دو ماه و نیمه تو خونم و حداقل یک ماه دیگه هم این روند ادامه داره(اگر یک ماه دیگه دانشگاها باز بشن). قشنگ عین زندانه وقتی میرم دم در خونه سر خیابونو می بینم انگار جای جدیدیه

امروز هم مثل چند ده روز اخیر بازم داشتم درس می خوندم رفتم شام خوردم بعد که برگشتم دیگه اصلا حوصله ادامه دادن نداشتم. اساتید هم ماشالله درسارو شخم میزنن باید باهاشون بریم. از طرفی هیچ تجدید انرژی هم نیست

یکم سر آشپزمونو ببینیم?????