فلورانس؛۱۹۵۱
در سال ۱۹۵۱ «نینالی کریگ»، دانشجوی ۲۳ ساله آمریکایی برای دیدن و اقامت چند ماهه به ایتالیا رفت و در یک هتل ارزانقیمت اقامت گزید.
از قضا «روت ارکین»(عکاس) هم که تازه از خاورمیانه بازگشته بود در همین هتل با او آشنا شد و متوجه دردسر های سفر این دختر تنها شد.
روت تجربه سفر فردی این دختر را بسیار جذاب دید و بخاطر تجربه مشابهی که در ۱۷ سالگیاش داشت، تصمیمم گرفت سرگذشت این دختر زیبا را عکاسی کند.
نینالی هر روز برای دیدن شهر از هتل خارج می شد .
روت عکاس هم با احتیاط که تنهایی نینالی را مخدوش نکند او را همراهی میکرد.
نینالی بسیار جذاب و خوش اندام بود و به شدت مورد توجه مردان ایتالیایی قرار داشت و از همین رو تم اصلی داستان روت بر پایه همین توجهها شکل فلورانس رسید که مردان بسیار با نگاههای سنگین او را برانداز میکردند و نینالی در حالی که شال خود را سفت چسبیده بود از میان مردان با ترس و اضطراب میگذشت.
روت این صحنه را عکاسی کرد تا مهمترین عکس زندگیاش را گرفته باشد.

