرال پنج ستاره ارتش آمریکا داگلاس مک‌آرتور تا سال ۱۹۵۱ فرماندهی نیروهای سازمان ملل را به عهده داشت. در این مدت نیروهای کره شمالی با سرعت زیادی در حال پیشروی در خاک کره جنوبی بودند. در روز ۲۸ ژوئن سئول به دست آنان سقوط کرد. پنج روز پس از حمله تردیدی باقی نماند که شکست نهایی از آن نیروهای کره جنوبی و متحدانش به خصوص آمریکا است. از این رو آمریکا سواحل کره را محاصره کرده و شروع به بمباران مناطق صنعتی و مسکونی کره شمالی نمود. در تمام این مدت تلفات سنگینی به متحدین وارد می‌شد تا اینکه نیروهای تازه‌نفس وارد جنگ شدند. در هفته‌های آغاز جنگ، نیروهای کره جنوبی و آمریکا به اطراف شهر بوسان در منتهای جنوب شرقی شبه جزیره کره عقب رانده شده بودند. به تدریج میزان نیروهای آمریکایی افزوده شد تا حدی که ورق به ضرر کره شمالی برگشت. در روز پانزدهم سپتامبر ۱۹۵۰ نیروهای آمریکایی در اینچئون واقع در ساحل غربی کره جنوبی پیاده شده و طی حمله‌ای برق آسا شهر سئول را اشغال کردند. سایر قوای متحدین نیز دست به تعرض زده و کمونیست‌ها به سوی شمال عقب‌نشینی کردند. قوای سازمان ملل به سوی نواحی شمالی پیش رفتند و در روز ۱۰ اکتبر شهر پیونگ‌یانگ پایتخت کره شمالی به دست آنان افتاد. در شانزدهم اکتبر نیروهای کره جنوبی به مرز منچوری یا همان رود یالو رسیدند و ظاهراً پیروزی برای آنان تکمیل شده بود. چین کمونیست به عنوان دفاع از مرزهای خود و به دلیل این که خود هدف بعدی نباشد در صحنه نبرد به نفع کره شمالی وارد شد. سربازان چینی در آغاز به صورت داوطلب در جبهه‌ها حضور داشتند اما لشکرهای منظم آنان بعدها وارد عمل شدند و در ماه نوامبر ۱۹۵۰ ضربات شدیدی بر نیروهای آمریکایی وارد آوردند. از همین ماه عقب‌نشینی سپاهیان سازمان ملل آغاز شد و ادامه یافت. تا روز سوم دسامبر ۱۹۵۲ سئول بار دیگر به دست نیروهای چینی و کره شمالی افتاد. حمله متقابل نیروهای آمریکایی سرانجام موجب تسلط دوباره آنان در بیست و هفتم آوریل سال ۱۹۵۲ بر سئول شد. در این میان، ژنرال مک آرتور از فرماندهی متحد برکنار شد و ارتشبد متیو ریجوی جانشین وی شد (دلیل این عمل طرح مک آرتور برای بمباران اتمی مرز چین با کره شمالی به خاطر جلوگیری از ورود سیل سربازان چینی بود). به دنبال آخرین حمله تعرضی کمونیست‌ها که در ۱۶ مه ۱۹۵۳ صورت گرفت و سئول سقوط کرد نیروهای سازمان ملل به حمله نهایی دست زده و سئول را دوباره اشغال کردند. از ماه ژوئن تلاش برای مذاکره میان طرفین آغاز شد. با این حال جنگ‌های کوچکی همچنان در جریان بود که تلفات سنگینی بر جای نهاد. در این مدت تنها سربازان چین به یک حمله شدید دست زدند. مذاکرات ترک مخاصمه ادامه یافت و سرانجام در ۲۷ ژوئیه ۱۹۵۳ پیمان آتش‌بس جنگ کره امضاء شد. لازم است ذکر شود که هیچ‌گاه پیمان صلحی میان این دوکشور امضا نشد و دو کشور تا به امروز در حالت جنگ هستند. وضع دو کره نسبتاً به همان وضع سابق ماند. این جنگ، خرابی‌ها و خسارات و تلفات فراوان به بار آورد و بسیاری از تأسیسات صنعتی و شهرها در ضمن آن ویران شد. تلفات نیروهای سازمان ملل و کره جنوبی به ۷۴۰۰۰ کشته (۵۴۲۴۶ آمریکایی) و ۲۵۰۰۰۰ زخمی (۱۰۳۲۸۴ آمریکایی) و ۸۳۰۰۰ (اکثر آمریکایی) مفقودالاثر و اسیر رسید. تعداد کشته شدگان و زخمیان چینی ۹۰۰۰۰ تن و کره شمالی نیز ۵۲۰۰۰ تن بوده‌است. در ضمن حدود ۴۰۰۰۰۰ غیرنظامی نیز در طی این جنگ کشته شدند. پس از پایان جنگ، دولت کره شمالی با استفاده از منابع سرشار این سرزمین دست به اجرای برنامه‌های وسیعی برای صنعتی‌سازی و ترمیم کشور زد. با کمک چین و شوروی، ترابری ریلی و کارخانه‌ها از نو ساخته شدند. برنامه پنج ساله‌ای که در سال ۱۹۵۸اعلام شد با مشکلاتی رو به رو شد. در سال ۱۹۶۰ برنامه‌ای برای صنعتی کردن بیشتر کشور اعلام شد. در ۱۹۶۱ کره شمالی پیمان‌های نظامی با شوروی و چین منعقد ساخت. کره شمالی بارها به علت حضور سربازان آمریکایی در کشور کره جنوبی، پیشنهاد برای مذاکرات اتحاد دو کره را رد کرده‌است.

نظام حقوقی کشور بر اساس نظام حقوق مدنی پروس بنا شده که ژاپنی‌ها و نظریات حقوقی کمونیستی هم بر آن تأثیر گذاشته‌اند. امکان بازنگری قوانین توسط مراجع قضایی وجود ندارد. قوه مقننه کره‌شمالی از یک مجلس قانون‌گذاری به نام مجلس عالی خلق با ۶۸۷ عضو (برای ۵ سال) تشکیل شده که اعضای آن در انتخابات عمومی تعیین می‌شوند. آخرین دوره انتخابات در سال ۲۰۱۹ برگزار شده و دوره بعدی در سال ۲۰۲۴ برگزار می‌شود. انتخابات به این صورت است که حزب کارگران کره حزب حاکم کشور فهرستی از کاندیداها را منتشر کرده و بدون هیچ رقیبی انتخاب خواهند شد و تعداد معینی از کرسی‌ها برای احزاب کوچکتر در نظر گرفته می‌شود. این مجلس علاوه بر وضع قانون، نخست‌وزیر و قضات دادگاه عالی کشور را هم انتخاب می‌کند. قدرت اصلی از زمان تأسیس کشور در سال ۱۹۴۸ در اختیار حزب کارگران کره بوده‌است. دو حزب چوندوئیست چونگو و حزب سوسیال دموکرات هم در کشور فعال هستند که تحت کنترل حزب حاکم قرار دارند. عالی‌ترین نهاد، شورای دفاع ملی است که کیم جونگ-اون ریاست آن را بر عهده دارد. کره شمالی معمولاً در رسانه‌ها یک دولت کمونیستی افراطی یا استالینیستی توصیف می‌شود. اما برخی از تحلیلگران منتقد این دولت معتقدند این حکومت هیچ ارتباطی با ایدئولوژی مارکسیسم-لنینیسم یا حتی استالینیسم ندارد و یک حکومت ناسیونال سوسیالیستی (البته بدون سودای امپریالیستی) است که در طیف راست افراطی (و نه چپ افراطی) سپهر سیاست قرار می‌گیرد و بیشتر به حکومت ژاپن دهه ۱۹۳۰ شباهت دارد تا کشورهای بلوک شرق. نوعی «حکومت دفاع ملی» که یک اقتصاد دستوری را هدایت می‌کند که تنها وظیفه تجهیز بیشتر ارتش و تأمین پول بیشتری برای نیروهای نظامی را بر عهده دارد. قانون اساسی موجود که در سال ۱۹۷۲ تدوین شده و دو بار در سال‌های ۱۹۹۲ و ۱۹۹۸ اصلاح شده، از هرگونه اشاره‌ای به کمونیسم و مارکسیسم لنینیسم خودداری کرده و ایدئولوژی رسمی کشور را مکتب جوچه نامیده‌است. کیم ایل سونگ اولین رهبر جمهوری کره شمالی بود که ایدئولوژی جوچه مبنی بر خودکفایی و استقلال را به عنوان ایدئولوژی رسمی حکومت برگزید. او پس از مرگ در سال ۱۹۹۴ میلادی به عنوان رئیس‌جمهور ابدی کشور تعیین شد و پسرش کیم جونگ-ایل رهبری کشور را برعهده گرفت، با مرگ کیم جونگ-ایل در سال ۲۰۱۱ میلادی کوچکترین پسرش کیم جونگ-اون رهبری این کشور را به عهده گرفت. در کره شمالی انتخابات، همیشه تنها با حضور یک نامزد (رهبر کشور) برگزار می‌شود. رای‌دهندگان می‌توانند با خط زدن نام آن نامزد علیه او رأی بدهند. این کشور عضو رسمی سازمان ملل متحد است و در سازمان‌های فائو، ایکائو، گروه ۷۷، کمیته بین‌المللی المپیک، آنکتاد، یونسکو، یونیدو، سازمان بهداشت جهانی، جنبش غیرمتعهدها نیز عضویت دارد.

«ارتش خلق کره» مجموعه‌ای از کارکنان مسلح نظامی کره شمالی است. این ارتش پنج شاخه دارد. کره شمالی دارای هجدهمین ارتش بزرگ جهان، با ۱٫۲۱ میلیون خدمه مسلح است و ۲۰٪ مردان ۱۷ تا ۵۴ ساله در زمره نیروهای مسلح عادی هستند. کره شمالی بالاترین درصد خدمه مسلح نسبت به هر کشور دیگری در جهان را داراست. به ازای هر ۲۵ نفر یک سرباز در این کشور موجود است. کره شمالی همچنین دارای بزرگترین نیروهای ویژه و نیز بزرگترین ناوگان زیردریایی بعد از ایالات متحده آمریکا در جهان است. کره شمالی دارای برنامه‌های موشکی و هسته‌ای است. کره شمالی در سال‌های ۲۰۰۶، ۲۰۰۹، ۲۰۱۳، ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ میلادی، آزمایش‌های هسته‌ای را در عمق زمین در شمال کشور انجام داد.

کره شمالی با مساحت ۱۲۰۵۶۸ کیلومتر مربع (نود و سومین کشور جهان) نزدیک به نیمی از کشور بریتانیا وسعت دارد. این کشور در نیم‌کره شمالی در شرق قاره آسیا، در کناره غربی دریای ژاپن و شرق خلیج کره و در همسایگی کشورهای کره جنوبی در جنوب، چین در شمال و شمال غربی و روسیه در شمال شرقی واقع شده‌است. کره شمالی کشوری کوهستانی است که کوه‌ها در تمام نقاط آن کم و بیش پراکنده‌اند و جلگه‌ها بیشتر در کرانه‌های غربی و نیز در برخی نواحی ساحل شرقی واقع شده‌اند. از جمله رودهای آن می‌توان تومن، یالو، چونگچون، توئه دونگ و یسونگ را نام برد. جنگل‌ها پهنه وسیعی از آن را پوشانده‌اند. آب و هوای آن در نواحی شمالی معتدل و در سایر نواحی گرم و مرطوب است. کوه پکتو (۲۷۴۴ متر) بلندترین نقطه آن است و رود یالو (۸۰۰ کیلومتر) طولانی‌ترین رود کره شمالی است. پایتخت این کشور شهر پیونگ یانگ با ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ نفر جمعیت بوده و پرجمعیت‌ترین شهرهای آن هامهونگ (۴۸۴٬۰۰۰ نفر)، چونگجین (۳۰۶٬۰۰۰ نفر) سینوئیجو (۳۰۰٬۰۰۰ نفر) و ونسان (۲۷۵۰۰۰ نفر) هستند. بنادر مهم کره شمالی چونگجین، هام هونگ و ونسان در سواحل دریای ژاپن و نامپو در سواحل خلیج کره هستند.

گاه‌شماری در کره شمالی بر بر مبنای زادروز کیم ایل-سونگ، بنیان‌گذار این کشور در ۱۵ آوریل ۱۹۱۲ تدوین شده‌است. بدین ترتیب در سال۲۰۱۸ میلادی، در کره شمالی سال ۱۰۶ است. این گاه‌شماری عناصرش را از دو گاه‌شماری تاریخی دیگر به‌کار رفته در کره وام گرفته‌است، سیستم سنتی از نام دوران‌های کره و گاه‌شماری میلادی که سال‌های آن به میلاد مسیح وابسته می‌باشد است. در مقایسه با این دو، گاه‌شماری جوچه با تولد کیم ایل سونگ، بنیانگذار جمهوری دموکراتیک خلق آغاز می‌شود. حکم گاه‌شماری جوچه در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۷۶ برابر با ۸ ژوئیه ۱۹۹۷، در سومین سالگرد مرگ کیم ایل سونگ تصویب شد. همان حکم همچنین سالگرد تولد کیم ایل سونگ را به عنوان روز خورشید تعیین کرد. سال تولد کیم ایل سونگ در ۱۹۱۲ میلادی، به "جوچه ۱" در تقویم کره شمالی تبدیل شد؛ بنابراین سال ۲۰۱۱ میلادی برابر با "جوچه ۱۰۰" است. اجرای گاه‌شماری در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۳۷۶ خورشیدی برابر با ۹ سپتامبر سال ۱۹۹۷ میلادی در روز بنیاد جمهوری آغاز شد. از آن تاریخ، روزنامه‌ها، آژانس‌های خبری، ایستگاه‌های رادیویی و حمل و نقل عمومی شروع به استفاده از سال‌های جوچه کردند؛ همچنین از آن تاریخ در شناسنامه‌ها هم از سال‌های جوچه استفاده شد.

واحد پول آن وون کره شمالی است. تولید ناخالص داخلی آن ۴۰ میلیارد دلار (سال ۲۰۱۴) است. حدود ۲۰ میلیون نفر نیروی کار آن را تشکیل می‌دهند که حدود ۳۷٪ آن در بخش کشاورزی مشغول به فعالیت هستند. افرادی که در اردوگاه‌های کار اجباری محکوم هستند نیز بخش دیگری از اقتصاد را به دوش می‌کشند؛ و گاهی در مقطع زمانی دستورهایی از دفتر مر کزی حزب تحت عناوین شعار گونه مانند{بیایید چند دلار بیشتر برای رهبر کاسبی کنیم}برای کمک به اقتصاد مقاومتی کره اعمال می‌گردد. همچنین فرستادن کارگر به کشورهای مختلف و تصاحب دستمزد آن‌ها به عنوان مثال نود هشت دلار از صد دلار نیز راهی برای درآمدزایی حزب است. کره‌شمالی سرشار از ذخایر سنگ معدن اورانیوم است.

صادرات کره شمالی مواد اولیه و برخی تجهیزات نظامی است. زغال‌سنگ اصلی‌ترین صادرات کره شمالی به چین است. یکی از نظریات موجود دربارهٔ صادرات نظامی این کشور این است که کره شمالی موتور موشک‌های ایران را تأمین می‌کند. در مقابل، فراورده نفتی، زغال کک، ماشین آلات و مواد خوراکی وارد می‌کند. عمده تجارت این کشور با کشورهای چین و روسیه است. در کره شمالی برای درآمد بیشتر حکومت خاندان کیم علاوه بر زغال‌سنگ گیاهان دارویی مانند جینسنگ که توسط زندانیان فراهم شده را به چین صادر می‌کنند. در این کشور کشت ماری جوانا قانونی بوده و مصرف آن هم مانعی ندارد و حکومت این کشور این گیاه را جزو مواد مخدر محسوب نمی‌کند و یکی از منابع درآمد آنان صادرات ماری جوانا است.

در پی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این کشور با قحطی شدیدی در دهه ۱۹۹۰ میلادی رو به رو شد که به مرگ حدود نهصد هزار تا دو میلیون نفر انجامید. کره شمالی همواره با کمبود مواد غذایی روبرو بوده‌است. در دهه ۹۰ میلادی قحطی مواد غذایی جان دست کم ۱ میلیون تن را در این کشور گرفت. حدود یک سوم زنان و کودکان کره شمالی با سوء تغذیه روبرو هستند. سازمان ملل متحد می‌گوید که دو پنجم از جمعیت کره شمالی دچار سوءتغذیه هستند و بیش از ۷۰ درصد جمعیت به کمک‌های غذایی وابستگی دارند. در خلال تنش‌های سیاسی، تخمین زده می‌شود که ۱۸ میلیون نفر در سراسر جمهوری خلق کره همچنان از ناامنی غذایی و سوءتغذیه و همچنین فقدان دسترسی به خدمات اولیه رنج می‌برند. در همین دوران کمک‌های بشر دوستانه کره جنوبی و ایالات متحده و سازمان ملل به مردم کره شمالی در بازار سیاه کره شمالی فروخته می‌شد که این موارد باعث تردید جدی کشورها از اطمینان رسیدن کمک‌ها به مردم گردید.

جمعیت این کشور در برآورد سال ۲۰۱۳ حدود ۲۴ میلیون و ۸۲۵ هزار نفر بوده‌است. میانگین سنی ۳۳٬۵ سال، رشد جمعیت ۰٫۵ درصد، میزان تولد ۱۴٬۸۲ در هزار و میزان مرگ ۷٬۹۲ در هزار، جمعیت شهری ۶۳ درصد، مرگ‌ومیر نوزادان ۵۱٫۳۴ نفر در هزار تولد و امید به زندگی ۶۱٫۲۳ سال برای مردان و ۶۶٫۵۳ سال برای زنان و میزان کلی باروری ۱٬۹۶ کودک برای هر زن است. سطح سواد در این کشور ۹۹ درصد است. مردم کره شمالی در یک سیستم طبقه‌بندی به نام سُنگ بون (در زبان کره‌ای به معنای مواد یا ماده) به سه طبقه اصلی تقسیم می‌شوند: ۱) طبقه هسته، ۲) طبقه مردد و ۳) طبقه متخاصم. در زیر شاخه این سه طبقه، ۵۱ رده‌بندی دیگر بر اساس امانتداری، وظیفه‌شناسی و وفاداری به رهبر کره شمالی و دولت کره شمالی وجود دارد. نهاد سنگ بون بدان معنی است که طبقه هر شهروند کره‌ای و رتبه‌بندی سیاسی-اجتماعی او از بدو تولد و بر اساس خانواده‌ای که در آن به دنیا آمده، به وی نسبت داده می‌شود. این بدان معناست که هیچ شهروند کره‌ای بر سنگ بون خود کنترلی نداشته در حالی که سنگ بون وی بر تمامی جوانب زندگی وی تأثیر می‌گذارد. گفتنی است که هر فرد از هر سُنگ بونی با فردی از سُنگ بون خود ازدواج می‌کند. به‌طور مثال مردی از سنگ بون هسته هرگز با زنی از سنگ بون متخاصم ازدواج نمی‌کند. بدین ترتیب این سیستم سنگ بون به‌طور دائمی در کره شمالی ادامه پیدا می‌کند.

طبقه هسته: طبقه وفادار به رژیم کیم محسوب می‌شود و به همین دلیل امتیازات قابل توجهی در تمامی جنبه‌های زندگی دریافت می‌کند. اعضای این طبقه شغل‌هایی را بر عهده دارند که به حفظ بقای رژیم کیم کمک می‌کند. این طبقه در تمامی زمینه‌های خدمات اجتماعی شامل کار، تحصیل، امکانات درمانی، و حتی امکانات غذایی، نسبت به بقیه طبقه‌ها اولویت دارد.

طبقه مردد: طبقه‌ای است که وفاداری اش به رژیم قابل بحث است اما می‌تواند به رژیم از طریق عملکرد مناسب اقتصادی، سیاسی خدمت کند. حکومت کره شمالی بر این باور است که آموزش مداوم ایدیولوژی رژیم برای این طبقه الزامی است.

طبقه متخاصم: طبقه‌ای است که حکومت را دشمن و مخالف خود می‌داند. این طبقه از همه لحاظ (تحصیلات، کار، بهداشت و درمان، مواد غذایی و غیره) مورد تبعیض واقع می‌شوند.

اکثر مردم کشور از نژاد کره‌ای به همراه اقلیتی از چینی‌ها و تعداد کمی ژاپنی هستند. کره شمالی دارای نظام بی‌خدایی حکومتی است. اما اهالی این کشور به‌طور سنتی پیرو آیین بودایی و کنفسیوس‌گرایی بوده‌اند. حدود ۶۴ درصد بی‌دین، ۱۶ درصد پیرو شمن‌باوری کره‌ای، ۱۳ درصد چئوندوی باور، و ۴٫۵ درصد پیرو آیین بودایی هستند. زبان رسمی در این کشور زبان کره‌ای است.به خاطر ایدئولوژی حاکم بر این کشور تساوی بیشتری میان زنان و مردان کره شمالی نسبت به کره جنوبی حاکم است.

پوشش مردم این کشور همچون دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ است. وقتی کسی از کره جنوبی به این کشور می‌آید، مدرن بودن جنوبی‌ها واقعاً در مقایسه با شمالی‌ها برجسته می‌شود. سیستم پخش پارچه و لباس هم توسط دولت کنترل می‌شود و بیشتر اوقات مردمی که در خیابان‌ها دیده می‌شوند لباس‌های یک شکل و شیبه هم به تن دارند. این مسئله در مدارس هم به صورت جدی دنبال می‌شود و هر بخشی از زندگی مردم در کره شمالی از طریق قوانین خاصی کنترل می‌شود؛ البته مردم هم این وضع را پذیرفته‌اند. تمام فعالیت‌های مذهبی زیر نظر گروه‌های وابسته به حکومت انجام می‌شود. دولت‌های غربی، جامعه کره شمالی را جامعه‌ای به شدت طبقاتی و برپایه روابط خویشاوندی و ارتباطات سیاسی توصیف می‌کنند. بنا بر گفته دولت آمریکا، شهروندان کره شمالی اجازه رفت‌وآمد آزاد چه در داخل و چه سفر به خارج از کشور را ندارند. بعضی از پناهندگان اهل کره شمالی داستان‌هایی مبتنی بر بهره‌کشی بدنی، سقط جنین و بچه کشی در زندان‌های کره شمالی نقل می‌کنند. کره شمالی دیکتاتورترین کشور جهان در فهرست دموکراسی واحد اطلاعات اکونومیست است. با وجود اینکه دولت کره شمالی کمک‌های زیادی از خارج دریافت می‌کند، مشخص نیست آن‌ها را به دست مردم می‌رساند یا بین طبقه خاصی پخش می‌کند.

در کره شمالی اردوگاه‌های کار اجباری وجود دارند. به‌طوری‌که اگر کسی مرتکب جرمی شود، علاوه بر او، کل خانواده اش به اردوگاه فرستاده می‌شوند. گانگ چول هوان (زندانی سابق اردوگاه یودوک) در کتاب آکواریوم‌های پیونگ یانگ، شرح زندگی ۱۰ ساله خود در اردوگاه‌های کار اجباری کره شمالی را آورده‌است. نتیجه هرگونه مخالفت و انتقاد از نظام حاکم و رهبر این کشور، تبعید افراد به این اردوگاه هاست. وضعیت زندگی در آنجا به شدت اسفبار است چنان‌که اسیران از کمبود غذا گاه دست به خوردن موش‌ها می‌زنند. در کره شمالی اردوگاه‌هایی مانند اردوگاه شماره ۱۴ برای زندانیان درجه یک یا اردوگاه یودوک برای زندانیان درجه دو و مطرودین طبقه‌ها که مورد تأیید رهبر یا دستگاه امنیتی نباشند وجود دارد: صحبت در مورد زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها و اردوگاه برای مردم و مخصوصاً زندانیان آزاد شده که شهروندی درجه دو محسوب شده کاملاً ممنوع است.

پیونگ یانگ که از زمان جنگ دو کره بر حمایت نظامی و معنوی پکن تکیه کرده همچنان در عرصه‌های بین‌الملل از حمایت همه‌جانبه پکن بر خوردار بوده تا آنجا که با استقرار نیروی نظامی و پلیس از فرار مردم جلوگیری کرده یا با استقرار پلیس در اطراف سفارتخانه‌های کشورهای مختلف از ورود و دسترسی فراریان به سفارتخانه‌ها جلوگیری کرده و آن‌ها را به پلیس امنیت کره شمالی تحویل می‌دهد؛ و سرانجام پس چندین دهه در اوائل ماه ۲۰۱۸ کیم جونگ-اون با مون جه-این رئیس‌جمهور کره جنوبی دیدار کرد و روابط دیپلماتیک خود را شروع کردند.

فکت های کره شمالی

1- در پی سیل‌های متعدد و بروز قحطی و خشک‌سالی در طول تاریخ کره شمالی، بیش از ده‌ها هزار نفر جان خود را در این کشور از دست دادند. به سبب وقوع قحطی‌های فراوان و کمبود مواد خوراکی، آدم‌خواری در کره شمالی افزایش یافته‌است.

2- در کره شمالی موی بلند برای مردان و دامنهای کوتاه برای زنان تحمل نمی‌شود. در این کشور آقایان می‌توانند از میان چند مدل موی مختلف یکی را انتخاب کنند. هر چند که همه آن مدل‌ها بر اساس کوتاهی در پشت و بغل‌ها طراحی شده‌اند.

3- در کره شمالی جشنواره‌هایی پرهزینه به نام بازی‌های توده در تجلیل از رهبر این کشور برگزار می‌شود که به مدت شش شب پیاپی در هفته و به مدت دو ماه برگزار می‌شود. در این نمایش‌ها صد هزار شرکت‌کننده از جمله رقاص و ژیمناست به اجرای نمایش می‌پردازند.

4- تاکنون بین ۷۰۰ هزار تا سه میلیون و پانصد هزار نفر در این کشور اعدام شده‌اند. اعدام می‌تواند حتی به دلیل یک تماس تلفنی ساده با خارج از کشور یا احتکار مواد غذایی صورت گیرد. این اعدام‌ها گاه در استادیوم‌های ورزشی در حضور هزاران تماشاگر انجام می‌شود.

5- در کره شمالی ساعت بیدار شدن مردم توسط شیپوری تعیین می‌شود که در سراسر شهرها و از طریق بلندگو پخش می‌شود. ساعت خوابیدن آن‌ها هم توسط سیستم خاموش کردن چراغ تعیین می‌شود. در بامداد پیش از ساعت شش صبح سکوت مطلق بر تمام کره شمالی حاکم است و اولین صدای هر روز صدای پخش شیپور از بلندگوهای صبحگاهی است.

6- اخیراً اعلام شده امکان استفاده از نام رهبر کره شمالی در این کشور ممنوع است و افرادی که همنام کیم جونگ-اون هستند باید سریعاً نام خود را تغییر دهند. دولت کره شمالی پیش از این در دوره حکمرانی دو رهبر پیشین هم استفاده از نام آن‌ها برای مردم این کشور را ممنوع کرده بود.

7- قوانین کشور، بعضی از شادی‌های اولیه را هم در زندگی مردم دریغ می‌کنند. به عنوان مثال دوربین به کره شمالی وارد نمی‌شود و مردم هم نمی‌توانند آن را تهیه کنند.

8- به دلیل کمبود کود برای کشاورزی، این کشور از کود تولید انسان برای کشاورزی استفاده می‌کند. به همین دلیل تمامی شهروندان کره شمالی از سال ۲۰۰۸ موظف اند فضولات انسانی خود را روزانه تحویل دولت دهند. استفاده از کود انسانی در تولید محصولات کشاورزی باعث همه‌گیری انگل‌های پیشرفته در این کشور شده‌است.

9- مالکیت هرگونه رایانه و وسایل ارتباطی شخصی در این کشور نیازمند مجوز دولتی است. در این کشور تنها یک سرویس دهنده خدمات اینترنتی وجود دارد و تمام جریان فضای مجازی آن از یک کابل می‌گذرد.

..................................................................

آشنایی با کشورها (95) : اریتره

آشنایی با کشورها (94) : اسواتینی (سوازیلند)

آرشیو مطالب