اومد گفتش که خسرو پرویز هزاران زن و خواننده و رامشگر در کنارش داشت یا یک وزیر داشت به نام هزار بندک که هزار تا بنده داشت
من خواستم تو بخش دیدگاه ها جوابش رو بدم دیدم اپراتور پست رو بسته مجبور شدم تو یک پست جداگانه دربارش صحبت کنم
سلسله ساسانیان هم مانند هر سلسله دیگه ای دوران اوج و سقوط داشته ، پادشاهان خوب و بد داشته. خسرو پرویز جدا از پیروزی های درخشانی که برابر امپراطوری روم داشت در کل پادشاهی خود کامه بود اما اگر بخواهیم به بقیه پادشاهان نگاه بیاندازیم
از اردشیر بابکان تا هرمز چهارم پادشاهانی خوب و مقتدر بودند و از اونجا به بعد بود (تقریبا ۱۲۵ سال) که سلسله ساسانیان رو به افول نهاد و پادشاهانی بد کار زمام امور را به دست گرفتند و با بستن مالیات های سنگین به مردم اختلاف طبقاتی را بوجود آوردند که باعث رخدادن قیام مزدکیان شد(البته درباره مزدکیان هم اگر وقت شد پست جداگانه کار میکنم) خسرو انوشیروان پس از سرکوب قیام مزدکیان امور کشور را اصلاح بخشید و دوباره کشور را به حال اقتدار و سربلندی رساند.در اینجا لازم به ذکر است که ممکنه برخی از دوستان راجع به خسرو انوشیروان دیدی یکجانبه داشته باشند و او را نه تنها عادل بلکه ظالم بخوانند اگر وقت شد حتما در این باره پستی را کار خواهم نمود فقط این نکته را ذکر کنم که آقای راوندی به نقل از دکتر گریشمن میگوید که(( در زمان خسرو انوشیروان مردم وضع بهتری نسبت به بقیه داشتند ولی چون وقت داشتند راجع به آن فکر کنند سختی هایش را بیشتر حس میکردند)) جمله ای بسیار نغز.....
پس از خسروانوشیروان هرمزد پادشاه شد که بیش از دیگر پادشاهان به وضع مردم پرداخت مالیات ها را کم کرد وداز قشر پولدار میکند و به فقرا کمک میکرد....(تاریخ اجتماعی ایران جلد اول)
این کار ها باعث شد که درباریان و اشراف بر علیه او دسیسه کرده و وی را به قتل رسانند.پس از قتل هرمزد سلسله ساسانیان روند انحطاط را طی میکند تا جایی که توسط اعراب منقرض میگردد..
فقط من اینها را نوشتم تا بعضی ها الکی نگویند که ما در لجن زندگی میکردیم و اعراب آمدند و مارا از فرش به عرش رساندند با تشکر


