من پسریم که توی تمام نیاز های احساسیم شکست خوردم

عاشق یه دختره بودم 

کاری باهام کرد که از عشق متنفر شدم

یه خنجر از پشت با دوستام بهم کشید

رفیق صمیمیم ترکم کرد

سه تا از دوستان نزدیکم بهم خیانت کردند

یه سال بود با یه پسری اشنا شدم

خیلی باهاش دوست بودم و اعتماد صد درصد بهش داشتم

امروز بهم دروغ گفت درباره یه چیزی

شاید فکر کنید خیلی معمولیه

ولی منی که تو همه نیاز های احساسیم شکست خوردم

و تو دنیا فقط و فقط به این صد درصد اعتماد داشتم

با فهمیدن اینکه بهم دروغ گفت

قلبم تکه هاش از هم دور شدن

قلبم متلاشی شد