وقتی بازی های جام جهانی تمام شد، ناخودآگاه امیدوار شدیم. امیدوار به این که احتمالا تاثیر می گیریم ازاین بازی ها، از کیفیت فنی شان، از تلاششان تا آخرین لحظه های بازی برای رسیدن به پیروزی، از برنامه ریزی کشورها برای رسیدن به موفقیت و از رفتارهای حرفه ای تماشاگران تیم میزبان که باوجود شکست سنگین ناراحت اند اما به خانواده بازیکنان کاری ندارند! اما انگار آن یک ماه و نیم یک جور توهم بود برایمان، یک جور خیال و رویا..تا برگردیم از برزیل و دوباره بیاییم جایی که انگار کیفیت بازی ها در مستطیل سبز چندان برای تیم ها اهمیت ندارد.ما جایی هستیم که آقایان می خواهند مطرح شوند ولی نه با کیفیت فنی بازی هایشان، نه با تعویض های طلایی شان و نه با مدیریت بحران شان. اینجا جایی است که حاشیه ها افراد را پررنگ می کنند.اینجا رییس هیئت مدیره باشگاه می خواهد قدرتش را به رخ سرمربی بکشد، سرمربی به رییس سابق فدراسیون حمله می کند، اینجا بازیکن بعد از مدت ها دور بودن از دوران اوجش تازه یادش می افتد که چه کسی فوتبالش را نابود کرده،کاپیتان از اسپانیا به سرمربی سابقش حمله می کند، اینجا سرمربی از پیشکسوتش شکایت می کند تا او را به زندان بفرستد. کاپیتان با برادر داماد سرمربی تیم کتک کاری می کند،اینجا باشگاه با وجود گذشت 4هفته از لیگ هنوز تکلیف مالکش معلوم نیست.اینجا... بخوابیم دوستان..بهتر است بخوابیم..، تا شاید وقتی دیگر..دوباره رویا.. محمدحسین نجفی