اختصاصی طرفداری - سعید مراغه چیان در بخش پایانی مصاحبه خود با طرفداری در برنامه حریم خصوصی چهره ها، جدایی از استقلال را بزرگترین اشتباه دوران ورزشی اش می داند. علاوه بر این، سامان خدایی سوالات جذاب دیگری در قسمت پایانی صحبت هایش با اسطوره استقلال مطرح کرده است. این گفت و گوی جذاب را می بینید و می خوانید:
ناصر ابراهیمی با شما مشکلی داشتند؟
با تیم ملی به پاکستان رفته بودیم یک نفر ایراد گرفت که ناصر ابراهیمی چرا این رفتار را دارد و این صحبت ها. یک کلمه به ایشان گفتم که چرا اینجور رفتار کردید. ایشان جواب دادند که به تو چه ربطی دارد. همین باعث شد که ناصر با من چپ بیفتد و من هم از آنهایی هستم که غرور دارم. بعد آمدیم ایران و دوباره من به اردوی تیم ملی دعوت شدم و نرفتم. ناصر ابراهیمی سر زمین داوودیه آمد و به آقای کردنوری گفت که من به سعید احتیاج دارم، به او بگویید به تیم ملی برگردد. آقای کردنوری با من صحبت کرد و به ایشان گفتم من نمی روم و با آقای ناصر ابراهیمی نمی توانم کار کنم. بعد از خواهش های آقای کردنوری بالاخره به اردوی تیم ملی رفتم. در اردو، حقیقتش را بگویم ابراهیمی آنجا مرا خیلی اذیت کرد از طرفی دخترم مریض شده بود و از طرفی ناصر ابراهیمی با بچه ها شوخی های خاصی انجام می داد اما وقتی به من می رسید این کار ها را نمی کرد و می رفت. به آقای وارث گفتم چرا ایشان اینجور رفتار می کنند. خلاصه در بازی اول مرا بازی نداد حتی با اینکه در آن سال، من به عنوان بهترین هافبک سال انتخاب شده بودم. تازه سال قبلش هم به عنوان بهترین دفاع انتخاب شدم. خیلی روی فرم بودم و می توانستم دفاع و هم هافبک بازی کنم اما ناصر ابراهیمی مرا به تیم ملی برد اما نگذاشت بازی کنم. دقیق خاطرم نیست که بازی دوم یا سوم بود به من گفت برو داخل زمین، من گفتم نمی روم و دیگر برای شما بازی نمی کنم. بعد از آن چند بار ناصر ابراهیمی را هم دیدم و به او گفتم که من از تو نمی گذرم البته خودش به من گفته که در حق تو بدی کردم، اگر گفت چنین چیزی نبوده از شما می خواهم ما را با هم رو در رو کنید. یک بازی هم در روسیه داشتیم، وقتی که در هتل بودیم، پایین هتل رفتیم تا هدیه برای خانواده بخریم که باز هم ناصر ابراهیمی را دیدم. یک بازی دیگر با سنگاپور بود که گفت به اردو بیا و تمرین کن، من هم گفتم که آماده نیستم و 1 ماه به من وقت دهید تا آماده شوم. هر طور بود رفتیم و یک باره گفت بیا بازی کن، من گفتم آماده نیستم و ساکم را برداشتم و رفتم. کلا در این خصوص و در بحث ملی خیلی به خودم ضربه زدم. اشتباه خودم بود، آقای حسن حبیبی یکی از بهترین مربیانی بود که من دیدم، علی پروین با توجه به اینکه حتی کنارش کار نکردم اما مربی قابلی بود اما افسوس که به جای حسن حبیبی، ناصر ابراهیمی مربی بود. مطمئن باشید اگر حبیبی مربی بود قهرمان می شدیم چون آن تیم تکرار نشدنی است و مثل آن در فوتبال ایران نمی آید. یک گل در دقیقه 92 شاهین بیانی به خودمان زد اگر آن اتفاق نمی افتاد فقط 1 بازی تا قهرمانی فاصله داشتیم.
سعید مراغه چیان: بزرگترین اشتباه تاریخ زندگی من جدایی از استقلال بود
بعد از رفتن به دارایی، در اولین بازی تان با استقلال موفق به زدن دو گل به این تیم شدید. خاطره ای از آن بازی دارید؟
اول بگویم که چرا از استقلال رفتم. استقلال هر سال قهرمان می شد و به موضوعی عادی تبدیل شده بود. نه جشنی می گرفتند نه چیزی، قهرمان می شدیم می رفتیم داخل رختکن و بعد خانه. من گفتم حالا که اهمیت نمی دهند، به تیمی بروم باعث رشد آن شوم. در آن زمان آقای جعفرزاده در دارایی بود که یکی از اقوام من بود. ایشان از سال 60 به من فشار می آوردند که به این تیم بروم و هر سال می گفتند بیا و من جوابم نه بود چون واقعا استقلال را دوست داشتم اما وقتی دیدم که به ما اهمیتی نمی دهند به دارایی رفتم. بزرگترین اشتباه تاریخ زندگی من جدایی از استقلال و رفتن به دارایی بود. اگر آن زمان از استقلال جدا نمی شدم در این تیم به همه چیز می رسیدم. مطمئن باشید سرمربی تیم می شدم، سرپرست و حتی مدیرعامل تیم. در خصوص بازی با استقلال اصلا نمی خواستم با لباس دارایی جلوی استقلال بازی کنم. قبل از بازی در خانه جعفر زاده بودیم، علی پروین هم حضور داشت. گفت سعید دو سه گل می خورید از آنها، من هم گفتم حتما می خوریم ولی به همت بازیکنان همه تیم ها بردیم، حتی هفته بعدش با پرسپولیس بازی داشتیم و آنها را هم بردیم. فقط 13 نفر بودیم اما همبستگی بسیار زیادی داشتیم و با هم متحد بودیم. قبل از ورود به زمین با بازیکنان صحبت کرده و آنها را شارژ روحی می کردم. شارژ روحی در فوتبال موضوع بسیار مهمی است. بازی با استقلال را نمی خواستم شرکت کنم اما یکی گفت می خواهم لایی به تو بزنم سعید یکی چیزی دیگر و کری خوانی بود و من مجبور شدم بازی کنم که در همان مسابقه موفق به ثمر رساندن دو گل شدم.
بعد از انقلاب قرار بود تیم تاج به استقلال تبدیل شود و شما هم در آن زمان یکی از تصمیم گیران اصلی بودید. چه اتفاقاتی در آن زمان افتاد؟
در آن زمان تربیت بدنی استان تهران در اختیار آقای آتشی بود. من، ناصر حجازی، فریاد شیران و خیلی های دیگر را هم ایشان به تربیت بدنی بردند. زمانی که می خواستند نام تاج به استقلال را تغییر دهند، آقای کردنوری، منصور پورحیدری و من بودیم اما زحمت اصلی را کردنوری و آتشی کشیدند که در پایان هم نام استقلال را آقای آتشی انتخاب کردند.
دوست داشته یا همچنان دوست دارید که روزی سرمربی یا مدیرعامل استقلال شوید؟
20 سال پیش مدرک مربیگری ام را از اساتید معتبر گرفتم و خیلی در آن زمان دوست داشتم مربی استقلال شوم. اما حالا 39 سال است که آکادمی دارم و خاکپور و حسین عبدی هم شاگرد من بوده اند. امید عالیشاه، پیام صادقیان و کمال کامیابی نیا همگی شاگردان من بوده اند. این را بگویم که با کار کردن کنار این بچه ها عشق می کردم. اما آقایان حاضر در باشگاه حتی نخواستند از من در تیم های پایه که سال هاست کار من بوده استفاده کنند، دوره مربیگری را هم دیدم که مربی شوم نه اینکه یک کاغذ و مدرک بگیرم در خانه بگذارم. به هر صورت تا به حال این اتفاق برای من نیفتاده است. در خصوص مدیرعاملی، پیشنهادی به من شده بود اما دنبالش را نگرفتم.
جناب مراغه چیان ممنون از شما که مقابل دوربین طرفداری در برنامه حریم خصوصی چهره ها قرار گرفتید. اگر صحبت پایانی با بینندگان طرفداری دارید، می شنویم.
خوشحالم که شما بچه های طرفداری با من مصاحبه کردید و من را در کنار خودتان قرار دادید. هوادارن هم بدانند آنها هستند که ما هستیم وگرنه شما الان استادیوم ها را خالی ببینید هیچ حس و حالی ندارد. هیچ بازیکنی حتی مسی هم از فوتبال بدون تماشاگر لذت نخواهد برد و باز هم می گویم بزرگترین اشتباه زندگی من رفتن استقلال بود و همینجا پوزش می خواهم و دوست ندارم کسی ناراحت شود بدانید که قلب و وجودم همگی استقلال است.
پایان
بیشتر بخوانید:
- قسمت اول: مراغه چیان: ناصر حجازی را من به استقلال آوردم؛ بزرگ ترین اشتباهم ترک استقلال بود
- قسمت دوم: مراغه چیان: افسوس می خورم امثال فتحی مدیر استقلال می شوند؛ بعد از انقلاب به ما بها ندادند
- قسمت سوم: مراغه چیان: می خواستند فوتبال را تعطیل کنند، آن همه تماشاگر دیدند نظرشان عوض شد
- قسمت چهارم: عاشق شدم و شبانه از اردوی تیم ملی فرار کردم؛ شاهرخ بیانی عددی نبود



