حمید رضا در جلسه دادگاه و در حالی که دختر بزرگش از تهمتهای اخلاقی او به مادرش ابراز ناراحتی میکرد، گفت: زن و دو فرزندم را کشتم، چون لایق مرگ بودند. زنم حقش بود که کشته شود. او زن کثیفی بود. دختر و پسرم را هم کشتم، چون از کارهای مادرشان مطلع بودند و به من چیزی نمیگفتند.
او در تشریح جزئیات جنایت تکان دهنده گفت: در یک شرکت صنعتی کارگر بودم و شبها سر کار میرفتم. مدتی بود که به رفتارهای زنم مشکوک شده بودم. تا این که صبح بیست و سوم مهر ماه یک زن مقابل خانه مان آمد و رازی را برایم برملا کرد. او گفت زنم با شوهرش در ارتباط بوده است. من که عصبانی شده بودم با چوب دستی به سر زنم کوبیدم و او را کشتم! سپس جنازه اش را به اتاق خواب کشاندم و رویش پتو کشیدم. ظهر وقتی پسرم از مدرسه به خانه آمد فکر کرد که مادرش خوابیده است. او به اتاق خواب رفت تا زهرا را بیدار کند که همان موقع با چوب چند ضربه هم به سر پسرم کوبیدم.
وی ادامه داد: در آن لحظه تصمیم گرفته بودم هر طور شده دخترم را هم بکشم. به همین دلیل با موبایل او تماس گرفتم و از او خواستم تا فوری از دانشگاه به خانه بیاید. خودم به پشت بام رفتم و منتظر پریسا ماندم. به او گفتم قبل از این که وارد خانه شود به پشت بام بیاید و به من کمک کند. وقتی دخترم به پشت بام آمد با یک طناب او را هم خفه کردم و جنازه اش را به داخل خانه بردم!



