یه فلش بک کوتاه به پیشتر، زمانی که درصد خلوص آدما بالاتر بود ، معمولا تو هرمحل ی کوچه پهن خاکی یا یه نیمه بن بست شنی پیدا میشد که پاتوق غروب بچه های محل برا بازی و فوتیال بود، گاهی توپ شوت میشد تو حیاط همسایه ها، گاهی گرد و خاک بلند میشد میشست رو لباسهای آویزون رو رختا و بعضی وقتا هم سر و صدای دسته جمعی میپیچید تا چهارتا خونه اونورتر ، در بدترین حالت بعد یه وقفه کوچیک معمولا توپ پس داده میشد و با دوتا ببخشید و تکرار نمیشه بازم همه فقط فوتبال بازی میکردن،بدون شک که با همه دردسرها ،ارزششو داشته که ما هر روز سعی میکردیم همسایه ها رو نیمه راضی نگه داریم که مجبور نشیم بریم سه تا محله اونورتر با غریبه ها جای فوتبال، کیک بوکسینگو بپذیریم و کلی داستان دیگه

اینا رو برا این گفتم که الانم یه جایی هست که باز ی جورایی ما داریم بازی میکنیم کپ بچگی هامون و بازم چند تا همسایه بغل گوشمونه که با اینکه شاید خشک و بداخلاق بنظر برسن ولی بازم ما داریم مث سابق هم توپو شوت میکنیم تو حیاطشون هم گرد و خاک و هم سروصدا براشون داریم،ولی اونام مث همون قدیمیهای محل توپ رو پس میدن و سعی میکنن یه ذره دلخوشیو از ما نگیرن، من ،تو، اون و شاید خیلیایه دیگه از همسایه متنفر باشیم ولی یادمون باشه اونا همسایه و ما یچه محلیم ، پس میشه مث سابق با احترام توپ رو پس گرفت و از یکی دوساعتی که دور هم هستیم حداقل استفاده و سرگرمی رو یبریم ، محله جدید ما همینجاست که دور هم مجاازی جمع میشیم و گاهی توپها رو میفرستیم تو خونه همسایه مث گرد و خاک که به پا میکردیم، همسایه های ما هم گرد و خاک  رو مث بعضی پستها حذف میکنن . گاها برا سر و صداها ما رو مواخذه میکنن،شاید اخموتر از همسایه های قدیمی بنظر برسن ولی اونا همیشه سعی میکنن توپ رو پس بدن، اگه مث سابق سنگهایه ریز و درشت تو کوچه رو تمیز کنیم، خاک کوچه رو هم یه آبپاشی کنیم ، سر و صدامون رو هم ی نمه کنترل کنیم، شاید اونام اخماشونو وا کنن و محلمون جای شاداب تری شه، اینجا همون محله قدیمی با صقا بشه