چلسی در دوران ۱۷ سالۀ رومن آبراموویچ ۱۶ جام بدست آورده است. این روند فوق‌العاده کسب جام به تعریف دوباره فوتبال انگلستان در قرن بیست و یکم کمک زیادی کرده است. فقط منچستریونایتد از نظر کسب قهرمانی لیگ برتر با چلسی رقابت می‌کند و آن شب جادویی در مونیخ، چلسی را به تنها تیم لندنی فاتح لیگ قهرمانان اروپا یا هر جام معتبر اروپایی تبدیل کرد.

دنبالهاي از پیروزی‌های بزرگ در طول این سال‌ها، اسطوره‌هایی نظیر جان تری، فرانک لمپارد، دیدیه دروگبا و ... ساخته است. همۀ این افتخارات با خرج بزرگی نیز بدست آمده است؛ حداقل ۱.۵ میلیارد پوند از ثروت آبراموویچ بر طبق آخرین گردش حسابهاي مالی که ۲۴۷ میلیون پوند فقط در بازه زمانی ژون ۲۰۱۸ تا ژون ۲۰۱۹ خرج شده است. بیش از ۱۰۰ میلیون پوند فقط صرف اخراج کردن ۱۲ سرمربی مختلفی که در دوران آبراموویچ هدایت چلسی را بر عهده گرفته بودند، خرج شده است.

در کنار آن افتخارات اما دوران نه چندان خوبی هم سپری شده است که به موفقیت فصل لطمه وارد کرده است. دوران طلایی چلسی گاهی اوقات با هرج و مرج همراه بوده است اما به ندرت فصولی بودهاند که ناامیدکننده تمام شده باشند. هیچ کدام از این اتفاق‌ها در صورتی که زنجیره‌ای از رویدادها در تابستان ۲۰۰۳ منجر به خریدن یک باشگاه آرمانگرای لیگ برتری توسط یک میلیاردر روسی نمی‌شد، رخ نمی‌داد. این مقاله، با اشاره به سخنان افرادی که در آن زمان حضور داشتند، داستان خریده شدن چلسی بدست رومن آبراموویچ را روایت می‌کند.

داستان از شب قبل از آخرین بازي فصل ۲۰۰۲-۲۰۰۳ آغاز میشود. چلسی، هم امتیاز با لیورپول در جایگاه چهارمی و کسب آخرین سهمیه لیگ قهرمانان اروپا، به مصاف رقیبشان در استمفوردبریج میرود. با توجه به تفاضل گل بهتر چلسی نسبت به لیورپول، آن‌ها میتوانستند با یک تساوی نیز فصل را بالای لیورپول تمام کنند اما سال‌ها تلاش و خرج کردن برای رقابت با منچستریونایتد و آرسنال به این معنی بود که در صورت شکست مقابل لیورپول، اوضاع خوبی براي چلسی متصور نمی‌شد.

گراهام لوسو:

«شب قبل از بازی ما به جای انجام کارهای معمول همیشگی پیش از هر بازی، در هتل لنچستر رویال ماندیم. برای صرف شام به رستوران هتل رفتیم. ترِوِر بِرچ، یکی از سربازان کهنه‌کار آمریکایی حاضر در جنگ ویتنام را همراه خودش آورده بود و او مشغول صحبت برای ما بود. او داستانی را تعریف میکرد که گروهی از هم رزمانش براي به‌دست آوردن نقطه‌ای از خاک ویتنام و ساختن نوعی اسلحه، جانشان را از دست داده بودند.»

«داستان مسحورکننده‌ای بود؛ یک داستان قهرمان محور. او نیز سخنران خوبی بود اما مشکل اینجا بود که او داستانش را دقیقا شب قبل از بازی ما تعریف کرد. من به اتاقم برگشتم و احساس میکردم ۸۳ فنجان قهوه اسپرسو خورده بودم! انگار می‌خواستم خودم وارد صحنه جنگ بشوم اما لحظۀ بعد متوجه می‌شدم که کنار هم‌تیمی‌هایم نشسته‌ام و در حال بگو بخند هستم. هیچ کس خوابش نمیبرد. در نهایت همگی برای قدم زدن در پارک هاید عازم شدیم و تا صبح فردا تماما در مورد داستان سرباز آمریکایی صحبت میکردیم تا اینکه بالاخره خسته شدیم.»

«بِرچ همچنین خیلی جدی در مورد عواقب شکست مقابل لیورپول هم برایمان صحبت کرد. چلسی اگر موفق به کسب سهمیه لیگ قهرمانان نمی‌شد، وارد بحران‌های شدیدی می‌شد که حداقل شامل مشکل در پرداخت حقوق بازیکنان و عقب‌ماندگی‌های جبران‌ناپذیر برای باشگاه بود. اما آیا واقعا آن‌طور ناامیدانه و غم‌انگیز فصل قرار بود به پایان برسد؟»

مارک تیلور (مدیر چلسی از سالهاي ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۳):

«آن‌قدرها هم که مردم تعریف می‌کردند لحظات حساس و دراماتیکی نبود. ما در مرز ورشکستگی نبودیم. پول حاصل از کسب سهمیه لیگ قهرمانان اروپا به چلسی کمک می‌کرد که تا ماه آوریل را بدون بدهی سر کند. خیلی مهم بود که ما مقابل لیورپول پیروز شویم یا مساوی بگیریم تا با کمک سهمیه لیگ قهرمانان اروپا، درآمد خوبی به باشگاه تزریق شود. اگر موفق به کسب سهمیه نمی‌شدیم، اتفاق وحشتناکی براي چلسی رخ نمی‌داد اما مجبور بودیم برخی بازیکنان را بفروشیم. به طور خلاصه هرگز اتفاقی که براي لیدزیونایتد رخ داد براي چلسی متصور نمی‌شد.»

گراهام لوسو:

«وقتی درون تونل ورودي به زمین بودیم، بِرچ نزد من آمد و گفت «تو رهبر این تیم هستی؛ اگر تو خوب بازی کنی، چلسی نیز خوب بازی می‌کند.» من به فکر فرو رفته بودم. خیلی عالی شد! اگر بازی را ببازیم مستقیم به مدیریت تیم فراخوانده می‌شویم و همه تقصیرها گردن من خواهد افتاد. چون من خیلی خوب بازی کرده بودم و او اینگونه فکر می‌کرد که همه چیز به من بستگی دارد ولی اینگونه نبود.»

«جیافرانکو زولا از ابتدا در ترکیب اصلی حضور نداشت و او از این بابت ناراضی بود. این آخرین بازي او و من برای چلسی محسوب میشد و اما من در آن لحظه از این موضوع خبر نداشتم.»

مارک تیلور:

«کِن بِیتس، مالک باشگاه، و من قبل بازي نگرانی آن‌چنانی نداشتیم اما تِروِر استرس داشت. او طرفدار لیورپول بود، به طرز خنده‌داری، و برای آنها نیز به میدان رفته بود. ما گاهی سر به سرش می‌گذاشتیم که اگر چلسی بالاتر از لیورپول لیگ را تمام کند و سهمیه لیگ قهرمانان اروپا را کسب کند، چلسی او را به خدمت خواهد گرفت و او را مجبور خواهد کرد تا در استمفوردبریج به مصاف لیورپول برود.» 

وقتی سامی هیپیا در دقیقه یازدهم با یک ضربه سر لیورپول را پیش انداخت نگرانی استمفوردبریج را فراگرفت، اما مارسل دسایی در کمتر از دو دقیقه کار را به تساوی کشاند، کمی بعد یسپر گرونشائر با یک شوت پای چپ کات دار به گوشه دروازه، چلسی را قبل از پایان نیمه اول پیش انداخت. استیون جرارد به دلیل تکل بی پروا روی لوسو، که بهترین بازیکن میدان انتخاب شده بود، از زمین بازی اخراج شد. زولای ٣۶ ساله با حضور ١٨ دقیقه ای خود در زمین استمفوردبریج را به وجد آورد.

گرونشائر در سال ۲۰۱۱ توضیح داد:

«این بازی در آن زمان بازی بزرگی برای چلسی محسوب می‌شد. سه سال از آخرین حضورمان در لیگ قهرمانان می‌گذشت، آن گل را به خوبی به خاطر دارم. من در گوش راست بودم وقتی ما یک پرتاب نصیبمان شد، اما به جای پاس دادن، از راست به داخل زدم و بعد از جا گذاشتن یک مدافع توپ را به گوشه ی دیگر دروازه فرستادم. احساسی خوب و پاداشی برای یک فصل فوق العاده بود. شایعات زیادی در مورد شرایط مالی باشگاه مطرح بود. همه ما می‌دانستیم در چه شرایطی پا به میدان می‌گذاریم.»

لوسو:

«این بازی یکی از حساس‌ترین بازی‌ها در تاریخ فوتبال انگلستان بود. مبلغ ٢٠ میلیون پوند برای تیم برنده تخمین زده ‌شده بود، شامل مبلغ جایزه و سود حاصل از حضور در لیگ قهرمانان. در واقع، در حال حاضر می‌دانیم که سود حاصل از آن بازی برای چلسی بسیار فراتر از این مبلغ بود.»

علی‌رغم این پیروزی مهم، مشکلات چلسی در تابستان نیز ادامه داشت. درآمد حاصل از حضور در لیگ قهرمانان به خزانه باشگاه برای نقل و انتقالات واریز شد اما نقشه های نقل و انتقالاتی چلسی به خاطر محدودیت مالی متوقف شد. شش هفته بعد از برد مقابل لیورپول تنها خرید های باشگاه دو دروازه‌بان ذخیره بودند. یورگن ماچو و مارکو آمبروسیو که هردوی آنها به صورت رایگان جذب شده بودند.

هیچ پیشرفتی در قرارداد گران قیمت وینستون بوگارد سکونشین صورت نمیگرفت و برچ نیز در حال مذاکرات تنش‌زا با زولا بود که به همراه لوسو بازیکن آزاد شده بودند. به‌نظر نمی‌رسید که تیم رانیری قادر به موفقیت در لیگ برتر و لیگ قهرمانان پیش‌رو باشد، اما همه چیز در آستانه تغییر بود. برچ تماس‌هایی دریافت کرد مبنی بر اینکه شخص ثروتمندی پیدا شده که مایل به خرید چلسی است، اما نام این شخص برای او فاش نشد. چند روز بعد، او به همراه نزدیکترین مشاورانش به دیدار آبراموویچ در استمفوردبریج رفت. مصمم بودن مرد روسی در خرید باشگاه به سرعت مشخص شد.

تیلور:

«پینی زهاوی (یکی از مشاوران آبراموویچ) در بعد از ظهر سه شنبه به ترِوِر زنگ زد. ترِوِر فردای آن روز با زهاوی دیدار کرد و در ادامه کِن و تنباوم در روز پنجشنبه در هتل درچستر رومن را ملاقات کردند. او غروب پنجشنبه به من زنگ زد و مرا از آنچه در حال وقوع بود مطلع کرد. من او را فردای آن روز ملاقات کردم و از او سوال کردم که آیا مایل به ادامه هست، او جواب داد «بله».

همه چیز به سرعت در حال رخ دادن بود. چلسی حدودا ١٨ ماه بود که به دنبال سرمایه‌گذار می‌گشت و همانطور که پیشبینی می‌شد افراد زیادی وقت آن‌ها را تلف کردند. رومن شخص مناسبی برای اینکار به نظر می‌رسید، البته که در آن زمان کسی از او شناخت نداشت. ما هیچ شناختی از او نداشتیم. صبح روز جمعه وکلای او مجله ی فوربز آمریکا را برای ما آوردند و او با سرمایه ی هنگفت نفر پانزدهم لیست بود که نکته مثبتی برای شروع به‌نظر می‌رسید.»

کادر مدیریتی چلسی رومن را نمی‌شناخت اما او خیلی چیزها در مورد چلسی می‌دانست. اشتیاق او برای فوتبال تنها دو ماه قبل با حضور در الدترافورد و تماشای حذف منچستر یونایتد از لیگ قهرمانان به دست رئال مادرید در بازی‌ای که هفت گل داشت و با هتریک رونالدوی برزیلی همراه شد، جرقه خورد. گرام سونس سرمربی وقت بلکبرن روورس، نقش همراه او در آن شب را ایفا میکرد. او به در خواست دوستش آبراموویچ را از فرودگاه منچستر سوار کرد.

 این تاجر روسی سریعا تصمیم گرفت که می‌خواهد مالک یک باشگاه باشد. بانک سرمایه گذاری UBS و بروس باک به همراه شرکت آمریکایی Skadden Arps به دنبال کمک برای تحقق بخشیدن به این اتفاق بودند.

بالاخره در ساعت 8:30 بعد از ظهر روز سه شنبه، اول ژوئیه، به وسیله باک و تیلور که آخرین قطعات این پازل را کامل کردند، این تحویل انجام شد؛ بیتس پیش از این رفته بود. 

تیلور:

«بانک من به کلی در دردسر افتاد وقتی شصت میلیون پوند به حساب وکیلم واریز شد، آن‌ها انتظارش را نداشتند، بعدش من زنگ زدم به کن [بیتس]، او آن موقع در پنت هاوسش در چلسی بود. به او گفتم: «زنگ زدم که ازت خداحافظی کنم!»  او گفت: «منظورت چیست؟» گفتم: «من شصت میلیون پوند در حساب وکیلم گرفتم و الان توی تاکسی هستم و دارم می‌روم فرودگاه!» در ابتدا این شوخی را جدی گرفت اما بعد متوجهش شد، اوقات خوشی برای همه بود. 

در طول این مدت، معامله نهایی شد، آبراموویچ موافقت کرد که حدود ۱۴٠ میلیون پوند پرداخت کند، ۶٠ میلیون برای خرید باشگاه و باقی هم برای پرداخت بدهی‌ها. 

این رقم به مرور زمان با توجه به میزان سرمایه‌گذاری‌های آینده او کمتر به چشم می‌آمد. اما اولین تلاش او برای مدیریت با توان مالی خود به عنوان مالک چلسی، به نتیجه نرسید و شکست خورد؛ زولا قرارداد جدیدی امضا نکرد و ترجیح داد به کشور خودش برگردد و برای کالیاری بازی کند.

زولا:

«یک روز من با مسئولین کالیاری صحبت کردم و توافق کردیم، بعد از آن یک تماس از طرف کن بیتس داشتم، او گفت: «فردا این باشگاه توسط یک فرد مهم خریداری خواهد شد.» من گفتم: «ببخشید، من قبلا توافق کرده‌ام که بروم.»

روز بعد دیدم که رومن باشگاه را خریده است، فکر نمی‌کردم او بداند که من در حال ترک باشگاه هستم.

«ترک چلسی برای من تصمیم دردناکی بود، زمانی که چلسی مذاکرات برای توافق و تمدید را آغاز کرد، لحظات خیلی سختی را تجربه کردم، او (آبراموویچ) به نوعی تلاش کرد کالیاری را متقاعد کند که من را به چلسی بفروشد، اما کالیاری قبلا تصمیمش را گرفته بود.»

تغییر مالکیت ناگهانی چلسی باعث شد تا هم‌تیمی‌های سابق زولا احساس عدم اطمینان خاطر کنند، خیلی از آن‌ها در تعطیلات بودند و این اتفاق، احساسات متفاوتی را برانگیخت. 

گرونشائر:

«وقتی این خبر رو شنیدم در خانه تابستونی‌ام در دانمارک بودم، در ابتدا فکر کردم که این یک تغییر مالکیت معمولی است و فکر نمی‌کردم که او (آبراموویچ) این‌قدر پولدار باشد و همه چیز قرار است تغییر کند؛ هیچکس فکرش را نمی‌کرد.»

جیمی فلوید هاسلبنک:

«من خیلی هیجان زده بودم، آبراموویچ آمد و به ما گفت که می‌خواهد قهرمان شویم و بهترین بازیکن‌ها قرار است به اینجا بیایند، با خودم فکر کردم: «اوکی، ولی باید ببینیم که این‌ها فقط شعار است یا او دارد راست می‌گوید.»

قبل از این اتفاقات، آبراموویچ در مورد سرمربی تصمیم گیری کرده بود؛ رانیری از سال ۲٠٠٠ در این پست بود و در سال ۲٠٠۲ چلسی را به فینال FA کاپ رسانده بود و در سال پس از آن، علیرغم اینکه تنها یک بازیکن جدید (آن هم به عنوان بازیکن آزاد) به ترکیب اضافه شده بود، رتبه چهارم را کسب کرده بود. با این وجود این انتظار وجود داشت که مالک بلندپرواز جدید، جایگزینی برای او انتخاب خواهد کرد.

رانیری:

«در روز ۸ ژوئیه، من احضار شدم. قرار بود برای اولین بار با آقای آبراموویچ دیدار کنم و نمی‌دانستم باید انتظار چه چیزی را داشته باشم. ما در اتاق هیات رئیسه در استمفوردبریج ملاقات کردیم. من، آقای آبراموویچ و سه نفر از همراهان(وکلای) او و ترور برچ در سالن حاضر بودیم. من صحبت را آغاز کردم چرا که نیاز بود نظرم را در رابطه با وضعیتم اعلام کنم. من گفتم که به اندازه کافی در دنیای فوتبال تجربه دارم که متوجه شوم تغییر مالک احتمالاً با تغییر رویکرد و اهداف همراه خواهد شد و یکی از تبعات این‌ها می‌تواند تغییر سرمربی باشد. من گفتم «لطفاً رو راست به من بگویید برنامه‌تان چیست. در غیر این صورت ممکن است سرمایه‌تان را هدر دهید و وقت من هم مانند وقت شما تلف شود.» از وضعیتم خوشحال بودم و می‌خواستم کارم را به اتمام برسانم. اما در این شرایط باید همه چیز واضح و بی‌ابهام باشد. او با قاطعیت پاسخ داد «نه. من می‌خواهم تو به مربیگری در تیم ادامه دهی.» این توضیح برای من کافی بود.»

در جلسه، آبراموویچ و رانیری به توافق رسیدند که تیم در هر پست نیاز به دو بازیکن با کیفیت دارد تا بتواند برای جام های داخلی و اروپایی رقابت کند.

جذب بازیکنان سرعت بیشتری به خود گرفت. گلن جانسن، جرمی، وین بریج و دیمین داف، همگی به فاصله شش روز و با قیمت مجموعا ۳۷ میلیون پوند به تیم پیوستند. همچنین تا اواسط آگوست مبلغ مشابهی برای جذب جو کول، سباستین ورون و آدرین موتو خرج شده بود.

چهار بازیکن اول به ترکیب تیم در مالزی برای افتتاحیه آسیا کاپ لیگ برتر اضافه شدند که چلسی با شکست نیوکاسل در ضربات پنالتی، موفق به تصاحب آن شد. فوتبال انگلیس با این هزینه‌های میخکوب‌کننده در تعجب فرو رفته بود.

نایب رئیس آرسنال، دیوید دین در اظهار نظر معروفی گفته بود:

«آبراموویچ تانک‌های روسی خود را روی چمن پارک کرده و اسکناس‌های ۵۰ پوندی به سمت ما پرتاب می‌کند!»

بری سیلکمن (مدیر برنامه‌ای که جرمی را به چلسی معرفی کرد):

«چلسی مدتی به دنبال جرمی بود اما بودجه کافی را در اختیار نداشت. آن‌ها برای مدت طولانی با وکیل بازیکن در اسپانیا صحبت می‌کردند. به محض اینکه رومن آبراموویچ کنترل امور را در دست گرفت، من با پینی زاهاوی صحبت کردم و گفتم »چطوره با جرمی قرارداد ببندیم؟» او برگشت و معامله انجام شد. »

گرونشائر:

«مدام بازیکنان جدیدی اضافه می‌شدند که خیلی خنده‌دار بود. ما در مالزی بودیم و یک روز وین بریج به تیم اضافه شد و بازیکنی تیم را ترک کرد. روز بعد دیمین داف آمد و سپس نوبت جرمی، جو کول و ورون بود. او (آبراموویچ) در مدت چند هفته، یک تیم کاملا جدید خریداری کرد.»

خریدهای جدید چلسی در تابستان ۲۰۰۳

چلسی فصل ۲۰۰۳-۲۰۰۴ را در رتبه دوم و با فاصله ۱۱ امتیازی آرسنال شکست‌ناپذیر به پایان رساند و در لیگ قهرمانان با شکست مقابل موناکو در نیمه نهایی، پس از حذف شاگردان آرسن ونگر در مرحله قبلی، از گردونه رقابت‌ها خارج شد. با ایجاد فضای مدیریتی متفاوت در استمفورد بریج که تا کنون ادامه یافته است، رانیری که موفق به کسب جام نشده بود در تیم دوام نیاورد. مسیر جدید باشگاه عالی و کاملا هموار بود. 

فینال لیگ قهرمانان آن سال بین پورتو و موناکو در واقع تعیین‌کننده جایگزین رانیری بود که در آن ژوزه مورینیو بر دیدیه دشام غلبه کرد. موج جدیدی از خرج کردن های آبراموویچ در تابستان ۲۰۰۴ ادامه پیدا کرد اما هسته اصلی ترکیبی که منجر به اولین قهرمانی چلسی در لیگ پس از ۵۰ سال در فصل پیش رو شد، از قبل تثبیت شده بود: لمپارد و تری هر دو در فصل آخر رانیری گام‌های بلندی برای موفقیت تیم برداشتند در حالیکه از میان خریدهای پر سر و صدای ۲۰۰۳، تنها ورون و موتو در موفقیت‌های آتی باشگاه نقشی نداشتند. 

آغاز مدیریت آبراموویچ در چلسی در ۲۰۰۳ همواره تاثیرگذار احساس شده و گذر زمان، اهمیت آن را نشان داده است. در یک تابستان پرالتهاب، یک مرد فوتبال انگلیس را برای همیشه تغییر داد. 

با تشکر از: آریا پسیان زاده، محمد ارشادی، رامین شکرخدا، محمد محمدی

t.me/chelseairanianfans