آره آقای دکتر، ما انتخابگر هستیم، این ماییم که انتخاب میکنیم، این ما هستیم که تصمیم می‌گیریم. اما میدونی چرا اینو دائما بهمون میگن و همیشه تکرار می‌کنیم؟! هان؟! چون قراره عواقب تصمیم ها و خطاهامون فقط و فقط پای خودمون نوشته بشه. چون قرار نیس غیر از ما کس دیگه ای مقصر باشه. اگر قراره کسی مجازات بشه، اون خلافکاری باید مجازات بشه که دست کجی کرده، چرا؟! چون خودش انتخاب کرده و در این صورت فقط خودش مقصره. اینطوری کسی سراغ اونایی رو نمی‌گیره که اون خلافکار رو به اون تصمیم کشوندن. خیلی قشنگه نه؟!

اما آقای دکتر می‌دونی، حالا که قراره ما مسئول انتخاب های خودمون باشیم نه کس دیگه، پس بذار یه چیزی رو بهت بگم. تو جامعه من حق انتخاب ما از دو تا گزینه بیشتر نیس، اینکه باید گرگ باشی یا گوسفند...

 

شما نظرتون چیه؟! 

جملات بالا رو دوست داشتید؟! چقدر با این جنس منطق ها موافق هستید؟! بنظرتون انتخاب های ما تا چه اندازه تابع حق انتخاب ما هستند و تا چه اندازه تابع شرایط؟! تا چه اندازه واسه عوامل‌ اجتماعی در تصمیم گیری ها نقش قائل هستید؟! 

پ ن: یکی از مهم ترین علایق ام تو حوزه مسائل اجتماعی و جامعه شناسی، موضوع آسیب شناسی اجتماعی از جرايم و انحرافات هست. واسه همین شخصیت ضد قهرمان ها تو فیلم ها از قدیم برام جذاب بودن و دوست داشتم اونا رو تحلیل کنم. حالا تو ایام بیکاری، دارم دل نوشته هایی که شاید نشه اسم داستان رو روی اونها گذاشت رو می نویسم و بخش های از اون رو براتون میفرستم.