در یک مجلس از ژولیده نیشابوری پرسیدن میتوانی فی البداهه شعری بگویی که ده تا کلمه "دل" داخلش باشد؟ ژولیده رباعی زیر را در همون مجلس سرود... "دلبری" با "دلبری" "دل "از کفم دزدید و رفت هرچه کردم ناله "از دل" , "سنگدل" نشنید و رفت

گفتمش ای "دلربا" "دلبر" ز "دل" بردن چه سود؟ از "ته دل" بر من "دیوانه دل" خندید و رفت...