طرفداری - در طول تاریخ خط شکن‌های فراوانی وجود داشتند که در شروع کارهایشان با تمسخر و مقاومت جامعه مواجه شدند اما سالها بعد بابت همان اقدامات مورد تمجید و بزرگداشت قرار گرفتند. سازندگان آثاری که با مفهوم نژادپرستی ساخته شدند هم در ابتدا همین شرایط را داشتند. افرادی که پایه گذاران این جنبش بودند روزگاری توسط خود سیاه پوستان، زرد پوستان، مو قرمز‌ها، دورف‌ها و هرگونه قشر خاص دیگری حمایت نشدند. قشر‌های خاصی که با اصل کلمه خاص بودن مشکل دارند.

نژادپرستی؛ مدرن‌ترین حماقت قدیمی بشریت

 کل فلسفه نژادپرستی تفاوت رفتار و نگاه خاص است. روزی روزگاری بحث رفتار تحقیر آمیز و منفی بود اما امروز حتی نگاه ترحم آمیز توسط انسان‌ها برتابیده نمی‌شود، چه برسد به جنایاتی که بخواهد در حق انسان‌هایی رخ دهد که به هر مدل نگاه کوته فکرانه‌ای در یک مجموعه خاص قرار گیرند. همیشه سوءتفاهماتی هم ایجاد می‌شود. شاید از نظر قربانیان نژادپرستی تجویز دارویی خاص ژنتیک این افراد هم بوی نژادپرستی بدهد. اما تشخیص این مرز در دنیای مدرن واقعا کار سختی است. یک رویا یا یک مسیر در ذهن انسان نقش بست. جامعه‌ای متحد با قوانین یکسان برای این کره خاکی فراتر از تفاوت رنگ پوست، مذهب یا رسومات قدیمی و تفکرات پوسیده. روزگاری انسان‌ها در قبیله‌های ۶ نفری با قبیله‌ای دیگر درگیر می‌شدند اما با حضور یک نفر با دیدی وسیع تر این ۲ قبیله به هم پیوستند. آبادی‌ها به هم پیوستند. روستاها به شهرها تبدیل شدند. حکومت‌ها شکل گرفتند و این روند رو به جلو به یک بن بست موقت جدید خورد. زمانی که دوباره بحث نژاد در مقیاسی بزرگتر مطرح شد. شاید بخش‌هایی در زندگی ما باشد که مملو از نژادپرستی باشد اما به عنوان فعالیتی سرگرم کننده دیده می‌شود. معدود طرفداران ۲آتیشه تیم‌های فوتبال که دیگر لذت از زیبایی‌های فوتبال را فراموش کرده و از حرکت غیر ورزشی بازیکن تیم خودی و مصدوم کردن عمدی بازیکن حریف لذت می‌برند در مفهومی مشابه غرق شده‌اند.

جنایتی فراتر از رنگ پوست

 نژادپرستی به سیاه پوستان خلاصه نمی‌شود. روزگاری افرادی که موهای رنگ‌های متفاوت داشتند برچسب جادوگر یا جنی می‌خوردند. افراد با رنگ چشم‌های خاص در آتش سوزانده می‌شدند، به چه جرمی؟ جهالت و حماقت بدون مرز انسان. جهالتی که حتی بین حیوانات دیده نمی‌شود. حیواناتی که تنها تمایزی که بین یکدیگر قائل می‌شوند جایگاهشان در هرم غذایی است.

سینما و نژادپرستی

 سینما همیشه یکی از بزرگترین چکش‌های تغییر و شکل دادن تاریخ و شکستن رسومی احمقانه بوده و هست. این غول بزرگ با گرزی که در دست داشته مفاهیم زیادی را به خاک و خون کشیده و هیچ‌وقت هم فرصت استراحت نخواهد داشت. نژادپرستی شاید مهمترین مفهومی است که سینما در طول قرن اخیر بی‌رحمانه به آن حمله کرده و برگ جدیدی از تاریخ را در این کره خاکی ورق زده. شاید باید یک ژانر اختصاصی فقط برای نژادپرستی داشته باشیم. شاید باید فیلم‌های بیشتری داشته باشیم تا باورمان بشود این معضل هنوز در دنیا هست. شاید هنوز به اندازه کافی در مورد این مفهوم اطلاعات نداریم. در ادامه به معرفی فیلم‌هایی می‌پردازیم که از زوایای مختلفی نژادپرستی را مورد بررسی و شماتت قرار داده‌اند و از دیدن آنها نباید غافل شد.

Do the Right Thing  کار درست را انجام بده

 اسپایک لی به سراغ داستان شاگرد یک ایتالیایی(لفظ یک ایتالیایی مملو از مفهوم نژادپرستی است) رفته که دیوارهای رستورانش مملو از عکس سفید پوستان است و این موضوع جرقه‌ای برای درگیری‌‌های فراوان می‌شود. موکی شاگرد این مرد سمبل نمایش افرادی است که نمی‌دانند وقتی با این شرایط مواجه می‌شوند باید منفعت شخصی خود را بچسبند یا کار درست را انجام دهند. معضلی که شاید پلیس‌‌های سیه‌چرده ضد شورش نژادپرستی آمریکایی این روزها با آن درگیر باشند.

Schindler’s list  فهرست شیندلر 

 هولوکاست یکی از بزرگترین جنایات نژادپرستانه تاریخ بود. نسل کشی یهودیان در جریان جنگ جهانی دوم دیگر داستانی جدید نیست. زاویه جالب داستان این فیلم محدودیت یک نفر برای نجات جان افرادی بود که مجبور به انتخاب بین آنها شد. بازی کردن نقش خداوند کار خیلی سختی است، تصمیم مرگ و زندگی افراد یکی از نقش‌‌های خداوند است.

Station ایستگاه فروتویل 

 این فیلم روایت یک داستان واقعی راجع به کشته شدن اسکار گرانت به دست نیروهای پلیس است که مست از قدرت پایه‌ای ترین مفهوم پلیس و امنیت را گم کرده‌اند.

 

Green Book کتاب سبز 

 کتاب سبز یک نمایش واضح از عمومیت نژادپرستی است. جنایتی که به رنگ پوست محدود نمی‌شود. کتاب سبز داستان یک مرد دورگه ‌ایتالیایی آمریکایی است که کارمند یک پیانیست سیاه‌پوست است. کتاب سبز در بستر یک فیلم درام کمدی به زیبایی بدون مرز بودن نژادپرستی را به نمایش کشیده.

12 Years a Slave دوازده سال بردگی 

۱۲  سال بردگی با اصل فلسفه برده داری حمله کرده. شاید جالب ترین نکته‌ای که از فیلم استیو مک‌کویین می‌توان برداشت کرد این باشد که نژادپرستی قائم به زمان نیست. در دورانی که برده‌داری همچون نان مصرفی روزانه عادی بود حتی رفتار برده داران متفاوت بود و در اوج این بحران، افرادی هنوز مفهوم انسانیت را به خوبی می‌شناختند. به امید آن روز که با تمرکز بیشتر روی مشکلات واقعی، بشریت دیگر فرصتی برای توجه به حماقت‌‌های این چنینی نداشته باشد.