اما این خشت اول طی چه مراحلی کج گذاشته شد؟

پرده اول : تعیین بند فسخ نازل برای قرارداد نیمار که تقریبا هر باشگاه متمولی توانایی پرداخت هزینش رو داشت و ناصر خلاف این رقم رو به راحتی واریز کرد و عملا یکی از شاه مهره های بارسلونا از این تیم خارج شد

پرده دوم : خریدهای عجولانه و گران مانند دمبله ، کوتینیو و گریزمان برای پر شدن خلأ نیمار که میبنیم هرکدوم به نوعی جایی در این تیم نداشتند . دمبله ای که در همان دورتموند نیز مصدومیت و حاشیه کمی نداشت ، کوتینیویی که در سیستم و تفکرات سرمربی جا نداشت و گریزمانی که بخاطر حضور سوارز تغییر پست داد و علاوه بر ١٠ نفره کردن تیم ، بازی خودش رو هم خراب کرد . تمامی این موارد در حالی رقم خورد که بارسلونا نیمار رو ٢٢٠ میلیون فروخت و ٣ بازیکن جانشین با قیمت ۴۵٠ میلیون خرید اما روی هم به اندازه نیمار گل و پاس گل نداشتند : تبعات توجه صرف به نام بازیکن به جای آنالیز جایگیری وی در تیم

پرده سوم : آمار گل خورده نشون میده که خط دفاع نیز به اندازه کافی ضعف داره اما هیچ قدمی برای ترمیم برداشته نمیشه

پرده چهارم : استفاده از بازیکنان در پستی که تخصصی در آن ندارند و در حیطه وظایف آنها نیست : گریزمانی که وینگر میشود یا دی یانگ که بازیکن پست ۶ هستش اما جلوتر از جایی که باید باشه به کار گرفته میشه و همین جزئیات از عوامل به هم خوردن شاکله تیم و افت بازیکنه

پرده پنجم : خبری از خرید با کیفیت در خط دفاع و هافبک نیست و توجهات تماما بر روی همشهری مسی یعنی مارتینز گذاشته شده ، همان بازیکنی که هم پست سوارز و گریزمان ١٢٠ میلیونی و تازه وارد هستش . انگار که خریدهای پلی استیشنی برای بارتومئو عادت شده .