تعبیر «اَلَسْت‌» از یکی‌ از آیه‌های‌ سوره اعراف‌ گرفته‌ شده‌ است‌: «وَ اِذْ اَخَذَ رَبُّک‌َ مِن‌ْ بَنی‌ آدَم‌َ مِن‌ْ ظُهورِهِم‌ْ ذُرّیَّتَهُم‌ْ وَ اَشْهَدَهُم‌ْ عَلی‌ اَنْفُسِهِم‌ْ اَلَسْت‌ُ بِرَبَّکُم‌ْ قالُوا بَلی‌ شَهِدْنا اَن‌ْ تَقُولُوا یَوْم‌َ القیامَةِ اِنّا کُنّا عَن‌ْ هذا غافِلین‌َ اَوْ تَقُولُوا اِنَّما اَشْرَک‌َ آباؤنا مِن‌ْ قَبْل‌ُ و کُنّا ذُرّیَّةً مِن‌ْ بَعْدِهم‌ْ اَفَتُهْلِکُنا بِما فَعَل‌َ الْمُبْطِلُون‌َ».

در دستگاه‌ عرفانی‌ ابن‌ عربی‌ ، با عنوان‌ «سرُّ القَدَر» تجلی‌ کرده‌ است‌. ابن‌ عربی‌ می‌گوید که‌ «سرالقدر» از والاترین‌ دانشهاست‌ و جز کسی‌ که‌ خداوند او را به‌ معرفت‌ کامل‌ مختص‌ کرده‌ باشد، آن‌ را نمی‌داند.   بیان‌ این‌ مطلب‌ با توجه‌ به‌ مبانی‌ عرفانی‌ ابن‌ عربی‌ بدین‌ قرار است‌: خداوند به‌ ذات‌، صفات‌ و اسماء خود به‌ توسط ذات‌ خود علم‌ دارد. همچنین‌ خداوند اعیان‌ ثابته‌ را که‌ صورت‌های‌ اسمائند، با علم‌ ذاتی‌ خود می‌شناسد. پس‌ علم‌ خداوند نسبت‌ به‌ اعیان‌ ثابته‌ علمی‌ است‌ که‌ از صور اسماء و ماهیات‌ و استعدادهای‌ آنها به‌ او می‌رسد. بدین‌ قرار در این‌ شأن‌ از شئون‌ هستی‌، علم‌ خدا از این‌ جهت‌ تابع‌ معلوم‌ است‌ (هرچند که‌ معلوم‌ از جهتی‌ دیگر تابع‌ علم‌ خداست‌). حاصل‌ اینکه‌ اگر «عین‌» یک‌ انسان‌ در حال‌ ثبوتش‌ - یعنی‌ در آن‌ حال‌ که‌ در حضرت‌ علمی‌ خداوند نسبت‌ به‌ وجود عینی‌ و خارجی‌ به‌ عدم‌ متصف‌ بود - مؤمن ‌ باشد، آن‌ انسان‌ در وجود خارجی‌ و عینی‌ هم‌ مؤمن‌ خواهد بود؛ در واقع بود (ذات ) مشترک همه انسان ها در عالم علوی در عالم مادی به صورت تکثر جوهره های وجودی در می آید شایان‌ گفتن‌ است‌ که‌ مطالبی‌ را که‌ ابن‌ عربی‌ زیر عنوان‌ «سرالقدر» مطرح‌ کرده‌ است‌، نمی‌توان‌ از ابتکارات‌ وی‌ تلقی‌ کرد. سابقه «راز تقدیر» یا «عالم‌ راز» را در مفهوم تثلیث سه گانه مسیحیت و تولد ادواری روح بودایی هم یافت.