ظهر جمعه بوندس ،از خواب بیدار میشه : هییی مردیم از بیکاری برم دو سه تا سوال بپرسم از این اون ? همین هنگام ارنست پیام میده به بوندس بوندس :اَی بابا نمیزارن دو سه تا سوال هم بپرسیم اس ام اس ارنست:چیطوری میستر بیا بریم یه دور بزنیم بچه ها هم هستن سر کوچه ۵دقیقه دیگه ارنست : بلافاصله بعد از پیام بوندس رو میزاره لیست سیاه جعفر : چرا تو لیست سیاه گزاشتیش ؟؟ تو همین حین با یه شماره دیگه یه اس ام اس میاد به ارنست (متن اس ام اس : چرا میستر اره سیستر نه ) ارنست :بیا از درد این سوال های سسشعرش بلاکش کردم با یه شماره دیگه فرستاد . جعفر: میگم یکی به سعید جاویدی هم خبر بده بیاد تو مسیر یهو ارنست ایفون یه خونه رو میزنه صاحبخانه :بله ؟ ارنست عربده گویان (خواهیم دید) صاحبخونه :جان ارنست :خواهیم دید خواهیم دید خواهیم دید صاحبخونه :چه مرگته ارنست : خواهیم دید صاحبخونه خطاب به زنش :اون چاقو رو بده ببینم اینا کین جعفر : فرار کنین به باد داد همه رو ممد :ارنست رو میندازه رو دوشش فرار‌ کنن

۱۰ دقیقه بعد بوندس خطاااب به ممد :چرا ارنست رو انداختی به دوشت ممد : آخرش کامبک میخورد به فاک میرفت بوندس : ملعون چه باهوشی همین حین یه پراید شیشه رو میده پایین رو به بوندس ازش یه آدرس میپرسه بوندس (بلد نیست ): (فقط به صورت طرف زل میزنه و هیچی نمیگه ) راننده :الووو داداش چی شد بوندس :ها چیه ...اها ادرس میخاستی، میشه نری ؟؟ راننده : مریض خو بگو بلد نیستم ارنست : از پشت داد میزنه چیییی نشنیدم مردک Komm zurück راننده گازو میگیره فرار می‌کنه بوندس: اَبَللللفض Komm zurück چیه فش بود دادی ؟؟ ارنست در حالی شکمش رو میخارونه : نه بابا کامبک به زبان آلمانی بود جعفر کفشش رو در میاره ارنست رو دنبال میکنه بعد دو سه دقیقه گوشی جعفر زنگ میخوره : +جعفر منم سعید من الان گیم نتم شما هم بیایین جعفر اوکی ۵دقیقه اونجاییم ...همین حین ارنست دااااد میزنه شکررررر خوردم بسه دیگه سعید :اون کی بود جعفر هیچی ممد ارنست رو دنبال میکنه بزنتش سعید : فلن بای شارژ ندارم زود بیایین فقط جعفر رو به بچه ها :بس کنید اَه زنگ زدن بریم گیم نت ممد : اوکی ارنست نفس نفس زنان :ممد ؟ ممد :ها ارنست :ماشالا ،بابات میدونه اسب تحویل جامعه داده ؟؟ ممد :باز ارنست و دنبال میکنه ? ارنست : ممد خداییش بسه دیگه شکر خوردم جعفر :بوندس کو ؟؟؟ ارنست :عه این کجا رفت جعفر ولش الان خودش میاد بیایین بریم گیم نت ارنست : چی بازی میکنیم ممد :جاست pes ارنست من فیفا باز‌هستم خودتون برین من نمیام ممد باز کفششو در میاره و به طرف ارنست خیز بر میداره ارنست اوکی اوکی میام فقط یه لحظه یه چیز سرچ کنم بریم ارنست (گوگل رو باز میکنه ): نحوه ی کامبک خوردن در pes (هیچی نمیاره کلا خزعبلات میاره ) ارنست : من نمیام جعفر چرا ؟؟ ارنست :pesکامبک نداره من نمیام ممد :(ایندفه سنگ بر میداره و دنبالش میکنه ) من تو رو دیگه نکشم نمیشه همین حین بوندس میاد جعفر :کجا بودی ؟؟چرا چشمت کبوده؟؟ اون ور خیابون مصاحبه میکردن اونجا بودم جعفر :چی پرسیدن ؟چی شد ؟, بوندس :گفت تیکه کلامت چیه گفتم زیاد سوال میپرسم گفت هدفت چیه ؟گفتم هدفمند سازی سسشعر ها با میکروفون کوبید تو چشمم جعفر : لابد تو هم سوال پرسیدی در جواب کارش نه ؟؟ بوندس نه تف کردم تو صورت فیلم بردار جعفر چرا فیلم‌بردار ؟؟ بوندس :خواستم رونالدینیویی باشه حرکتم جعفر بعدش چی شد بوندس : این دندونمو میبینی ؟ جعفر :نه ،دندونی نیست این اینجا که بوندس : میدونی چرا دندونی نمیبینی جعفر :چرا بوندس :چون چشم بصیرت میخاد (میزنه زیر خنده ) یه مشت هم از جعفر میخوره

https://www.tarafdari.com/node/1636067