آواز شجریان در کرد بیات سنتور و آهنگ پرویز مشکاتیان   اجرا 1362

سینه مالامال درد است، ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد، خدا را همدمی،  چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی زیرکی را گفتم این احوال بین، خندید و گفت صعب روزی، بوالعجب کاری، پریشان عالمی آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی

حافظ