از يك مرد پرسیدند: بهترین خاطره ی شما از دوران تحصیل چه بود؟ او جواب داد: «روزی معلم علوم ما وارد کلاس شد و برگه ی سفید رنگی را به تخته سیاه چسباند. در وسط آن لکه‌ای با جوهر سیاه نمایان بود.» معلم از شاگردان پرسید: «بچه ها در این برگه چه می بینید؟» همه جواب دادند: «یک لکه سیاه آقا.» معلم با چهره ای اندیشمندانه لحظاتی در مقابل تخته کلاس راه رفت و سپس با دست خود به اطراف لکه سیاه اشاره کرد و گفت: «بچه های عزیز چرا این همه سفیدی اطراف لکه سیاه را ندیدید؟» آن مرد می گوید: «از آن روز تلاش کردم اول سفیدی (خوبی‌ها، نکات مثبت، روشنایی ها و…) را بنگرم.» شرح حکایت حضرت امیر: اندیشه نیک و مستقیم بهترین اندیشه بشر است. ما چطور می نگریم؟