راسپوتین

راسپوتین یک مرد مقدس، کوهنورد، درمانگری خودخوانده و روانشناسی قهار بود که به راحتی انسان ها و مخصوصا زنان را می فریفت و متقاعد می ساخت. اما مرگ وی بسیار عجیب بود و تلاش های بسیاری انجام گرفت تا وی کشته شود. از نظر برخی از آریستوکرات های روسی، راسپوتین نفوذ بسیاری بر خانواده ی تزار داشت بنابراین در سال ۱۹۱۴ نقشه ی قتل او کشیده شد و توسط یک زن مورد حمله قرار گرفت. ضربات چاقوی آن زن باعث شد که شکم او کاملا پاره شده و ارگان های داخل شکمش بیرون بریزند. اما وی در کمال ناباوری زنده ماند.

شب قتل از وی برای شرکت در یک مهمانی به قلعه ی پادشاه دعوت شد و بر اساس ادعاها در کیک او مقدار زیادی سم سیانید ریخته بودند که برای کشتن چندین مرد کافی بود. اما بعد از این که ساعاتی گذشت و هیچ اتفاقی برای راسپوتین نیفتاد گروه قاتلان آشفته شدند به طوری که به این باور رسیدند که کسی نمی تواند راسپوتین را بکشد و وی از قدرت های فوق انسانی برخوردار است. از این رو تصمیم گرفتند که کار را تمام کنند و به همین خاطر او را از پشت با گلوله هدف قرار دادند.

سپس قصر را ترک کردند. چند دقیقه بعد یکی از آن ها که در بحبوحه ی کشمکش ها کت خود را در قصر جا گذاشته بود به محل بازگشت تا کت خود را بردارد اما راسپوتین که در کمال تعجب هنوز زنده بود به او حمله کرده و سعی کرد او را خفه کند. دوستان وی که از موضوع مطلع شده بودند به اتاق بازگشتند و ۳ بار دیگر از پشت به وی شلیک کردند. سپس دست و پای او را بسته و وی را درون یک قالی پیچیدند و در رودخانه ای یخ زده انداختند.

بعد از پیدا شدن جسد معلوم شد که ریه های راسپوتین پر از آب شده اند که نشان می داد نه تنها سیانور بلکه گلوله های شلیک شده به وی نیز نتوانسته اند او را بکشند و او هنگامی که به رودخانه انداخته می شده زنده بوده است. از این رو تنها غرق شدن بود که توانست جان او را بگیرد.