چند روز پس از پایان بازی های ایران در جام جهانی 2014 بود که خبری به گوش رسید مبنی بر اینکه مورینیو قصد دارد از مهرداد پولادی به عنوان یکی از جانشینان اشلی کول در چلسی استفاده کند. چندی بعد با حضور خود او در برنامه بیست چهارده، گفته شد که او از تیم های لیگ برتری، لالیگایی و بوندسلیگایی پیشنهاد دارد و خود پولادی هم گفت تا چند روز آینده تیمم را مشخص می کنم. بدون شک همه این را قبول دارند بازی پولادی در جام جهانی نسبت به دیگر ملی پوشان یک سر و گردن بالا تر بود. او در دفاع فوق العاده عمل می کرد، در کار های رو به جلو مسی و هیگواین را دریبل کشویی میزد و چندین باز هم ناجی خط دروازه  ایران بود. 

روز ها می گذشت و احتمال حضور پولادی در اروپا ، پس از پیوستن دیگر  ستارگان تیم ملی کشورمان به لیگ های حاشیه خلیج فارس، کمرنگ تر می شد. با این حال مدیران باشگاه پرسپولیس چندین باز اعلام کردند که پولادی بازیکن پرسپولیس است و برای خروج باید رضایتنامه داشته باشد و فقط به تیم های اروپایی رضایتنامه می دهند؛ چند روز بعد مسئولان و کادر فنی این تیم در تلاش بودند که پولادی را در پرسپولیس ماندنی کنند، خود پولادی هم جز اروپا از جای دیگری سخن نمی گفت، تا اینکه رسانه ها خبر از پرواز پولادی به دوحه را دادند. کسی باور نمی کرد بازیکنی که در دور اول مرحله گروهی جام جهانی بهترین مدافع چپ جام شد، حال در راه قطر باشد. اما دقایقی پیش خبر امضای قرارداد مهرداد پولادی، ستاره ایران در جام جهانی برزیل، با تیم الشحانیه قطر، تیمی که به اندازه یک نوجوان 16 ساله سن دارد، منتشر شد. پولادی رسما به لیگ ستارگان قطر پیوست. 

پولادی در قطر تنها نمی باشد، او می تواند اوقات فراغت خود در قطر را با ستارگان هموطن بگذراند! سید جلال حسینی، مجتبی جباری و اشکان دژاگه هم پیش از او به قطر رفته بودند. ملیت های زیادی در لیگ سترگان قطر وجود دارند؛ بازیکنان اهل آمریکای جنوبی، اروپا و خاور دور هم در قطر شاغل می باشند. اما هم اکنون اجتمایی از بازیکنان ایرانی هم در حال تشکیل است.

به طور کلی لیگ قطر تفاوت چندانی با لیگ ایران ندارد، حتی می توان گفت جایگاه بالاتری دارد. تعداد تیم ها به اندازه جمعیت و مساحت این کشور می باشد، از لحاظ اقتصادی با لیگ ایران قابل مقایسه نمی باشد، امکانات سخت افزاری این کشور دارای استاندارد های اروپایی می باشد، از زمین هایی که به زمین کشاورزی شبیه هستند خبری نیست، استادیوم ها الگوی اروپایی دارند، امکانات تمرینی و اردو ها  همگی حرفه ای هستند، توپ هایشان مشکل گمرکی ندارند، ورزشگاه ها سیستم های خنک کننده دارند، لباس ها از برند های صاحب نام می باشند، لژیونر های زیادی در این کشور حضور دارند، مربی هایی از قاره های دیگر می آیند و در بین آنها نام های بزرگی هم دیده می شود، در لیگ قهرمانان آسیا بهتر از تیم های ایرانی نتیجه می گیرند، خبری هم از اعتصاب به دلیل تاخیر در پرداخت مطالبات نیست، برنامه و برگزاری لیگ قطر هم کاملا حرفه ای و منظم می باشد. همه این ها می تواند دلایلی باشد که نتوان مهاجرت بازیکنان ایرانی به قطر را زیر سوال برد، اما نه برای ستارگانی مثل مهرداد پولادی و  اشکان دژاگه و رضا قوچان نژاد که می توانستند آینده خود را تبدیل به آینده ای درخشان و سرشار از تجربه کنند.

البته این را هم می توان گفت که باید دید پیشنهاد های اروپایی که در رسانه ها خبرشان منتشر می شد تا چه حد جدی بوده اند. اگر قرار بر این بود که ستارگان فوتبال کشورمان مانند اکثر بازیکنان کره ای و ژاپنی در تیم های اروپایی نیمکت نشین و سکو نشین باشند، بهترین انتخاب را انجام دادند. به این خاطر که اگر با شرایط فوق به اروپا می رفتند، عاقبتی مانند تیم ملی ژاپن و کره جنوبی در انتظار تیم ملی کشورمان بود و خود بازیکنان هم توفیقی جز آب و هوای خوب اروپایی حاصلشان نمی شد و اگر هم به لیگ کشورمان می آمدند باید برای دریافت مطالباتشان به فیفا شکایت می کردند، در زمین های نا مرغوب بازی  و حاشیه های فراوان را تحمل می کردند. پس همان بهتر که به لیگی با امکانات، هرچند سطح پایین تر از اروپا ملحق شدند. هم رفاه خود پس از پایان دوران بازیشان را تامین می کنند، هم با آرامش خاطر فوتبالشان را ادامه می دهند.