مجیدی +++: مسییییح جوون سلام آذری××× : [ ای بابا این که باز فوت لازمه ] سلام آقا فرهاد ، خوش اومدید مجیدی+++ : ببخشید دست خالی اومدم ، یکم سوغاتی آورده بودم دم در ازم گرفتن آذری××× : خودتون سوغاتی هستید

+++ : مصدومیت بد دردیه ، منم سه روز سرما خوردم اگه اون مصدومیت لعنتی نبود الان هفت تا آقای گلی داشتم و هفت ما هفت مونیخ بود. ××× : حیف شد گلا دود شد رفت هوا ، راستی گفتم گل ، نظرتون درباره گل جهانبخش چیه آیا واقعا آن یک گل بود؟؟ +++ : جهانبخش ؟ نمی شناسم ××× : :| +++ : مسیییح جوون میدونستی این بیمارستان هم قبل انقلاب جز اموال تاج کبیر بوده؟ ××× : جدی؟؟؟؟؟ +++ : آره دیگه ، اصلا همینجا با پودر و آمپول آشنا شدم ××× : پس سکوی پرتابتون اینجا بوده +++ : آره هعی یادش بخیر[ گوشیش را چک می کند] ××× : آرا رو چک می کنید؟؟ +++ : آره ، چرا سید جلال همون دقیقه اول شد شصت درصد؟؟ این همه ربات سیزده درصده؟ ××× : اسمسای ما رو بستن ، هرچی میزنیم شاه فرهاد نمیره کاناوارو هم زد نرفت ، شیوخ هم میزنن نمیره +++ : اینا اثرات پشت به قدرت و رو به مردم بودنه اشکال نداره [ اشکهایش جاری می شود] ××× : آقا فرهاد بفرما دستمال +++ : آها دنبال همین می گشتم ، مسیح جون من برم خونه دخترم تنهاست ××× : برید به سلامت ، زحمت کشیدید.

+++ : get well soon masii joon [ از بیمارستان خارج می شود و راهی راهنمایی و رانندگی می شود]