من متولد 1979 هستم. از 1984 طرفدار آلمان بودم. 1986 با قیصر (فرانس بکن بائر) نایب قهرمان جهان شدیم. اون روزها تا فیلم بازی میخواست از مکزیک بیاد ایران یکی دو روز طول می کشید. 1990 اولین بار بود که ما با نیمساعت تا دو ساعت تاخیر جام جهانی رو میدیم. امتحانات نهایی سال پنجم تازه داشت تموم میشد و بچه ها داشتن مدرسه راهنمایی رو انتخاب میکردن. دوره ای که الان دیگه نیست. هنوز بعد دو سال تبعات جنگ 8 ساله ایران و عراق ادامه داشت. نه جنگ نه صلح بودیم. تا عراق به کویت حمله کرد (11 امرداد همون سال و البته دو سه هفته بعد فینال جام جهانی و بعدم مبادله اسرای جنگ ایران و عراق شاید برای اینکه صدام حسین از این اسرای بخت برگشته تو جنگهای آتی استفاده کنه). پدرم دی 68 خونه ای که هنوز مادرم و برادرم اونجا ساکنن رو خریده و ما خرداد 69 تلویزیون رو گذاشته بودیم تو ایوان و جام جهانی رویایی رو شروع کردم. منزل جدید حس خوبی داشت. دوران دبستان تمام شده بود. دوران راهنمایی در راه بود. برای اولین بار جام جهانی تقریبا زنده (نسبت به قبل) پخش میشد. همه چیز نوستالژیک بود حتی هندونه های ایوان و هسته هندونه هایی که یواشکی مامان بابا پرت میشدن تو باغچه بامید اینکه روزی هندونه بدن. اگر شما از اون هندونه ها خوردین منم خوردم.  J

زلزله رودبار در شب بازی برزیل اسکاتلند، ایران رو عزادار کرد. نمیدونستم دست تقدیر باعث میشه من بعد ها برم لیسانس عمران بخونم و بعدم فوق لیسانس برم گرایش زلزله. گفتم که بازیها با نیمساعت تاخیر پخش میشد (اگه دو ساعت نمیشد) و من خیلی مراقب بودم تا اخبار نشنوم و از خواهر و برادرم نتیجه رو مطلع نشم. اونا هم به این حساسیت من واقف بودن و گاهی اذیتم میکردن. برا همین تو عالم بچگی مراقب بودم خیلی باهاشون هم صحبت نشم تا یوقت بحث نتایج پیش نیاد.

طبق قرعه آلمان در گروه D حضور داشت و تا پایان یکچهارم نهایی اگر سرگروه میشد تمام بازیهاش در میلان برگزار میشد. بهترین قرعه. اینم بگم ایتالیا تا یکچهارم در رم بازیهاش برگزار میشد، برزیل (که البته یکهشتم به آرژانتین که در گروه خودش سوم شده بود باخت) در تورین بازیهاش برگزار میشد. این یک قرعه مناسب بود. سه تن از بازیکنان کلیدی آلمان یعنی کاپیتان ماتئوس، کلینزمن و برمه در استادیوم خانگی بازی می کردند. آنها سال قبل در سری آ بعد 9 سال اینتر را قهرمان کرده بودند. البته سال بعد یعنی سال منتهی به جام جهانی قافیه را به میلان آریگو ساکی باختند. اینتر سوم شد و میلان دوم. و البته ناپولی با مارادونا قهرمان سری آ شدند. توماس برتولد و رودی فولر هم عضو آ اس رم بودند و با جو ورزشگاه جوزپه مه آتزا آشنایی داشتند.

اما شب شب لوتار ماتئوس بود. دقیقه 29 برتولد به رویتر پاس داد و او توپ را سر ضرب با بیرون پا از روی سر دو بازیکن یوگسلاو عبور داد و پشت محوطه جریمه به کاپیتان ماتئوس رساند. یک استپ، یک برگشت و جا گذاشتن مدافع و یک ضربه زیبای پای چپ از پشت قوس هیجده با داخل پا و توپ به کنج دروازه رفت. اما این پایان کار نبود. دقیقه 40 اندی برمه با پای چپ توپ را ارسال کرد و یورگن کلینزمن با یک هد شیرجه ای از گوشه محوطه شش قدم توپ را به دور از دستان دروازه بان حریف به تور چسباند. تیم قیصر هاف تایم را مقتدرانه به رختکن رفت.

ده دقیقه از نیمه دوم بیشتر نگذشته بود که با یک ضربه سر عالی حریف به بازی برگشت و اختلاف را به حداقل رساند. یوگسلاوها در یکهشتم اسپانیا را حذف کردند و در یکچهارم هم آرژانتین مدافع عنوان قهرمانی را که برزیل و ایتالیا را از رسیدن به فینال نا امید کرد، یکصد و بیست دقیقه متوقف کردند. تیمی که بازگشتش به بازی میتوانست برای ژرمنها خطرناک باشد. اما این پایان کار نبود. تیم قیصر فقط روی نیمکت قیصر نداشت. در میانه میدان و در پست هافبک دفاعی اعجوبه ای به نام لوتار ماتئوس داشت. کسی که شب شب او بود. از حدود ده متری نیمه در زمین خودی صاحب توپ شد گویی زمین خالی از بازیکنان دو تیم باشد چهل متر تاخت و از حدود بیست و پنج متری با یک شلیک سهمناک با کات بیرون پای راست دروازه حریف را فروریخت تا آبی باشد بر آتش یوگسلاوها. این گل به جرات زیبا ترین گل جام بود. این گل بارها در قاب جادویی در سراسر جهان به نمایش درآمد. در ادامه جام آلمان بر دشمنان قدیمی یعنی هلند، انگلیس و آرژانتین غلبه کرد و کاپیتان ماتئوس جام را بالای سر برد. ماتئوس در این جام دو گل دیگر نیز به ثمر رساند. بهترین بازیکن سال شد. از ششم ژوئن 1980 تا بیستم ژوئن 2000 به مدت بیست سال و چهارده روز 150 بازی برای تیم ملی کشورش به ثمر رساند و 23 گل ملی نیز به ثمر رساند. در 596 بازی باشگاهی 161 گل به ثمر رساند. اما این شب شاید نقطه اوج او بود. شبی که انگار ضیافتی مخصوص او برپا شده بود. فقط برای او.

در دقیقه  71 برمه یک شوت زیبای دیگر نیز به سمت دروازه نواخت که توپ از کنترل دروازه بان خارج شد و رودی فولر با یک اشاره مختصر دروازه را باز کرد. جالب آنکه فولر و کلینزمن دو مهاجم تیم هرکدام سه بار در این جام گلزنی کردند ولی ماتئوس که یک هافبک دفاعی بود چهار بار در این جام گلزنی کرد!!! شاگردان قیصر یوگسلاوی قدرتمند را به چارمیخ کشیدند و یوگسلاوها خوشبخت بودند که گلهای بعدی را نخوردند. مقتدارانه ترین بازی ژرمنها در جام چهاردهم همین بازی اول آنها بود که اعتماد بنفس زیادی به آنها داد و تا فینال موتور محرکه آنان شد و وزن این تیم را بین بزرگان مدعی جام بالا برد. بهترین بازیکن بهترین بازی بهترین تیم جام جهانی 1990 ایتالیا کسی نبود به جز هافبک دفاعی مقتدر و خوش نقش ژرمنها که با قدرت فرماندهی خود تیم را به قهرمانی رساند یعنی کاپیتان لوتار ماتئوس.