اختصاصی طرفداری - حمیدرضا گرشاسبی، مدیر عامل فعلی باشگاه پیکان و سابق پرسپولیس در نشست سرزده میهمان دوربین طرفداری بود. او در بخش دوم این گفتگو که امشب تقدیم شما می شود، در خصوص دوران حضورش در پرسپولیس و قرارداد برانکو ایوانکوویچ و علیرضا بیرانوند صحبت هایی مطرح کرد.
در باشگاه پرسپولیس وقتی گرفتاری باشد، باشگاه خصوصی است. گرفتاری مثلا بدهی مالیاتی داریم و حساب های گرشاسبی بسته می شود. کسی از وزارت ورزش نیز نمی آید در دادگاه یا مکان های دیگر و بگوید این شخص کارمند ما بوده و اصلا خودمان او را انتخاب کرده ایم. این فقط مختص من نبود و هیئت مدیره نیز همین وضعیت را داشتند. خدا جعفر کاشانی را بیامرزد. او اشک می ریخت و می گفت حساب هایم را بسته اند و اکنون شرمنده کارگرانم هستم که نمی توانم حقوق شان را بدهم. چه کسی می خواست جواب او را بدهد؟ آیا جعفر کاشانی کم خدمت کرد و زحمت کشید؟ او اسطوره اخلاق در ورزش بود. در پرسپولیس در آن سال ها در اوج بودیم و 40 میلیون هوادار را آرام و شاداب حفظ شده بودند ولی در آخر باید اتفاقات این گونه رقم بخورند؟ وقتی موارد دیگر نیز می بینند، به یک باره می گویند باشگاه دولتی است. یک سال و خرده ای است از پرسپولیس بیرون آمده ام ولی در ثبت شرکت ها این باشگاه همچنان به نام من است. چرا این گونه است و من باید برای مالیات، بیمه و ... گرفتار شوم؟ این ها مشکلاتی هستند که وجود دارند و نمی دانم چرا تفکری برای حل آن ها وجود ندارد. پس به همین دلیل دولتی بودن باشگاه، بازنشستگی مرا پیش کشیدند ولی در بحث بلیت فروش، این من هستم که به دادگاه می روم. ما بلیت فروشی پرسپولیس و استقلال را به اسپانسر واگذار کردیم. پس از گذشت بیش از 1 سال اکنون من به دادگاه کیفری باید بروم. دادگاه می گوید چرا فروش مال غیر کرده اید؟ خوب این ها برای استقلال و پرسپولیس هستند. ملک شخصی که نیست. در دادگاه واقعا افسوس خوردم وقتی آقایان قراب، افتخاری و هیئت مدیره خودمان را آن جا دیدم. چیزی که مال خودمان است را می گویند به غیر داده اید. چرا باید این گونه باشد؟ همین است که گرفتاری های باشگاه خصوصی می شوند ولی در تصمیمات دیگر می گویند تیم دولتی است.
نمی خواهیم شما را وارد حاشیه کنیم ولی نام شما در جنجال های چند ماه گذشته بارها ذکر شد. دلیلش چه بود؟
نمی توان خیلی به آن موضوعات ورود کرد. خستگی من زمانی در می رود که در خیابان، رفتار و تشکر مردم را می بینم. این رفتار مردم نگرانی های مرا از بین می برد چون آن ها بهترین قاضی هستند و می دانند چه کسی دروغ می گوید و چه کسی حقیقت را و چه کسی کار می کند. اکنون نیز متاسفم که اتفاقاتی پیرامون ورزش رخ می دهد. در واقع همه برنامه های ورزشی به موضوع فساد در ورزش و به خصوص فوتبال می پردازند که این موجب ناامیدی می شود. این وظیفه پدر خانواده است که این موضوعات را جمع کرده و فکری کند. این گونه نشود که پدری پسرش را از دنبال فوتبال رفتن بابت این فسادها و مسائل این چنینی منع کند. در حال حاضر همه را از لبه تیغ می گذرانند و خود مرا نیز قاطی این مسئله کرده اند. اکنون وظیفه چه کسی است که آرامش ایجاد کند؟ دو مدیر که یک سیستم ابقا کرده است، هر دو در رسانه با یکدیگر دعوا می کنند. چگونه دو نفر که نیروی یک سیستم هستند و یک نفر به آن ها ابلاغ داده، باید این گونه رفتار کرده و جنگ خود را وارد رادیو و تلویزیون کنند؟ آیا نمی شود هر دو را در یک اتاق قرار داد و گفت مشکل تان را با یکدیگر حل کنید؟ نمی دانم. شاید این نیز برنامه شان است که سرگرمی درست کنند واگرنه عقل چنین چیزی را حکم نمی کند. واقعا دوست دارم در خصوص خیلی چیزها صحبت کنم ولی اکنون زمان مناسبی نیست. این وظیفه شرعی و اخلاقی من است که همه صحبت هایم در حیطه ورزش را مطرح کنم. شاید مرا محاکمه کنند و شاید درسی شود برای مدیرانی که می خواهند وارد عرصه ورزش شوند. مدیریت در ورزش مانند مدیریت در یک اتاق شیشه ای است. هرکاری می کنیم حواس شان است.
شما سعی کردید برانکو را در پرسپولیس نگه دارید و قراردادش را برای چند سال تمدید کنید. در این روند چه اتفاقی رخ داد؟
وقتی مدیریت پرسپولیس را بر عهده گرفتم، بیش از 100 پرونده محکومیت از جانب AFC به باشگاه ابلاغ شده بود و ما زیر بار نمی رفتیم که به پرسپولیس بیاییم منتها آقای دکتر سلطانی فر این موضوع را مطرح کردند که این تیم 40 میلیون هوادار دارد و ... به هر حال ما کارمان را به گونه ای شروع کردیم که تیم از دو پنجره نقل و انتقالاتی محروم شده بود. یک نگرانی و استرس شدیدی در باشگاه وجود داشت زیرا مهدی طارمی در باشگاه حضور داشت ولی 4 ماه و نیم محروم بود و نمی توانست بازی کند. آقای برانکو نیز از این مسئله ناراحت بود که پرسپولیس در اوج از 2 پنجره نقل و انتقالاتی محروم بود. همه نگران بودند. به هر حال در آن زمان باید از شرایط روحی و روانی تیم مراقبت می کردیم و از طرف دیگر بیش از 100 پرونده را باید حل و فصل می کردیم. فکر می کنیم روی بیش از 16 سفته امضای شخصی کردم و به فدراسیون سپردم که هنوز هم همان جا هستند. به هر حال بخشی از طلبکاران را راضی کردیم تا به توافق برسند و مشکلی برای پرسپولیس به وجود نیاید. با بخشی دیگر از طلبکاران نیز به صورت دادن وعده تفاهم نامه امضا کردیم. عده ای نیز طلب خود را بخشیدند و عده ای دیگر نیز که پرسپولیسی بودند، می گفتند نمی خواهند سر به تن باشگاه باشد. به هر حال دوست داشتند پرسپولیس زمین بخورد. به هر حال با کمک هیئت مدیره و همه دوستان این مسائل مدیریت شدند. در این جا باید بگویم که میزان زیادی از بدهی ها را به خصوص در بخش بدهی های خارجی پرداخت کردیم. بدهی های خارجی خطرناک بودند ولی بدهی های داخلی را با کمک پیشکسوتان حل می کردیم یا اینکه وقت بیشتری می گرفتیم. به خارجی ها دسترسی نداشتیم. یک وکیل گرفته بودند که زبان شان، زبان تهدید بود. در نهایت با کمک خداوند، تمامی این پرونده ها را بستیم. فقط یک مورد مربوط به آقای جری بنگستون مانده بود. آن را نیز 60 درصد تخفیف گرفتیم که 55 هزار دلار شد. مبلغ پرداختی را نیز اقساطی کردیم. تنها 10 هزار دلارش مانده بود که دیگر مرا از پرسپولیس بیرون کردند. فکر می کنم آن 10 هزار دلار نیز پرداخت نشد و بعدا مشکلاتی ایجاد شد.
در وسط همین معرکه که صدرنشین لیگ بودیم و در لیگ قهرمانان آسیا نیز در حال صعود بودیم، قرارداد 12 بازیکن کلیدی به علاوه برانکو و دستیارانش تمام شده بود. بازیکن نیز می دانست که پرسپولیس اکنون نمی تواند بازیکنی بخرد. برخی بودند که بازیکنان را تحریک می کردند که الان هرچه بگویید، باشگاه قبول می کند. یک سری بازیکنان نیز آمدند و گفتند ما سفید امضا می کنیم. خدا می داند که به ما و هیئت مدیره چه گذشت که بالاخره از این تعداد، 5 نفر نماندند. البته برخی از آن ها را نیز برانکو نمی خواست. حتی خود برانکو می گفت که آقای گرشاسبی، 12 بازیکن کلیدی قراردادشان تمام شده و تیم نیز بازیکن نمی تواند اضافه کند. اگر این 12 بازیکن نیایند، من با چه بازیکنی در زمین حاضر شوم؟ حیثیت برانکو نیز برایش اهمیت داشت. برانکو واقعا عاشق پرسپولیس بود. او یک مربی حرفه ای، اخلاق مدار و دلسوزتر از هرکسی برای پرسپولیس بود. ابتدا می گفت که بندی در قرارداد بگذاریم که هر زمان خواستم بروم و در این صورت امضا می کنم. در نهایت صحبت کردیم و بندی اضافه شد که برانکو هر زمان می خواهد از باشگاه برود ولی باید 300 هزار دلار به پرسپولیس بدهد. دیگر صحبت ها و مذاکرات طولانی شدند. ما به خانه او می رفتیم و او به خانه ما نیز می آمد. حتی او را به کنسرت پسرم، آرمان نیز بردیم. به هر حال رابطه خوبی بین ما شکل گرفته بود. در نهایت در روز دیدار پرسپولیس و الجزیره، خود برانکو تماس گرفت و بچه ها قرارداد را برایش بردند و او نیز امضا کرد تا خیال همه ما راحت شود. خوشبختانه تیم نیز پس از آن نتیجه گرفت.
در میان همین تمدید قرارداد بازیکنان، مشکلاتی برایم پیش آمد که باید به دادگاه و دادسرا می رفتم. مثلا بازیکنی می گفت که یک بازیکن 3 برابر من قرارداد بسته و این در حالی است که نه عضو تیم ملی است و سطح مرا نیز ندارد. پس چرا قرارداد من باید کمتر باشد؟ او می گفت که دیگر نمی آید و ما می گفتیم که با تیم قرارداد داری. او می گفت نمی آیم و حتی اگر می خواهید مرا جریمه کنید. برانکو نیز می گفت که او را می خواهد. به هر حال قراردادش را بالاتر بردیم. چرا پشت پرده صحبت کنیم؟ او علیرضا بیرانوند بود. بیرانوند می گفت که من پنالتی کریستیانو رونالدو را گرفته ام و هر سال گزینه اول دروازه تیم ملی هستم و برای پرسپولیس نیز همه تلاشم را کرده ام. او درست می گفت و رشد خوبی داشت. به هر حال با هیئت مدیره و آقای کاشانی جلسه ای با او ترتیب دادیم. به او گفتیم قراردادت زیاد می شود ولی یک بند در آن می گذاریم که اگر بخواهی بروی باید مبلغی به پرسپولیس بدهی. ابتدا صحبت روی 50 هزار دلار بود ولی در نهایت بند را با 700 هزار دلار بستیم. حال او دارد از پرسپولیس می رود و من باید برای پاسخ به دادسرا بروم و کسی نمی گوید گردنت خُرد! این ها مسائلی هستند که انگیزه و تلاش آدم را از بین می برند ولی من به شخصه آدمی هستم که سختی کشیدن و فشار را دوست دارم. هرکجا نیز که موقعیتی خوبی وجود نداشته، ما را به آن جا هل داده اند. هیچ کجا نرفتیم که مثلا بگوییم خدا را شکر این جا بدهی و مشکلی ندارد. زمانی که پرسپولیس را تحویل گرفتم تیم 16 جدول بود و اکنون پیکان نیز تیم شانزدهم است؛ با این تفاوت که در پرسپولیس 9 هفته گذشته بود و اکنون 9 هفته باقی مانده و امیدوارم عرضه این را داشته باشیم که پیکان را در لیگ نگه داریم.
بیشتر بخوانید:
حمیدرضا گرشاسبی: پیشنهاد دادیم لیگ تمام شده و پرسپولیس قهرمان اعلام شود



