هموسو: من تیراندازی از پل یاد گرفتم، پدر سوخته تیر یک جور پرت می کرد که روی بند کفشت فرود می اومد

گوموآ: من وهموسو وپل با هم گروه دامول ساختیم وقرار بود چیز هان پاره کنیم که پل ازمون جدا شد ورفت منچستر، در واقع دلیل شکستمون فقط نبود پل بود

ملکه: وقتی دوران جوانی در املاک ساچلدو پل دیدم که با گوموا وهائه پدرشون فوتبال بازی می کردند، یک دل نه صد دل عاشقش شدم، ولی لاشیا منا به گوموا دادن

بانو هن: عشق اول واخرم فقط پل

جومونگ: من با پل داریم روی اهداف والا کار می کنیم تا به جهان صادر کنیم

تسو:ییییییییییییییییییه، ای پل لعنتی من اخر یک روز تو را شکست می دم یونگ پو: این پل همیشه منا تو قصر اسکل می کرد وبهم میخندید، خیلی آدم لاشیه

وزیر اعظم: خورشید بویو توسط پل فراگرفته شده، باید زودتر از بین ببرمش.

بانو یوم یول: پل بود که زد کمان دامول شکست.

سایون وهیبو: ......