طبق شایعات و توییت های ژورنالیست های معتبر، انتقال تیمو ورنر به چلسی جدی به نظر می رسد. در این پست قصد داریم به بررسی احتمالی ورنر در چلسی بپردازیم. ورنر 24 ساله با 180 سانتیمتر قد، جزو سریعترین مهاجمین بوندس لیگا محسوب می شود. درخشش ورنر از اشتوتگارت آغاز شد، زمانی که او در کنار جوانانی مثل پاوارد و کوستیچ، همچنین بازیکنانی با تجربه ای همچون هارنیک، ایبشویچ  نقش آفرینی میکرد. در سال 2016 پس صعود لایپزیگ و استارت پروژه ی جاه طلبانه با هازن هوتل، همراه با سایر بازیکن جوانان (نبی کیتا، اولیور بورکه و...) راهی این تیم شد تا به ماجراجویی خود در بوندس لیگا ادامه دهد. خرید 14 میلیونی ورنر از اشتوتگارت نگون بخت که در کمال ناباوری به بوندس لیگای دو سقوط کرده بود، برای رانگینک و لایپزیگ بسیار استراتژیک بود. ورنر در اوج شگفتی، در 31 بازی، 21 گل به ثمر رساند، درحالیکه در 95 حضور خود در اشتوتگارت فقط 13 بار موفق به گشودن دروازه ی حریف شده بود. ورنر توانست ثبات را چاشنی این شگفتی بکند و در مجموع 123 بازی خود، 75 گل به ثمر برساند. پس از انتقال نیکولاس سوله به بایرن، انتظار میرفت تا دیگر موکل کارلهینز فورستر نیز، به بایرن منتقل شود. ممانعت سران لایپزیگ و صحبت های صالح حمیدزیچ و البته حضور لواندوسکی در بایرن سبب شد تا این انتقال منتفی شود و ورنر حداقل برای یکسال دیگر در لایپزیگ بماند. سبک مدیریتی و خرید های هوشمند مارینا گرانوفسکایا  مدیر توانمند باشگاه چلسی، سبب شد تا با کمک پیتر چک بتوانند از مدت ها قبل به توافق شخصی با ورنر برسند و این انتقال صرفا با پرداخت مبلغ فسخ می تواند نهایی شود. اگر این انتقال نهایی شود، سناریو های زیادی می تواند رقم بخورد که به بررسی برخی از مهمترین آنها می پردازیم. 1- اگر ژیرو در باشگاه بماند: در صورت ماندن ژیرو و خرید ورنر، قطعا از ورنر در پست های کناری یا مهاجم دوم، استفاده ی زیادی خواهد شد. ژیرو یک سکو نشین صرف نیست و با شهامت در مورد دقایق بازی مطلوب خود در رسانه ها صحبت میکند. پس ورنر می تواند مانند نقش خود در لایپزیگ، در پست های کناری و عقبتر از باکس حریف بازی کند، تا بتواند از مهمترین توانایی خود، یعنی سرعت و فرار روی خط آفساید متمرکز باشد. حضور ورنر خارج از باکس حریف، مارک کردن او را برای مدافعین سخت تر میکند. یوسف پولسن در لایپزیگ شاید در امر گلزنی کم فروغ بوده، اما با حضور خود میان مدافعین میانی حریف، فضای زیادی را برای ورنر در پشت محوطه ایجاد می نمود. استفاده از ورنر بعنوان وینگر-مهاجم در سیستم هایی نظیر 433، 4231، 4141 نیازمند عدم قرینگی در سمت مقابل است. در این صورت، خرید یک وینگر سمت راست کلاسیک برای نیمکت نظیر رایان فریزر یا بن رحما محتمل به نظر می رسد تا سیستم در زمان دفاعی از 433 به 442 سوویچ شود. همچنین در سیستم 4141 و 4231 نیز، احتمال حضور فولبکی مانند چیلول که به بازی عرض بدهد محتمل می شود چونکه تمایل ورنر به حرکت در عرض شوت زنی، بیشتر از حرکت در کناره ها و سانتر از جناحین است. ورنر می تواند در ضد حملات بخوبی از سرعت خود استفاده و مدافعین کناری حریف را وادار به دوندگی کند، چیزی که در چلسی پس از فروش روبن به رئال مادرید، کمتر شاهد آن بودیم. همچنین در زمان مالکیت توپ، ورنر می تواند در تیر دوم ، بین فولبک و سنتربک حریف برای زدن ضربه ی سر جاگیری کند. تعدد نفرات در باکس حریف، حتی اگر موفقیتی  برای ورنر نداشته باشد، فضای بیشتری را برای آبراهام فراهم خواهد کرد. 2- اگر ژیرو و بتشوای بروند: با فروش ژیرو، دقایق بازی زیادی در رقابت های مختلف برای ورنر و آبراهام وجود خواهد داشت. لمپارد می تواند بنا بر تاکتیک و بدون اینکه مشخص شود کدام نفر اصلی و کدام نیمکت نشین است از هر دوی آنها بخوبی بازی بگیرد. حضور ورنر در نیمه های دوم که مدافعین حریف خسته از درگیری های فیزیکی هستند، فضای زیادی را در اختیار او قرار خواهد داد. علیرغم اینکه ورنر مهاجم هدف نیست، شاید بتواند بعنوان مهاجم کاذب نیز در کنار دو وینگر-مهاجم بازی کند؛ این به معنای این است که چلسی می تواند بازیکنی نظیر سانچو را نیز ، در صورت تمایل مربی به تیم اضافه کند. 3- اگر ژیرو و بتشوای بمانند یا مجموعا حداقل 4 مهاجم داشته باشیم:  حضور 3  همزمان مهاجم آماده مانند ژیرو-آبراهام و ورنر و یک مهاجم معمولی دیگر نیز، سبب می شود تا یقینا بتوان گفت سیستم اصلی فصل آینده با 2 مهاجم خواهد بود. این سناریو کمترین احتمال را خواهد داشت، در دهه ی اخیر تیمها بدون وینگر مهاجم موفقیتی نداشته اند، استفاده از زوج تهاجمی کاملا منسوخ و خط هافبک سیستمهایی نظیر 442 و 352 براحتی خنثی خواهند شد. اما همچنان استفاده از 2 مهاجم همزمان در دقایق پایانی بازی محتمل است.