قرار نیست خورشید اول مهر رو به چشم ببینه و گرماشو روی پوست صورتش حس کنه. تنها جرم کارون این بود که نیمه شب بلند شد و دید یه عده دارن پدرشو سلاخی می کنن. ((بنا به نظر پزشک قانونی با هر ضربه کارد حمید(پدر کارون) تیغه چاقو را می‌گرفته و قاتل می‌کشیده و برای باری دیگر فرو می‌کرده‌است که منجر به این گردیده که کف دست بشود پر از شیارهای عمیق شقاوت))

اما خب از شاهد جنایت که نمیشه گذشت حتی اگه یه پسر نه ساله باشه که با دیدن چنین صحنه ای دچار پدیده "گرگ پدمک" شده و در جا خشکش زده.

((کسانی که در غسالخانه حضور داشته‌اند یا جسد کارون را دیده‌اند از جای آثار نیش چاقو بر روی گوش، صورت و پشت کارون گفته‌اند که باید این آثار قبل از پاره‌پاره کردن سینه، قلب و شکم کارون روی داده باشد. بعضی نیز که به دقت به صورت کارون نگاه کرده‌اند به قول روستایی‌های ما حالت «گرگ پدمک» را در چهره کارون دیده‌اند. اصطلاح «گرگ پدمک» در خصوص روبرو شدن گوسفند با گرگ به کار می‌رود، در این حالت وقتی که گوسفندی به ناگهان گرگ را در مقابل خود می‌بیند چشمهایش از حدقه می‌زند بیرون و هرگونه توان و حرکتی از گوسفند سلب می‌شود، در برابر گرگ می‌ایستد و گرگ راحت او را می‌درد))

نمی تونم بیشتر از این توضیح بدم. نمی خوام این پست پاک شه.اگه کنجکاو بودید می تونید نام کارون حاجی زاده یا حمید حاجی زاده رو گوگل کنید.