▪️فیلم "ناگهان بالتازار" ساخته‌ی برسون، پیچیده‌، فشرده‌ و بدون یک پیرنگ مشخص است. "تاریخِ جهان در یک ساعت و نیم"، گدار در باب این فیلم گفته. برگمان نیز روزی با عصبانیت گفت: "یک کلمه از این فیلم را نفهمیدم". اقتباسی شگرف از ابله داستایوفسکی که در آن "پرنسس میشکین" بدل به الاغ شده. میشکین و الاغ، هر دو ناتوان از ارتباط انسانی‌اند. تحقیر و مورد ستم واقع می‌شوند ولی همزمان سرشتی قدیس‌وار دارند. برسون ملهم از داستان عهد عتیق بلعم باعورا است: بلعم که توان خارق عادت دارد، توسط مخالفان موسی مامور می‌شود که بربلندی کوهی همراه با الاغ‌اش علیه موسی لعن کند. الاغ از دستور سرباز زده و به زبان در می‌آید: "چگونه نمی‌فهمی که من علیه آزادگان نمی‌شورم." زبان انسانی علیه انسان به میانجیِ یک ناانسان. این همان‌ کاری‌ست که برسون با الاغ‌اش می‌کند. در واقع، مسئله‌ی برسون ابدا همسان‌سازی و ارتقای حیوان به انسان نیست بلکه مراد، بازنمایی ستم‌گری، آزار و درنده‌خوییِ انسان از خلال چشم‌های یک ناانسان است