یادم نمیاد آخرین بار کی خندیدم
ولی خوب یادم میاد که کی رنجیدم
متاسفانه توی جوونیم پیر شدم
میز شام و ندیدم ولی سیر شدم
زندگی بهم یاد داد که بد باشم
صبحا از خواب دلسرد پاشم
رفیق یعنی خنجرای توی کمرم
حضور پلیس یعنی توی خطرم
خانواده محل آرامش نبود
توی مدرسه روحم پالایش نشد
این حرومیا گوه زدن به خیابونا
یکم اون ور تر پرِ برج شد بیابونا


