#مقاله ✅ یک گل؛ فقط یک گل تا قبل از گل اول بازی، اگرچه رئال صاحب توپ بود، اما با تعداد خیلی کمی تو حملات شرکت میکرد. ترکیب ۲-۴-۴ محتاطانه زیدان که تو خط حمله‌اش بنزما و هازارد بازی میکردن، باعث میشد که تو خیلی از لحظات بازی، هیچ رئالی‌ای تو محوطه جریمه والنسیا دیده نشه و البته با توجه به نفراتی که زیدان در اختیار داشت، چینش دیگه‌ای جز این ترکیب، چندان هم معقول به نظر نمیرسید؛  والنسیا تیم خطرناکی بود و زیدان دلش نمیخواست که با افزایش نفرات هجومی‌اش، شانس گل خوردن تیمش رو افزایش بده و دلیل تبدیل ترکیب ۳-۳-۴ بازی با ایبار به ترکیب ۲-۴-۴ امشب هم، همین مسئله بود؛ ابتدا گل نخوردن بایستی تثبیت میشد تا در ادامه، نوبت به گل زدن میرسید و زیدان به رقم خوردن این اتفاق ایمان داشت. گل اول بنزما تبدیل ایمانی نا آشکار به یقینی عینی بود؛  تبدیل باور توانستن به لمس رسیدن.  رئالِ بعد از دقیقه ۶۱، دیگه شانسی برای گلزنی حریف در نظر نمیگرفت؛  دیگه واهمه‌ای از حملات پر تعداد نداشت و دیگه آرامش بیش از حد تو بازی‌اش دیده نمیشد. رئال بعد از دقیقه ۶۱، سرعت بود و سرعت بود و سرعت؛  چشم‌نواز، هماهنگ و خیره‌کننده. رئال برای فرار از دلهره شکست، فقط به یک گل نیاز داشت تا احتیاط رو به شجاعت  و آرامش رو به دیوانگی تبدیل کنه؛  رئال فقط به یک گل نیاز داشت تا به تیم دلخواه تبدیل شه؛  فقط یک گل؛ بنزما روی پاس هازارد؛ دقیقه ۶۱. رئال حمله میکرد و آسنسیو، بیرون زمین، برای بازگشت به فوتبال آماده میشد. والنسیا زیر فشار رئال له میشد و آسنسیو میخواست به جای والورده به بازی بیاد تا تعداد مهاجم‌های رئال رو از دو به سه افزایش بده. والورده شماره قرمز رنگ ۱۵ رو بر روی تابلوی داور چهارم میدید و آسنسیو گوشش رو به زیدان میداد تا آخرین جمله پیش از ورود به زمین رو دریافت کنه. زیدان به مارکو گفت "برو تو زمین و از بازی لذت ببر؛ تو گل خواهی زد..." فقط پنجاه و یک ثانیه از ورود آسنسیو به زمین میگذشت که وعده زیدان عملی شد؛ مارکو آسنسیو بعد از یازده ماه و پنج روز دوری از فوتبال، روی حرکت فوق‌العاده مندی گل زد تا نمایش رئال هیجان‌انگیز تر شه. نمایشی که پرده آخرش هم، با تکل کاسمیرو آغاز شد؛ با دید بالای کروس ادامه پیدا کرد؛ به پاس آسنسیو رسید و به دریبل بنزما و والی فوق‌العاده‌اش با پای چپ ختم شد تا اجرای دلپذیر ۲۹ دقیقه‌ای رئال، با درخشان‌ترین پایان‌بندی ممکن، به اتمام برسه؛ و زیدان به نشانه لذت از این عملکرد کوتاه جذاب، در حالی که لبخند میزد، دستی بر روی سرش بکشه؛ و ما هم متقاعد شیم که برای دیدن ۲۹ دقیقه جذاب از رئال، تحمل ۶۱ دقیقه بازی کسالت‌بار این تیم ارزش داشت...