اختصاصی طرفداری - در ادامه برنامه زیر آسمان لیگ با حضور مهرداد کفشگری، بازیکن سابق پرسپولیس و فعلی باشگاه نساجی در خصوص جدایی در پرسپولیس و اینکه افرادی نمی خواستند او مجددا به جمع سرخ پوشان بازگردد، مقابل دوربین طرفداری صحبت شد.

ادامه گفتگوی سامان خدایی و مهرداد کفشگری را می خوانید:

پس از فوت هادی نوروزی، تیم آن سال پرسپولیس به نوعی یکپارچه و متحد شد و تا پایان فصل فوق العاده بازی کرد و به نایب قهرمان شد. به نظرتان فوت هادی در این مسئله نقش داشت؟

صد در صد. در آن سال همه می خواستیم به خاطر هادی قهرمان شویم و جام قهرمانی را به او تقدیم کنیم. قبل از فوت هادی، خوب بازی می کردیم ولی نتیجه نمی گرفتیم. همه کارشناسان از فوتبال پرسپولیس تمجید می کردند ولی به نظرم اشتباهات داوری، اشتباهات فردی و بدشانسی موجب می شد نتیجه نگیریم. پس از فوت هادی، یکدلی بیشتری در تیم شکل گرفت و همه را منسجم کرد. همین منوال تا پایان فصل ادامه یافت و روز آخر با تفاضل گل نتوانستیم قهرمان شویم. به نظرم قهرمان واقعی ما بودیم، به خصوص اینکه از رتبه شانزدهم جدول به یکباره صدرنشین شدیم. در نهایت باید بگویم فوت هادی روی تیم تاثیر گذاشت و باعث شد منسجم تر و یکدل تر شویم.

فصل بعد از پرسپولیس جدا شدی. دلیلش چه بود؟ یک سری می گفتند به دلیل اینکه مهرداد کفشگری رابطه خوبی با علی دایی و محمد دایی داشته است، او را کنار گذاشتند.

پس از برکناری علی دایی و زمانی که حمید درخشان به پرسپولیس آمد، انگ هایی به من زدند که کفشگری بازیکن علی دایی است. یادم می آید روزی که علی دایی از پرسپولیس رفت، به ما گفت که نه تو و نه بقیه بازیکنان نباید حتی ذره ای کم کاری کنید. اصلا چنین چیزی در خون ما نیست که بخواهیم برای تیم کم کاری کنیم. آقای درخشان نیز 3-4 هفته از من در حد 20-30 دقیقه بازی می گرفت. سپس متوجه شد من دلم با تیم است و می خواهم موفق شوم. درست است با علی دایی رفتار خوبی نشد ولی من اگر می خواستم کم کاری کنم، به 40 میلیون هوادار خیانت کرده بودم. سپس در تیم درخشان مرتب بازی کردم و زیر نظر برانکو نیز بازی می کردم ولی بیشتر در دوره آقای درخشان بود که این تهمت ها را می زدند. البته خود آقای درخشان چنین چیزی را نمی گفت و دور و بری ها و کسانی که به او مشاوره می دادند، این حرف ها را می زدند. وقتی آقای برانکو آمد، این داستان ها تمام شدند زیرا برانکو مربی ای نبود که بخواهد زیر بار این صحبت ها برود. او به اندازه کافی هم من و هم علی دایی را می شناخت. به هر حال می توانستم با وجود اینکه قراردادم تمام شده بود، در پرسپولیس بمانم. آن سال واقعا سخت بود. هم مصدومیت داشتم و هم پس از فوت هادی، به دلیل شوکی که به من وارد شده بود، 2 ماه تمرین نکردم. یعنی پس از فوت هادی هرشب از ساعت 2 تا 6 به مدت 3 هفته به بیمارستان می رفتم و سپس می خوابیدم. حال ساعت 6 فردای آن روز نیز تمرین داشتیم. برانکو نیز می دید که نمی توانم حتی بدوم و درک می کرد. به هر حال از شرایط بازی دور شدم و تا پایان فصل کم و بیش بازی می کردم. برانکو آن قدر به من اعتماد داشت که هر بازی 20-30 دقیقه از من استفاده می کرد. حتی در بازی با صبا بازوبند کاپیتانی را به من داد و گفت می خواهم تو آن را ببندی که در آن مسابقه 1-0 پیروز شدیم که استارت روزهای خوب ما از آن مسابقه رقم خورد.

مهرداد کفشگری

ولی جدایی تان از پرسپولیس دلیلش این نبود؟

بله دلیلش چیز دیگری بود. برانکو مرا در تیمش می خواست. مشاور عالی طاهری با من تماس گرفت و گفت قراردادت تمام شده ولی برانکو تو را می خواهد. چون زیاد بازی نکرده ای باید از قراردادت در فصل جدید کم کنیم و من گفتم مشکلی ندارم و می خواهم در پرسپولیس حضور داشته باشم. یک روز علی دایی با من تماس گرفت و گفت می خواهم تو را ببینم. سپس 4 برگه جلویم گذاشت و گفت امضا کن و من چون فوتبالم را مدیون علی دایی هستم، سفید امضا کردم. او گفت می خواهم به صبا بروم و تو هم به این تیم بیا. پس از گذشت 20 روز با او تماس گرفتم و گفتم تکلیف چه شد و گفت باشگاه پول ندارد و قرارداد فسخ است. مشاور عالی طاهری مجدد با من تماس گرفت و گفت لیست تیم پر شده و چند بازیکن مانند ربیع خواه و آرام طبع نیز به پرسپولیس اضافه شده اند. با برانکو صحبت می کنم تا تو را در لیست تیم جای دهد که این اتفاق نیفتاد و من نیز راهی پدیده مشهد شدم. باید این را بگویم که کسانی بودند که نمی خواستند من در پرسپولیس حضور داشته باشم که مدیر عامل و مشاور عالی اش جزو همان افراد بودند. همان مشاور عالی که مرتب با من تماس می گرفت، می خواست بداند من می آیم یا نه که چوب لای چرخم بگذارد. از روی دلسوزی با من تماس نمی گرفت. می دانست برانکو مرا می خواهد ولی می خواست به گونه ای شود که لیست تیم پر شود و من دیگر جایی نداشته باشم. سپس به پدیده رفتم و یک نیم فصل خیلی خوب را سپری کردم. به دلیل اینکه احمد نوراللهی به تراکتور رفته بود، مترجم برانکو با من تماس گرفت و گفت به تهران بیا. من نیز گفتم از خدایم است و حتی حاضرم مجانی بازی کنم. خلاصه اینکه در هتل یزدان با برانکو قرار گذاشتیم.

در هواپیمای تهران بودم و می خواستم بیایم که مترجم برانکو پیام داد که به تهران نیا. من دلیلش را جویا شدم و گفت اکنون در جلسه ای هستیم و بعدا با تو صحبت خواهم کرد. این چیز کوچکی برایم نبود که بخواهم به راحتی از آن رد شوم. خلاصه مترجم برانکو با من تماس گرفت و گفت مدیر عامل و مشاور عالی اش به ما گفته اند که این بازیکن تحت هیچ شرایطی نباید به پرسپولیس بازگردد. آن ها گفته اند که او با مدیر عامل بد صحبت کرده و من در پاسخ گفتم من بد صحبت نکرده ام. چیزی گفته اند و جواب داده ام. برانکو نیز مرا می خواست ولی در جلسه به او گفته بودند نباید این بازیکن جذب شود. دیگر پس از آن بازیکن نشدم. رویای بازگشت به پرسپولیس برایم بسیار شیرین بود و آن قدر فکرم خراب بود که هم مصدوم شدم و هم چند بازی بیشتر برای پدیده انجام ندادم و در نهایت از آن تیم جدا شدم. یک سری افراد نمی خواستند من مجددا پرسپولیسی شوم. برانکو با من مشکلی نداشت و ما همچنان با یکدیگر در تماس هستیم. اگر مشکل داشت چرا با من این قدر ارتباط دارد؟ البته در این مورد باید از کریم باقری نیز تشکر کنم که پیگیر کار من بود. به نظرم از آقا کریم در دنیا پرسپولیسی تر نیست. درست است که موفقیت های پرسپولیس پای برانکو نوشته می شود و قطعا او مربی موفقی است ولی 50 درصد موفقیتش به خاطر آقا کریم بود. همین الان اگر کریم باقری از پرسپولیس برود، این تیم روند نزولی پیدا خواهد کرد. هر تیمی نیاز به یک بزرگتر دارد که بازیکنان از او بترسند و به او احترام بگذارند. آقا کریم با برانکو در خصوص من صحبت کرد. خودش می گفت بدنت نیز آماده شده است. گفت که من در مورد هیچ بازیکنی صحبت نمی کنم ولی در مورد تو 4 بار با برانکو صحبت کرده ام. همه می خواستند من بازگردم ولی مدیریت باشگاه راضی نبود. به هر حال پرونده شان باز است و همه می دانند. حتی رویای بازگشت به پرسپولیس برایم شیرین بود. اکنون دیگر بازیکن نساجی هستم و عاشق این تیم و هوادارانش هستم. من از سکوهای استادیوم وطنی وارد فوتبال شدم.


همچنین بخوانید:

مهرداد کفشگری در طرفداری: آنها هادی نوروزی را زیر خاک کردند

مهرداد کفشگری: نه ما مازندرانی ها باند داشتیم، نه علی دایی دلال است