یه پسره دوران دبیرستان بود خیلی با ترکا لج بود

تصمیم گرفتیم یه ضدحال بهش بزنیم

سرکلاس ما پشته پسره میشستیم

پسره تا اومد بشینه ادامس که جویده بودیم انداختیم زیرش و نشست رو ادامسه

خلاصه داییم هم اونجا معلممون بود و سرکلاسش بودیم

پسره اجازه گرفت بره دستشویی تا پا شد تا دم در ادامس دم کونش چسبیده بود و داشت کش میومد

پسره وقتی دید کل کلاس بهش میخندن آتیش گرفت فهمید کار ماست

از اون روز ب بعد پسره درمورد ترکا زر نمیزد دیگه??

روز بعدش شنیدم پسره شلواره رو همینجور انداخته تو سطل خوابگاه???