این داستانی که میگم واقعی است و کاملا اتفاق افتاده و نزدیکان اون فرد بهم تعریف کردن

یه خانمی در هجده سالگی با مردی ازدواج میکنه و در زمان متاهلیشو  ۲۵ سالگیش با یک‌مرد دیگه رابطه داشته و دوست پسرش میاره خونه ی شوهرش و حین رابطه شوهرش از راه میرسه و هر دو طرف میبینه و اون دوست پسرش میکشه و کار به دادگاه و ... میرسه و شوهر اون شخص حکم اعدام میگیره و اعدام هم میشه و اون زن حدود پونزده سال میره زندان 

اون زن زمان اون اتفاق یه پسر داشته که و اون پسر سال گدشته حدود نوزده سالش بوده و پدرش زمان اعدام یه خونه داشته که به اون پسر میرسه و پدربزرگ این پسر هم فوت کرده بوده و حدود دو میلیاد ارث به اون پسر میرسه 

و اما نکته ی ناراحت کننده و عجیب 

این پسر سال گدشته در یک تصادف رانندگی فوت میکنه و و دقیقا دو ماه بعد از فوتش این زن از زندان ازاد میشه طبق قانون اون خونه و اون دو میلیارد ارث به این‌زن میرسه و دیه ی فوت پسرش به خاطر تصادف رانندگی میگیره 

و این‌ زن حدود یک ماه پیش هم ازدواج میکنه و اصلا عین خیالش هم نیست که پسری داشته و فوت کرده فقط حساب کنید دو نفر سر این‌زن مردن ولی ماحصل تمام این‌اتفاقات سود بالای سه میلیارد این ‌زن بوده 

در این که نوشته عین واقعیته شکی نکنید طرف اشناست